ر ما سعه رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته پس كسانى را كه توبه كردند و راه تو را پيروى نمودند بيامرز و از عذاب جهنم حفظ فرما (7).
پـروردگـار ! ايـشـان را در جـنـات عـدن كـه وعـده شـان داده اى داخـل فـرمـا هـم ايـشـان را و هـم پـدران و هـمسران و ذريات ايشان را كه صلاحيت دارند به درستى و به راستى كه تنها تو عزيز فرزانه اى (8).
و از كـيـفـر گـنـاهـان و بـديـهـا حـفـظـشـان كـن كه هر كس را تو از كيفر بديها حفظش كنى براستى رحمتى بر او كرده اى رحمتى كه رستگارى عظيم ، همان رحمت است (9).
بـه درستى آنان كه كافر شدند از نقطه اى دور ندا مى شوند: خشم خدا از خشم خود شما بسيار بزرگتر و سختتر است آيا يادتان هست كه هر چه به سوى ايمان دعوت مى شديد كفر مى ورزيديد (10).
مى گويند پروردگارا تو ما را دو بار مى راندى و دو نوبت زنده كردى اينك به گناهان خود اعتراف مى كنيم حال آيا راهى براى بيرون شدن از آتش هست ؟ (11).
ايـن عـذاب شما بدان جهت است كه وقتى خدا به تنهايى خوانده مى شد كفر مى ورزيديد و چـون بـه وى شرك ورزيده مى شد به آن ايمان مى آورديد پس حكم تنها از آن خداى بلند مرتبه بزرگ است (12).

بيان آيات 

بعد از آنكه در آيات قبل تكذيب كفار و جدال به باطلشان در آيات خدا را خاطرنشان ساخت و نـيـز اشـاره كـرد بـه ايـنـكـه ايـنـهـا نـمـى تـوانـنـد خـدا را عـاجز سازند و خدا از اينان غـافـل نـيـسـت ، بـلكـه مـنـظـور او از ايـن دعـوت هـمـيـن اسـت كـه ايـنـان تـكـذيـب و جدال بكنند، تا از ديگران متمايز و جدا گشته ، كلمه عذاب بر عليه آنان حتمى شود، اينك در ايـن آيـات بـه آغـاز كـلام بـرگـشـت كـرده ، بـه آنـجـا كـه مـى فـرمـود: نـازل كـردن كـتـاب و بـه پـا خـاسـتـن دعـوت بـه مـنـظـور مـغـفـرت و قبول توبه جمعى و عقاب جمعى ديگر است ، در اين آيات خاطر نشان مى سازد كه مردم در مـقـابـل ايـن دعـوت دو جـورنـد. يـك طـايـفـه آنـهـايـنـد كـه مـلائكـه حـامـل عرش خدا و طواف كنندگان پيرامون آن برايشان استغفار مى كنند و آنان عبارتند از: توبه كنندگان كه به سوى خدا بر مى گردند و راه او را پيروى مى كنند و نيز صلحا از پدران و همسران و ذريه ايشانند.
و دسـتـه دوم عـبـارتـنـد از، كـسـانـى كـه بـه جـرم كـفـر ورزيـدن بـه تـوحـيـد، اهل عذابند.
حاملان عرش چه كسانى هستند 

الّذين يحملون العرش و من حوله يسبحون بحمد ربهم و يؤ منون به ...

