نسبت داده ، از اين جهت است كه : شيطان با تسويلات و جلوه دادن هاى خود، اين عمل زشت را به گردن بت پرستان گذاشته ). ولى اين گونه تفسير كردن ، بيهوده خود را به زحمت افكندن است .
وجه اينكه چرا خداوند مجرمين را به عنوان بنى آدم خطاب كرده اين است كه دشمنى شيطان نسبت به مشركين ، به خاطر غرض ‍ خاصى كه به آنها داشته باشد، نبوده ، بلكه به خاطر اين بوده كه فرزندان آدم بودند. و اين دشمنى در روز اول آن جا بروز كرد كه ماءمور به سجده بر آدم شد و زير بار نرفت و استكبار كرد، نتيجه اش هم اين شد كه از درگاه خدا رانده شد از آن روز با ذريه آدم نيز دشمن گرديد و همه را تهديد كرد، و به طورى كه قرآن حكايت كرده گفت : (ارايتك هذا الّذى كرمت على لئن اخرتن الى يوم القيامة لاحتنكن ذريته الا قليلا)).
مراد از عهد خدا با بنى آدم در آيه : (الم اعهد اليكم يا بنى آدم ان لا تعبدوا الشيطان...) 
و اما آن عهدى كه خداى تعالى با بنى آدم كرد كه شيطان را عبادت و پرستش و اطاعت نكنند، همان عهدى است كه به زبان انبيا و رسولان خود به بشر ابلاغ فرمود و تهديدشان كرد از اينكه او را پيروى كنند، مانند اين پيام كه فرمود: (يا بنى آدم لا يفتننّكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنة ) و نيز فرمود (و لا يصدنكم الشيطان انه لكم عدو مبين ).
ولى بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از عهد مزبور عهدى است كه خداى ت عالى در (عالم ذر) از انسانها گرفت و فرمود: (الست بربكم قالوا بلى ) و ليكن اگر به خاطر داشته باشيد، ما در تفسير آيه ذر گفتيم : عهد (عالم ذر) به وجهى عين آن عهدى است كه در دنيا متوجه بشر كرده .

و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم

اين جمله عطف است به جمله قبلش و ما در سابق در تفسير سوره حمد در ذيل آيه (اهدنا الصراط المستقيم ) تفسير صراط مستقيم را بيان كرديم .

و لقد اضل منكم جبلا كثيرا ا فلم تكونوا تعقلون

كلمه (جبل ) - به كسره جيم و باء و تشديد لام - به معناى جماعت است . و بعضى گفته اند: (به معناى جماعت بسيار است ). و بناى آيه شريفه بر توبيخ و عتاب به كفار است كه آيا كسى را اطاعت مى كنيد كه قبل از شما جماعتهاى بسيارى را گمراه كرد، آيا نمى خواهيد تعقل كنيد؟

هذه جهنم التى كن تم توعدون

كلمه (كنتم ) استمرار را مى رساند و مى فهماند تهديدتان به جهنم يك بار و دو بار نبود، بلكه به زبان انبيا و رسولان (عليهم السلام ) دائما تهديد مى شديد، و اولين بارى كه تهديد شديد، همان روزى بود كه به ابليس فرمود: (ان عبادى ليس لك عليهم سلطان الا من اتبعك من الغاوين و ان جهنم لموعدهم اجمعين ).
و در لفظ آيه اشاره هست به اينكه : در روز قيامت جهنم را حاضر مى كنند.

اصلوها اليوم بما كنتم تكفرون

كلمه (صلا) به معناى ملازمت و پيروى كردن است . و بعضى گفته اند: به معناى ت حمل و چشيدن حرارت است . و از جمله (بما كنتم تكفرون ) برمى آيد كه خطاب آيه به كفار است . پس معلوم مى شود، مراد از مجرمين در چند آيه قبل هم همان كفارند.

