ه همين جهت مى بينيم همه جا دادن كتاب را به همه قوم نسبت مى دهد مثلا مى فرمايد: (و لقد آتينا موسى الهدى و اورثنا بنى اسرائيل الكتاب هدى و ذكرى لاولى الالباب ).
و نيز فرموده : (انا انزلنا التّورية فيها هدى و نور يحكم بها النّبيّون الّذين اسلموا للذين هادوا و الرّبانيّون و الاحبار بما استحفظوا من كتاب اللّه ).
و نيز فرموده : (و ان الّذين اورثوا الكتاب من بعدهم لفى شك منه مريب ) كه در اين چند آيه نسبت ارث بردن تورات را به همه بنى اسرائيل داده ، با اينكه متصديان امر تورات ، بعضى از بنى اسرائيل بودند نه همه .
و مراد از (كتاب ) در آيه مورد بحث - به طورى كه از سياق برمى آيد - قرآن كريم است ، و غير از اين هم نمى تواند باشد، براى اينكه در آيه قبلى بدان تصريح كرده ، فرمود (و الّذى اوحينا اليك من الكتاب ). بنابراين (الف و لام ) در الكتاب الف و لام عهد خ واهد بود، (و معناى الكتاب همان كتاب خواهد بود)، نه الف و لام جنس (به معناى همه كتابها). بنابراين ديگر نبايد به گفته كسى كه گفته : (الف و لام براى جنس است ، و مراد از كتاب مطلق كتابهاى آسمانى است كه بر انبياء نازل شده ) اعتناء كرد.
و كلمه (اصطفاء) از ماده (صفو) گرفته شده كه معنايش قريب به معناى اختيار است ، با اين تفاوت كه اختيار به معناى انتخاب يك چيز از بين چند چيز است كه بهترين آنها است و اصطفاء نيز انتخاب يكى از چند چيز است ، اما يكى كه از بين همه صفوه و خالص باشد.
(من عبادنا) - احتمال دارد كلمه (من ) براى بيان باشد، احتمال هم دارد براى ابتدا، يا تبعيض باشد. ولى آنچه به ذهن قريب تر است اين است كه بيانيه باشد، چون در آيه (و سلام على عباده الّذين اصطفى ) هم سلام را بر همه بندگان خالص فرستاده ، نه بر بعضى از ايشان .
مقصود از بندگان خاص (الذين اصطفينا) كه خداوند كتاب را به ايشان به ارثرساند
مفسرين در اينكه منظور از اين بندگان خاص چه كسانى هستند اختلاف كرده اند، بعضى گفته اند: (انبيا هستند). بعضى ديگر گفته اند: (بنى اسرائيلند)، كه جزو مشمولين آيه (ان اللّه اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ) هستند).
و بعضى ديگر گفته اند: (امت محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) هستند كه قرآن را از پيغمبر خود ارث برده ، و نيز به سوى او بازگشت مى كنند، و علمايشان بدون واسطه و بقيه امت به واسطه علما از قرآن بهره مند مى شوند). و بعضى ديگر گفته اند: (تنها علماى امت محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) هستند).
بعضى ديگر - كه روايات بسيار زيادى از امام باقر و صادق (عليهما السلام ) بر طبق گفته آنان هست - گفته اند: (مراد از اين كسان كه اصطفاء شده اند، ذريه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از اولاد فاطمه (عليهاالسلام ) هستند، كه جزو آل ابراهيم و مشمول آيه (ان اللّه اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ) نيز هستند.
و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) هم تصريح فرموده ، به اينكه : آنان عالم به قرآن هستند، و نظر ايشان درباره قرآن صائب است .
و در روايت (انى تارك فيكم الثقّلين كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى لن يفترقا حتى يردا على الحوض ) - كه متواتر و مورد اتفاق دو طايفه شيعه و سنى است - فرموده : آنان ملازم قرآنند.
پس بنابراين ، معناى آيه چنين مى شود: بعد از آنكه ما قر آن را به تو وحى كرديم - چون كلمه (ثمّ) معناى تاخير رتبه را افاده مى كند - آن را به ذريه تو ارث داديم ، البته آن ذريه ات كه ما اصطفايشان كرديم ، و از بين همه بندگان آنان را در همان روزى كه آل ابراهيم را برمى گزيديم انتخاب كرديم ، و اضافه شدن كلمه (عباد) به كلمه (نا) كه نون عظمت است اضافه تشريفى است ، و مى خواهد به شرافت ذريه اشاره كند.
(فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات ) - احتمال دارد ضمير در (منهم ) به همان برگزيده شدگان برگردد، كه در نتيجه هر سه طايفه يعنى ظالم به نفس ، مقتصد، و سابق به خيرات ، در وراثت شريكند، چيزى كه هست وارث حقيقى همان عالم به كتاب ، و حافظ كتاب است ، كه عبارت است از سابق به خيرات .
احتمال هم دارد ضمير مزبور به كلمه (عبادنا) برگردد، البته در صورتى كه اضافه عباد به كلمه (نا) شرافتى به عباد ندهد، آن وقت كلمه (فمنهم ) تعليل را مى رساند، و چنين معنا مى دهد: ما تنها كتاب را به بعضى از بندگان خود ارث داديم ، و آنان عبارتند از عده اى كه ما ايشان را برگزيديم ، نه همه بندگان ، براى اينكه بعضى از بندگان ما ظالم به نفس خود بودند، و بعض ى هم ميانه رو بودند، و بعضى سابق به خيرات بودند، و همه اين سه طايفه صلاحيت وراثت كتاب را نداشتند.
ممكن است وجه اول را تاءييد كرد به اينكه چه مانعى دارد وراثت را به همه نسبت دهيم ، در حالى كه قائمين واقعى به امر وراثت بعضى از افراد باشند، همچنان كه نظير اينگونه نسبت را در آيه (و اورثنا بنى اسرائيل الكتاب ) مى بينيم .
و از اينكه در آيه شريفه بين سه طايفه ظالم به نفس ، مقتصد، و سابق به سوى خيرات ، مقابله انداخته ، فهميده مى شود كه مراد از ظالم به نفس كسى است كه گناهى به گردن داشته باشد، و اين عنوان شامل هر مسلمانى از اهل قرآن مى شود، چون اهل قرآن است كه عنوان اصطفاء و وارث قرآن بر او صادق است .
و مراد از (مقتصد) كه به معناى متوسط است ، آن كسى است كه : در وسط راه ، و بين طريق واقع است . و مراد از سابق به سوى خيرات به اذن خدا، آن كسى است كه : از دسته اول يعنى ظالم به نفس ، و از دسته دوم ، يعنى ميانه روها، به درجات قرب نزديك تر است ، و اين طايفه به اذن خدا نسبت به آن دو طايفه ديگر، به خاطر فعل خيرات ، امامت دارند، همچنان كه خداى تعالى مى فرمايد: (و السابقون السابقون اولئك المقربون ).
(ذلك هو الفضل الكبير) - يعنى اينكه قبلا گفتيم كتاب را ارث داديم ، خود ف ضلى است بزرگ ، از ناحيه خدا، كه فعاليت و كوشش كسى در آن دخالت ندارد، و چنان نيست كه كسى از راه عمل به وظايف ، به آن فضل برسد.
اقوال مختلف مفسرين در تفسير آيه فوق 
اين آن معنايى است كه سياق آيه و نيز رواياتى كه در معناى آيه وارد شده ، آن را افاده مى كند.
اما مفسرين در تفسير آيه اختلافهاى عجيبى به راه انداخت ه اند، اختلافى در معناى كلمه (ثمّ) كرده اند كه بعضى گفته اند: (اين كلمه براى تراخى است ، يعنى بعديّت در خبر دادن را مى رساند). بعضى ديگر گفته اند: (براى تراخى و افاده بعديت رتبى است ). بعضى گفته اند: (براى افاده بعديت زمانى است ).
و در عطف كردن اين كلمه نيز اختلاف است . بعضى گفته اند: (آيه عطف است بر جمله (اوحينا).بعضى ديگر گفته اند: عطف است بر جمله (الّذى اوحينا).
باز در معناى جمله (اورثنا) اختلاف كرده اند كه بعضى گفته اند: (مراد همان معناى ظاهر جمله است ). بعضى ديگر گفته اند: معنايش اين است كه : (ما حكم كرديم و مقدر نموديم به اينكه كتاب به ايشان ارث برسد).
و نيز در معناى كتاب اختلاف كرده اند كه بعضى گفته اند: (مراد از آن ، قرآن است ). بعضى ديگر گفته اند: (جنس كتابهاى آسمانى ، و همه آنها است ).
و در معناى جمله (الّذين اصطفين