ه همه آنها، و گرنه با سياق آيه كه مى فرمود: (در خلقت هر چه بخواهد اضافه مى كند) و با روايات ديگر كه مى فرمود: (جبرئيل ششصد بال داشت )معارض خواهد بود.
و ازكتاب توحيد حكايت شده ، كه وى به سند خود از ابى حيان تيمى ، از پدرش از اميرالمؤ مين (عليه السلام ) روايت كرده ، كه فرمود: احدى از مردم نيست مگر آنكه با او چند فرشته است ، كه وى را از اينكه در چاهى سقوط كند، و يا ديوارى به رويش فرو ريزد، و يا ناملايمى به او برسد، حفظ مى كنند، و اين مراقبت را در طول عمر او ادامه مى دهند تا اجلش فرا رسد، آن گاه او را تنها مى گذارند، تا هر بلايى كه مقدر است ، بر سرش بيايد.... .
و از كتاب بصائر، از سيارى ، از عبداللّه بن ابى عبداللّه فارسى ، و غير او روايتى آورده كه نامبردگان بدون ذكر سند، از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده اند، كه فرمود: كرّوبيان طايفه اى از شيعيان ما هستند كه از خلق اولند، كه خداى تعالى آنان را در پشت عرش قرار داده ، آنقدر نورانى هستند كه اگر نور يكى از ايشان بر تمامى اهل زمين تقسيم شود، ايشان را كفايت كند. آنگاه فرمود: موسى (عليه السلام ) بعد از آنكه از خدا درخواست ديدن كرد، خداوند به يكى از كروبيان فرمود تا براى كوه تجلى كند، و او هم براى كوه جلوه اى كرد، و با جلوه خود، آن را پاره پاره ساخت .
كلام نورانى امام سجاد عليه سلام در صحيفه سجاديه درباره فرشتگان مقرب الهى
و از صحيفه سجاديه حكايت شده كه امام سجاد (عليه السلام ) در يكى از دعاهايش - كه درباره حاملان عرش خدا، و هر فرشته مقرب اوست - چنين گفته : بار الها! بر حاملان عرشت درود فرست ، كه هرگز از تسبيح تو خسته نمى شوند، و از تقديست به تنگ نمى آيند، و از عبادت تو به ستوه نمى آيند، هرگز كوتاهى كردن در انجام وظيفه را بر جديت بر امر تو ترجيح نمى دهند، و از وله و عشق ورزيدن به تو غافل نمى شوند، و به اسرافيل كه صاحب صور شاخص است ، آن كه همواره در انتظار فرمان توست ، تا با دميدن در آن ، خفتگان در قبور و گروگانهاى گور را بيدار كند، و به ميكائيل ، آن فرشته آبرومند در درگاهت كه از اطاعتت مكانى رفيع يافته ، و جبرئيل كه امين بر وحى توست ، و فرمانش در آسمانهايت نافذ است ، و نزد تو مكانى دارد، و مقرب درگاه توست ، و به روح ، كه مسلط بر ملائكه حجابهاست ، و آن روح كه از امر تو است .
بار الها! هم برايشان درود بفرست ، و هم بر ملائكه پايين تر از آنان ، آنها كه ساكنان آسمانهايت ، و اهل امانت بر رسالتت هستند، آنهايى كه دايم در عبادت بودن خسته شان نمى كند، و از غلبه خواب و خستگى سست نمى شوند، شهوتها از تسبيح تو بازشان نمى دارد، و سهو غفلتها از تعظيم تو غافلشان نمى كند، آنها كه از عظمت تو ديدگانى افتاده و خاشع دارند و هرگز جراءت سربلند كردن و به تو نگريستن نمى كنند، آنها كه چانه هايشان (از شدت خضوع ) پايين افتاده ، و رغبتشان در آنچه نزد تو سراغ دارند طولانى ، و يادشان از نعمت هاى تو دائمى است ، در برابر عظمت تو و جلال كبريائيت متواضعند، و آنهايى كه چون جهنم را مى بينند، كه بر اهل معصيت ، زبانه مى كشد، مى گويند: (خدايا تو منرهى ، و ما آن طور كه بايد عبادتت نكرديم ).
پروردگارا! پس درود بفرست بر ايشان ، و بر روحانيان از فرشتگان ، و مقربين درگاهت ، و حاملان غيب به سوى رسولانت ، و آنها كه بر وحيت امين تو شدند، و دسته هاى مختلف از فرشتگانت ، كه تو آنان را به خودت اختصاص دادى ، و با تقديست ، از طعام و نوشيدنيها بى نيازشان كردى ، و در باطن طبقات آسمانهايت جاى دادى ، و آنها كه در اطراف آسمانهايت قرار دارند، تا روزى كه فرمانت صادر شود، بساط خلقتت را برچينند.