اليوم نختم على افواههم و تكلّمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون

يعنى هر يك از دست و پاهايشان شهادت مى دهد به آن كارهايى كه به وسيله آن عضو انجام داده اند؛
مثلا دستها به آن گناهانى شهادت مى دهد كه صاحب دست به وسيله آن مرتكب شده ، (سيلى هايى كه به ناحق به مردم زده ، اموالى كه به ناحق تصرف كرده ، شهادتهايى كه به ناحق نوشته و امثال آن )، و پاها به خصوص آن گناهانى شهادت مى دهند كه صاحب آن با خصوص آنها انجام داده (لگدهايى كه به ناحق به مردم زده ، قدم هايى كه به سوى خيانت و ظلم و سعايت و فتنه انگيزى و امثال آن برداشته ).
و از همين جا روشن مى گردد كه هر عضوى به عمل مخصوص به خود شهادت مى دهد و گويا مى گردد. و نام دست و پا در آيه شريفه از باب ذكر نمونه است (و گرنه چشم و گوش و زبان و دندان ، و هر عضو ديگر نيز به كارهايى كه به وسيله آنها انجام شده ، شهادت مى دهند). و لذا مى بينيم كه در جاى ديگر قرآن نام گو ش و چشم و قلب را برده ، و فرموده : (انّ السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولا و در سوره حم سجده ، آيه 20 نام پوست بدن را آورده كه ان شاءاللّه تعالى به زودى در تفسير سوره حم سجده مطالبى مربوط به اين بحث خواهد آمد.
بحث روايتى 
(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به قيام قيامت واحوال دوزخيان و بهشتيان و...)
در تفسير قمى در ذيل آيه (ما ينظرون الا صيحة واحدة ...) آمده كه : اين صيحه در آ خر الزمان خواهد بود، مردم در آن روزگار گرفتار يك صيحه مى شوند و در حالى كه مر دم در بازارها مشغول مخاصمه هستند، ناگهان گرفتار اين صيحه گشته و همه در جا مى ميرند. و احدى نيست كه به خانه خود برگردد، و يا سفارشى به كسى بكند، و همين است معناى جمله (فلا يستطيعون توصية و لا الى اهلهم يرجعون ).
و در مجمع البيان گفته : در ضمن حديثى آمده كه : وقتى قيامت به پا مى شود كه مردم سرگرم كار و زندگى خويشند و بساط و كار و كسب خود را گسترده ، سرگرم دادوستدند، و قبل از آنكه آن را جمع كنند قيامت به پا مى شود و چه بسا كه اشخاصى لقمه را برداشته به طرف دهان مى برند، و قيام قيامت در اين مدت كوتاه فرا مى رسد، و از رسيدن لقمه به دهانشان جلوگيرى مى كند. و چه بسا مردى در همان حالى كه مشغول پر كردن حوض است تا دامهاى خود را آب دهد، قبل از آب دادن قيامت به پا مى شود.
مؤ لف : اين معنا در الدر المنثور از ابو هريره از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم )، و نيز از قتاده از آن جناب به طور مرسل - بدون ذكر سند - روايت شده است .
و در تفسير قمى در ذيل آيه (و نفخ فى الصور فاذا هم من الاجداث الى ربهم ينسلون ) از امام (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود: (من الاجداث ) يعنى از قبرها. و در روايت ابى الجارود است كه از امام باقر (عليه السلام ) در ذيل جمله (يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا) فرمود: ملائكه در پاسخشان مى گويند: اين همان وعده اى است كه رحمان مى داد، و فرستادگان خدا راست مى گفتند.
و در كافى به سندى كه به ابى بصير رسانده از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ابوذر - كه خدا رحمت ش كند - در خطبه اش مى فرمود: بين مرگ و قيامت بيش از خوابى كه بكنى و سپس بيدار شوى فاصله نيست .
و در تفسير قمى در ذيل جمله (ان اصحاب الجنة اليوم فى شغل فاكهون ) گفته : يعنى با زنان ملاعبه و بازى مى كنند.
و نيز در همان كتاب در روايت ابى الجارود است كه امام باقر (عليه السلام ) در تفسير جمله (فى ظلال على الارائك متكئون ) فرموده : كلمه (ارائك ) تختهايى است كه روى آن حجله ها باشد.
باز در همان كتاب در تفسير جمله (سلام قولا من رب رحيم ) فرموده : سلام از ناحيه خدا به معناى امان است ، و در ذيل جمله (و امتازوا اليوم ايها المجرمون ) فرموده : چون خدا خلق را در روز قيامت جمع كند، همه برپا خواهند ماند به حدى كه عرق ايشان را فرا مى گيرد، پس ندا مى كنند: پروردگارا به حساب ما رسيدگى كن هر چند كه جهنمى باشيم ، تكليف مان را معلوم كن ، تا اگر دوزخى هستيم به دوزخ برويم .
آنگاه فرمود: خداى تعالى بادهايى مى فرستد تا در بين آنان بوزد، و م