د شده به توبه .
و نـيـز در هـمان كتاب است كه ابن ابى شيبه ، و مسلم ، از ابى ايوب انصارى روايت كرده انـد كـه گـفـت : از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) شنيدم كه فرمود: اگر شما گناه نمى كرديد خداى تعالى خلقى مى آفريد تا گناه كنند، و او بيامرزد.
مـؤ لف : مـغـفـرتـى كه در اين حديث آمده با قيود و اسبابى كه براى مغفرت هست - مانند توبه و شفاعت - منافاتى ندارد.
و در مـجـمع البيان آمده كه بعضى گفته اند: آيه (يا عبادى الّذين اسرفوا...) درباره (وحـشـى ) قـاتـل حـمـزه نازل شد. و آن ، هنگامى بود كه وى مى خواست مسلمان شود مى تـرسـيـد تـوبـه اش قـبـول نـشـود. پـس هـمـيـن كـه آيـه نـازل شـد، اسـلام آورد. بـعـضـى از صـحـابـه پـرسـيـدنـد: يـا رسـول اللّه ! آيـا ايـن آيـه بـخـصـوص دربـاره قـبـول تـوبـه وحـشـى نازل شده ، و يا براى عموم مسلمين است ؟ فرمود: نه ، براى عموم مسلمانان است .
و از كـتـاب سـعـد السـعـود تـاليـف ابـن طـاووس ، بـه نـقـل از تـفـسـيـر كـلبـى آمـده كـه وحـشـى و جـمـاعـتـى نـزد رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) پيام فرستادند، كه چرا بايد ما از دين تو مـحـروم باشيم ، هيچ مانعى براى ما نيست جز اينكه از كتاب تو شنيدهايم كه مى فرمايد: (هر كس با اللّه خدايانى ديگر بخواند و قتل نفس و زنا كند اثر گناه خود را مى بيند. و در آتـش جـاودان اسـت ) و مـا هـمـه ايـن كـارهـاى زشـت را كـرده ايـم رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) پـيـام فـرسـتـاد كـه : (الا مـن تاب و آمن و عـمـل صـالحـا) آن جـمـاعـت پـيام دادند ممكن است ايمان بياوريم ، و توبه هم بكنيم ، ولى خوف داريم كه عمل صالح به جا نياوريم .
باز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) پيام فرستاد: (ان اللّه لا يغفريشرك به و يـغـفـر مـا دون ذلك لمـن يـشـاء) گـفـتـنـد: مـى تـرسـيـم كـه داخل در مشيت قرار نگيريم .
ايشان در پاسخشان اين آيه را فرستاد: (يا عبادى الّذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة اللّه ان اللّه يغفر الذنوب جميعا) پس آن جمعيت آمدند و مسلمان شدند.
پس رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به وحشى فرمود: (تا مى توانى ) با من رو برو مشو كه من نمى توانم قاتل حمزه عمويم را ببينم ، لذا وحشى به شام رفت ، و در اثر ميگسارى بمرد.
مؤ لف : قريب به اين مضمون را الدر المنثور به چند طريق روايت كرده و در بعضى از آن طـريـقـهـا آمـده كـه آيـه (يـا عـبـادى الّذيـن اسـرفـوا...) دربـاره او نـازل شـده هـمـان طـور كـه در خـبـر سـابـق مـجـمـع البـيـان آمـده بـود. ولى يـك اشـكـال ، ايـن روايـت را ضـعـيـف مـى كـنـد، و آن ايـن اسـت كـه سـوره مـورد بـحـث در مـكـه نـازل شـده ، و وحـشى بعد از هجرت ، مسلمان شده . علاوه بر اين ، از ظاهر خبر برمى آيد كـه اطـلاق مـغـفـرت در آيـه مـقـيـد بـه تـوبـه نـشـده ، و حال آنكه توجه فرموديد كه سياق با اين سخن سازگار نيست .
و ايـنـكـه در روايـت آمـده كـه : (فـمـات فى الخمر وى در شام در اثر ميگسارى بمرد)، احتمال دارد كه اين كلمه (خمر) - به فتحه (خاء) و تشديد (ميم ) - باشد كه نـام مـحـلى از اطـراف مدينه است ، و احتمال هم دارد غلطى از ناسخ باعث شده (حمص ) را (خمر) بنويسد. و احتمال هم دارد كه مراد آن باشد كه وى به خاطر ميگسارى مرده است ، چون وحشى هميشه ميگسارى مى كرده ، و چند نوبت به خاطر همين گناه تازيانه خورد، بعد رهايش كردند.
در ايـن بـين روايات بسيارى هم از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) آمده كه آيات مورد بحث را بـر شـيعيان خود تطبيق كرده اند و (جنب اللّه ) را عبارت از ايشان دانسته اند و همه اين روايـات و آن روايـات از بـاب تطبيق مصداق بر آيه است ، نه از باب تفسير، و به همين جهت ما از ايراد آنها خوددارى نموديم .اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ (62) 
لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (63) 
قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ (64) 
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (65) 
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ (66) 
وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (67)‏ 
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ (68) 
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (69) 
وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ (70) 
وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ (71) 
قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (72) 
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (73) 
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ (74)‏ 
وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (75)

ترجمه آيات 

خـدا آفـريـدگـار هـر چـيـزى اسـت و او بـر هـر چـيـزى وكيل است (62).
كـليـدهـاى آسـمـانـهـا و زمـيـن از اوسـت و آنـان كـه بـه آيـات خـدا كـفر ورزيدند تنها آنان زيانكارند (63).
بـگـو اى مـردم نـادان آيا با اين حال باز هم به من دستور مى دهيد غير از خدا را بپرستم ؟ (64).
و بـا ايـنـكه به تو و به انبياى قبل از تو وحى شد كه اگر شرك بورزى عملت بدون اجر مى شود و به طور قطع از زيانكاران خواهى بود (65).
بلكه تنها خدا را بپرست و از شاكران باش (66 ).
و خـدا را آن طـور كـه حـق شناسايى او است نشناخته اند چون او را از نظر معاد نشناخته اند كه تمامى موجودات زمين در قبضه او و آسمانها به دست قدر