و آنها كه خزانه دار باران و رانندگان ابرند، و آن فرشته اى كه به خاطر صداى زجر او صداى ناله رعدها شنيده مى شود، و آنان كه برف و تگرگ را مشايعت نموده با دانه هاى باران در هنگام نزول فرود مى آيند، و آنها كه قوام خزينه هاى باد به وجود ايشان است ، و آنها كه موكل بر كوهها هستند، تا فرو نريزند، و آنها كه تو، وزن آبها وكيل آبى كه بارانهاى مفيد و مضر مشتمل بر آنند، به ايشان شناساندى ، و آن فرشتگان كه رسولان تو به سوى اهل زمين هستند كه يا بلايى مكروه مى آورند، و يا رخايى محبوب .
و سفيران كرام بر ره ، و حافظان كرام نويسنده ، و ملك الموت و كاركنانش ، و منكر و نكير و مبشر و بشير، و رؤ مان كه بازپرس قبور است ، و طواف كنندگان بيت معمور، و مالك دوزخ ، و خازنان آن ، و رضوان بهشت و پرده داران آن ، و آن فرشتگانى كه آنچه تو دستور مى دهى بدون عصيان فرمان مى برند، و آنهايى كه به اهل بهشت مى گويند: (سلام عليكم ، اين بهشت به خاطر صبرى است كه كرديد، و چه نيك است پايان خوب اين سرا،) و زبانيه كه وقتى دستور مى رسد (كفار را بگيريد و ببنديد و به سوى دوزخ بكشيد) به سرعت مى شتابند، و مهلتشان نمى دهند، خدايا به همه اينها كه به ذكر نامشان ملهم شديم ، درود فرست ، هر چند كه ما به مكان و منزلت يك يك آنها در درگاه تو آشنا نيستيم ، و نمى دانيم به چه كارى موكلند، و به ساكنان هوا و زمين و آب و هركس از ايشان كه موكل بر خلقند.
بار الها! بر همه شان درود بفرست ، در آن روز كه هركس ى وقتى مى آيد يك سائق با او هست و يك گواه ، بر همه شان درودى بفرست كه كرامتى بر كرامتشان و طهارتى بر طهارتشان بيفزايد.....
عظمت صورت واقعى جبرئيل و همچنين اسرافيل 
و در بحار، از الدر المنثور از ابن شهاب روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از جبرئيل خواست تا خود را با صورت واقعى اش به وى نشان دهد، جبرئيل گفت : تو طاقت ديدن صورت واقعى مرا ندارى ، فرمود: با اين حال دوست دارم تو را به آن صورت ببينم ، پس رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله وسلم ) در شبى مهتابى به نمازگاه خود بيرون رفت ، كه ناگهان جبرئيل با صورت واقعى اش نزدش آمد، آن جناب از ديدن وى بيهوش شد، و چون به هوش آمد ديد تكيه بر جبرئيل دارد، و جبرئيل يكى از دو دست خود را بر سينه او و دست ديگر را بين دو شانه او نهاده ، فرمود: من هرگز باور نمى كردم كه چيزى از مخلوقات به اين شكل باشد، جبرئيل گفت : پس چطور مى توانى اسرافيل را ببينى ؟ او دوازده بال دارد كه يك بالش در مشرق و بال ديگرش در مغرب است ، و عرش بر شانه او قرار دارد و گويا در برابر عظمت پروردگار آنقدر كوچك مى شود كه به صورت مرغى كوچكتر از گنجشك در مى آيد و در هر حال عرش خدا را عظمت خدايى حمل مى كند.
و در صافى از توحيد نقل كرده ، كه بسند خود از اميرالمؤ مين (عليه السلام ) روايت كرده كه در حديثى فرمود: منظور از آيه (ما زاغ البصر و ما طغى لقد رامن آيات ربه الكبرى ) - چشم منحرف نشد، و عوضى هم نديد، او از آيات بزرگ پروردگارش را ديد اين است كه آن جناب جبرئيل را دو بار به صورت واقعى اش ديد، يكى اين بار بود، و يكى هم بارى ديگر، و از اين جهت جبرئيل را از آيات بزرگ خدا خواند، كه جبرئيل خلقتى عظيم دارد، و او از روحانيين است ، كه خلقت و صفتشان را غير از خدا كسى درك نمى كند.
و از خصال حكايت شده كه ب