امن هو قانت ...)، و اجر صابران ) 
در الدر المـنـثـور اسـت كـه : ابن مردويه از يزيد رقاشى روايت كرده كه گفت : مردى به رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) عـرضـه داشـت : مـا اموال خود را به اين و آن مى دهيم تا در غياب ذكر خير ما گويند، آيا در اين گونه انفاقها اجـرى هـم داريـم يـا نه ؟ رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: خداى تعالى هـيـچ عـمـل نـيكى را نمى پذيرد، مگر از كسى كه آن را خالص براى خدا انجام داده باشد، آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود: (الا لله الدين الخالص ).
و نـيـز در هـمـان كـتـاب آمده كه ابن جرير از طريق جويبر، از ابن عباس روايت كرده كه در تـفسير جمله (و الّذين اتخذوا من دونه اولياء...) گفته : اين آيه درباره سه قبيله بنى عـامـر، بـنـى كـنـانـه ، و بنى سلمه ، نازل شد كه هر سه بت مى پرستيدند و مى گفتند ملائكه دختران خدايند. و نيز مى گفتند: (ما نعبدهم الا ليقربونا الى اللّه زلفى ).
مؤ لف : آيه شريفه مطلق است ، و شامل عـمـوم وثـنـى مـذهـبـان مى شود، و جمله (ما نعبدهم الا ليقربونا الى اللّه زلفى ) منطق هـمـگـى آنـان است ، و همچنين اعتقاد به فرزند داشتن خدا، و در آيه هم تصريحى نشده به ايـنـكـه مـلائكـه را دخـتـران خـدا مـى پنداشتند. پس ‍ حق مطلب آن است كه اين روايت از باب تطبيق است .
و در كـافـى و عـلل الشـرايـع هـر يـك به سند خود از زراره از امام باقر (عليه السلام ) روايت آورده اند كه در ذيل جمله (اناء الليل ساجدا و قائما) فرمود: منظور نماز شب است ،.
و در كـافـى بـه سـنـد خـود از امـام ابـى جـعـفـر (عـليـه السـلام ) روايـت آورده كـه در ذيـل ايـن آيـه از كـلام خـداى عـزّوجـلّ كـه مـى فـرمـايـد: (هـل يـسـتـوى الّذيـن يـعلمون و الّذين لا يعلمون انّما يتذكر اولوا الالباب ) فرموده : ما هستيم كه داراى علميم و دشمنان مايند كه بى علمند و شيعيان ما صاحبان خردند.
مؤ لف : اين مضمون به طرق بسيارى از امام باقر و صادق (عليهما السلام ) روايت شده ، و از باب تطبيق كلى بر مورد است ، نه از باب تفسير.
و در الدر المنثور است كه : ابن سعد در طبقات خود و ابن مردويه ، از ابن عباس روايت كرده انـد كـه در ذيـل جمله (امن هو قانت اناء الليل ساجدا و قائما) گفته است : اين آيه در حق عمار بن ياسر نازل شد.
مـؤ لف : نـظـيـر ايـن مـضـمـون از جـويـبـر از عـكـرمـه نـيـز نـقـل شـده . و از جـويبر از ابن عباس نيز آمده كه گفت : اين آيه درباره ابن مسعود، عمار، و سالم مولاى ابى حذيفه نازل شده ، و از ابى نعيم و ابن عساكر از ابن عمر روايت شده كه گـفـت : عـثـمان بوده و روايات ديگرى آن را درباره اشخاص ديگرى دانسته اند. و همه اين روايـات از بـاب تـطـبـيـق عـمـوم آيـه بـه مـورد آن است ، نه اينكه آيه در خصوص موردى نـازل شـده بـاشـد تـا شـان نـزول اصـطـلاحى باشد، چون اين سوره يك مرتبه و دفعتا نـازل شـده اسـت ، (ديـگـر مـعـنـا نـدارد كـه دربـاره هـمـه نـامـبـردگـان نازل شده باشد ). و در مجمع البيان آمده كه عياشى به سند خود از عبد اللّه بن سنان از امـام صـادق (عـليـه السـلام ) روايـت كـرده كـه فـرمـود رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) فـرمـود: روزى كـه نـامـه هـاى اعـمـال بـاز مـى شـود و مـيـزان اعـمـال نـصـب مـى گـردد، بـراى اهـل بـلاء نـه مـيـزانـى نـصـب مـى شـود، و نـه نامه عملى بازمى گردد، آن وقت اين آيه را تلاوت فرمود: (انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب ).
مـؤ لف : در الدر المـنـثـور هـم از ابـن مـردويـه ، از انـس بـن مـالك ، از رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) روايـتـى نقل كرده كه در آن اين مضمون آمده .قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ (11) 
وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) 
قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) 
قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَّهُ دِينِي (14) 
فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) 
لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16) 
وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) 
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (18) 
أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ (19) 
لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ (20)

ترجمه آيات 

بگو من ماءمور شده ام كه خدا را بپرستم و دين را خالص براى او بدانم (11).
و نيز ماءمورم كه اولين مسلمان باشم (12).
بگو من مى ترسم در صورت نافرمانى ام از امر خدا دچار عذاب روزى عظيم گردم (13).
بگو من تنها خدا را مى پرستم و دين خود را براى او خالص مى سازم (14).
شـمـا هـر چه مى خواهيد به جاى خدا بپرستيد بگو براستى زيانكاران واقعى آنهايند كه نـفـس خـود و خويشان خود را در روز قيامت باخته باشند، آگاه باشيد كه براستى خسران مبين همين است (15).
كـه از بـالاى سـر طبقاتى از آتش و در زير پا طبقاتى از آتش دارند اين است كه خداوند بندگان خود را با آن مى ترساند كه اى بندگان من از قهر من بپرهيزيد (16).
و كسانى كه اجتناب دارند از طاغوت از اينكه او را بپرستند و به سوى خدا باز ميگردند ايشان (نزد خدا) بشارت دارند. پس بندگان مرا بشارت ده (17).
هـمـانـهـايـى را كـه بـه هر سخنى گوش مى دهند پس بهترين آن را پيروى مى كنند، آنان هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنان هستند صاحبان خرد (18).
آيا كسى كه عذاب برايش حتمى شده آيا تو مى خواهى كسى را كه
داخل آتش است نجات دهى ؟ (19).
ليـكـن كـسـانـى كـه از پـروردگـارشان مى ترسند غرفه هايى دارند كه مافوق آن نيز غرفه هايى است بنا شده كه از دامنه و چشم اندازش نهرها جارى است اين وعده خداست و خدا خلف وعده نمى كند (20).

بيان آيات 

در ايـن آيـات بـه نـوعـى بـه آغـاز كـلام بـرگـشـت شـده ، رسـول خـدا (صـلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را دستور مى دهد به مردم ابلاغ كند كه اگر ايـشـان را بـه تـوحـيـد و اخـلاص ديـن براى خدا مى خواند، بدان جهت است كه او ماءمور از طرف خداست ، و نيز ماءمور شده است كه خود او هم مانند سايرين به اين دعوت پاسخ مثبت دهـد، چـيـزى كـه هست اين فرق را با سايرين دارد كه او بايد اولين كس باشد به اسلام آوردن و تسليم در برابر آنچه به سويش دعوت مى كند، و خلاصه به چيزى دعو