ند، و در آنجا مى مانند تا عذاب ببينند. در اين آيه اشاره است به اينكه : حميم مذكور در داخل جهنم نيست .
(انـهـم الفـوا آبـاءهـم ضـاليـن فـهـم عـلى آثـارهـم يهرعون ) - كلمه (الفوا) از (الفـاء) است كه به معناى يافتن است و معناى اينكه مى گوييم (الفيت فلانا) اين اسـت كـه : مـن فـلانـى را يـافـتـم و بـه او بـرخـوردم . و كـلمـه (يـهـرعـون ) فعل مضارع مجهول است از ماده (اهراع ) كه به معناى سرعت گرفتن است .
مـعناى آيه اين است كه : علت خوردنشان از درخت (زقوم ) و نوشيدنشان از (حميم ) و برگشتن به سوى (دوزخ ) اين است كه : اينان پدران خود را گمراه يافتند، - و با ايـنـكـه مـى دانـسـتـنـد ايـشان گمراهند، با اين حال از ايشان كه ريشه و مرجع آنان بودند تـقـليـد كـردنـد - و بـه هـمين جهت دنبال پدران خود به سرعت به سوى دوزخ مى روند، نـخـسـت به خوراكيهاى مذكور برمى خورند، و سپس به سوى دوزخ برمى گردند. درست جزاى آخرتشان مطابق رفتار دنيايشان است 
بحث روايتى 
(روايـــاتـــى دربـــاره مـــســـؤ ول بـــودن انـــســـان ، و درذيل برخى آيات گذشته )
در الدر المـنـثـور اسـت كـه : ابـن مـنـذر، از ابـن جـريـح ، روايـت كـرده كـه در ذيـل جـمـله (بـل عـجبت ) گفته است رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: من وقـتـى قـرآن نـازل شـد از ن زول آن تـعجب كردم ، و گمراهان بنى آدم آن را مسخره كردند (درست عكس العمل من و آنها در دو نقطه ضد و مقابل هم بود).
و در تـفـسـيـر قمى در ذيل آيه (احشروا الّذين ظلموا) آورده كه امام فرمود: يعنى محشور كـنـيـد آنـانـى را كـه بـه آل مـحـمـّد (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در حقشان ظلم كردند و (ازواجهم ) يعنى آنانى را كه در اين ظلم شبيه به آنان بودند.
مـؤ لف : صـدر روايـت از بـاب ذكـر مـصـداق اسـت ، نـه ايـنـكـه ظـلم مـنـحـصـر در ظـلم به آل محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) باشد.
و در مـجـمع البيان در ذيل جمله (وقفوهم انهم مسئولون ) فرموده : بعضى ها گفته اند: يـعـنـى از ولايـت عـلى (عـليـه السـلام ) بـازخـواسـت مـى شـونـد - نقل از ابى سعيد خدرى -.
مـؤ لف : ايـن روايـت را شـيـخ طـوسـى هـم در امـالى خـود بـه سـند خود از انس بن مالك از رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) آورده و دركـتـاب عيون از حضرت على ، و از حـضـرت رضـا (عـليـه السـلام ) از رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم ) نقل كرده و در تفسير قمى آن را از امام (عليه السلام ) روايت كرده است .
و در كـتـاب خـصـال از امـيـر المـؤ مـيـن (عـليـه السـلام ) حـديـث كـرده كـه فـرمـود: رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم ) فـرمـود: بـنـده خـدا در روز قيامت قدم از قدم بـرنـمـى دارد تـا از چـهـار چـيـز بـازجويى شود، از عمرش كه در چه كارى تباه كرد. از جـوانى اش كه در چه كارى به سر برد. از مالش كه از چه راهى كسب كرد و در چه راهى خرج كرد. و از محبت ما اهل بيت .
مؤ لف : نظير اين روايت را صاحب كتاب علل نيز آورده .
و در نـهـج البلاغه است كه : اى مردم ! از خدا درباره بندگان و بلادش بترسيد كه شما حتى از قطعه قطعه هاى زمين و از چارپايان بازخواست خواهيد شد.
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه : بـخارى (در تاريخ خود)، ترمذى ، دارمى ، ابن جرير، ابن مـنـذر، ابـن ابـى حـاتـم ، حـاكـم و ابـن مـردويـه هـمگى از انس رواى ت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: هيچ دعوت كننده اى به هيچ عملى دعوت نـمـى كـنـد مگر آنكه روز قيامت او را نگه مى دارند در حالى كه كار او هم به وى چسبيده و مـلازم اوسـت و از او جدا نمى شود هر چند كه مردى مرد ديگر را دعوت كرده باشد، كه همه بـايد بايستند تا به سوالات پاسخ گويند. آنگاه اين آيه را قراءت فرمود: (وقفوهم انهم مسئولون ).
و در روضه كافى به سند خود از محمّد بن ا سحاق مدنى از ابى جعفر (عليه السلام ) از رسـول خـدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) روايت آورده كه در ضمن حديثى فرمود: اما اين آيـه كه مى فرمايد: (اولئك لهم رزق معلوم ) معنايش اين است كه : رزقى دارند كه نزد خـدام بـهـشـت مـعـلوم اسـت ، و آن رزق را از بـراى اوليـاى خـدا حـاضـر مـى كـنـنـد، قـبـل از آنـكـه اوليـاى خدا درخواست آن را كرده باشند. و اما آيه (فواكه و هم مكرمون ) مـعـنايش اين است كه اهل بهشت ميل به هيچ چيز پيدا نمى كنند مگر آنكه به احترام برايشان حاضر مى سازند.
و در تـفـسير قمى در روايت ابى الجارود، از حضرت ابى جعفر (عليه السلام ) در تفسير آيه (فاطلع فرآه فى سواء الجحيم ) آمده كه فرمود: يعنى در وسط جهنم .
و نيز در همان كتاب در ذيل آيه (افما نحن بميتين ...) به سند خود از پدرش از على بن مـهـزيار و حسين بن محبوب ، از نضر بن سويد از درست ، از ابى بصير، از حضرت ابى جـعـفـر (عـليـه السـلام ) روايـت آورده كـه فـرمـود: وقـتـى اهـل بـهـشـت داخـل بـهـشـت مـى شـونـد، و اهـل جـهـنم به آتش درمى آيند، مرگ را به صورت گـوسـفـنـدى مـى آورنـد و بين بهشت و دوزخ سرمى برند و مى گويند ديگر براى احدى مـرگ نـيـسـت و هـركـس تـا ابـد در جـاى خـود هـسـت ، در ايـن هـنـگـام اهـل بـهـشـت مـى گـويـنـد: (آيـا ديـگـر مـا نـمـى مـيـريـم ، مـرگ مـا هـمـان مـرگ اول بـود؟ و آيـا مـا عـذاب نمى شويم ؟ راستى اين چه رستگارى عظيمى است و براى چنين مقامى شايسته است كه تلاشگران تلاش كنند).
مـؤ لف : داستان سر بريدن مرگ به صورت گوسفند در روز قيامت ، از روايات معروف بين شيعه و اهل سنت است ، و اين در حقيقت تمثلى است از جاودانگى زندگى آخرت .
و در مـجـمـع البيان در ذيل جمله (شجرة الزقوم ) گفته : و روايت شده كه قريش وقتى ايـن آيـه را شـنـيدند گفتند: ما تاكنون چنين اسمى را نشنيده بوديم ، و چنين درختى را نمى شـنـاسـيـم . ابن زبعرى گفت : زقوم به زبان بربرها نام طعامى است كه از خرما و كره درسـت مـى شـود، و در روايـتـى بـه لغـت اهـل يـمـن آمـده كـه ابـو جـهـل بـه كـنـيـز خـود گـفـت : (زقـمـينا زقوم برايمان بياور) كنيز هم خرما و كره آورد، ابوجهل به رفقايش گفت : (تزقموا بهذا الّذى يخوفكم به محمّد از همين زقوم كه محمّد شـمـا را از آن مـى تـرساند بخوريد) محمّد پنداشته كه در آتش ، در خت سبز مى شود و حـال آنـكـه آتـش درخـت را مـى سـوزانـد. پـس در پاسخ وى اين آيه آمد: (انا جعلناها فتنة للظالمين ) ما اين درخت را مايه آزمايش ستمكاران كرديم .
مؤ لف : اين معنا به چند طريق روايت شده .و لقـد ضـل قـبلهم اكثر الاولين (71) و لقد ارسلنا فيهم منذرين (72) فانظر كيف كان عاقبة المنذرين (73) الا عباد اللّه المخلصين (74) و لقد نادئنا نوح وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ (71) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ (72) فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ (73) إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (74) وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ (75) وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ ال