خـداى سـبـحان در اين آيه و در هيچ جا از كلام عزيزش معرفى نفرموده كه اين حاملان عرش چه كسانى هستند؛ آيا از ملائكه اند؟ يا كسانى ديگر؟ ولى عطف كردن جمله (و من حوله ) بـر حـامـلان عـرش ، اشـعار دارد بر اينكه حاملان عرش هم از ملائكه اند: چون در آيه (و تـرى المـلائكة حافين من حول العرش ) تصريح دارد كه طواف كنندگان پيرامون عرش از ملائكه اند.
پس نتيجه مى گيريم كه حاملين عرش نيز از اين طايفه اند.
و ما در جلد هشتم اين كتاب گفتار مفصلى پيرامون معناى عرش گذرانديم .
و با در نظر داشتن آن بحث معناى جمله (الّذين يحملون العرش و من حوله ) چنين مى شود: آن مـلائكـه اى كـه حامل عرشند، عرشى كه تمامى اوامر و همه احكام الهى از آنجا صادر مى شود اوامر و احكامى كه با آنها امور عالم تدبير مى شود، و نيز آن ملائكه اى كه پيرامون عرشند، يعنى مقربين از ملائكه ، چنين و چنان مى كنند.
(يـسـبـحـون بـحـمـد ربهم ) - يعنى خدا را منزه مى دارند، در حالى كه اين تنزيهشان هـمـراه بـا ثـنـاى پـروردگـارشـان است . پس ملائكه ، خداى تعالى را از هر چيز كه لايق سـاحـت قـدس او نـيـسـت ، و از آن جـمـله شـريـك داشـتـن در مـلك ، مـنـزه مـى دارنـد و بـر فعل او و تدبيرش ثنا مى گويند.
(و يـؤ مـنـون بـه ) - ايـمـان آوردن مـلائكـه بـه خـدا - بـا ايـنـكـه حامل عرش ملك و تدبير خدايند و يا پيرامون آن طواف مى كنند تا او امر صادره را بگيرند و نيز او را از هر نقصى تنزيه نموده بر افعالش ثنا مى گويند - به اين معنا است كه ملائكه به وحدانيت خدا در ربوبيت و الوهيت ايمان دارند. پس ذكر عرش و نسبت دادن تنزيه و تـحميد و ايمان به ملائكه خود ردى است بر مشركين كه ملائكه مقرب خدا را شركاى خدا در ربـوبـيـت و الوهـيـت مـى پـنـداشـتـنـد و آنـهـا را بـه جاى خدا ارباب خود گرفته و مى پرستيدند.

تـوضـيـح اسـتفغار و دعاى ملائكه حامل عرش و پيرامونيان عرش براى مؤ منان و پدران وهمسران و فرزندان ايشان 
(و يـستغفرون للذين امنوا) - يعنى از خداى سبحان مى خواهند تا هر كس را ايمان آورده بيامرزد.
(ربنا وسعت كل شى ء رحمة و علما...) - اين جمله حكايت متن استغفار ملائكه است ، ملائكه قـبـل از درخـواسـت خـود نـخست خدا را به سعه رحمت و علم ستوده اند، و اگر در بين صفات خـداونـدى رحـمت را نام برده و آن را با علم جفت كردند، بدين جهت است كه خدا با رحمت خود بر هر محتاجى انعام مى كند و با علم خود احتياج هر محتاج و مستعد رحمت را تشخيص مى دهد.

فاغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

حرف (فا) كه بر سر اين جمله آمده ، مى فهماند كه جمله فرع و نتيجه ثنايى است كه در جـمـله قبلى كرده ، و خدا را به سعه علم و رحمت ستودند. و مراد از راهى كه مؤ منين از آن پـيـروى كردند، همان دينى است كه خدا براى آنان تشريع كرده ، و آن دين اسلام است . و پـيـروى دين اسلام عبارت است از اينكه عمل خود را با آن تطبيق دهند. پس مراد از (توبه ) اين است كه با ايمان آوردن به طرف خدا برگردند.
و مـعناى جمله اين است كه : خدايا حال كه رحمت و علم تو واسع است ، پس كسانى را كه با ايمان آوردن به يگانگى تو و با پيروى دين اسلام ، به سوى تو برگشتند، بيامرز و از عذاب جحيم حفظشان فرما. و اين همان غايت و غرض نهايى از مغفرت است .

ربنا و ادخلهم جنات عدن التى وعدتهم ...

در اين آيه مجددا نداى (ربنا) را تكرار كردند تا عطوفت الهى را بيشتر برانگيزند. و مـراد از وعـدهـاى كـه خـداى تـعـالى داده ، وعـده هايى است كه به زبان انبيايش و در كتب آسمانياش داده است .
(و مـن صـلح مـن ابـائهـم و ازواجـهـم و ذريـاتـهـم ) - ايـن جـمـله عـطـف اسـت بـر مـحـل ضـمـيـرى كـه در جـمـله (ادخـلهـم ) اسـت ، و مـراد از (صـلاحيت )، صلاحيت براى داخـل بـهـشـت شـدن است . و معناى جمله چنين است : پروردگارا و هر كس از ايشان و پدران و هـمـسـران و فـرزنـدان ايـشـان كـه صـلاحـيـت داخـل شـدن بـهـشـت را دارنـد، داخل بهشت هاى عدن بفرما.
ايـن نكته از سياق آيات به خوبى معلوم است كه استغفار ملائكه براى عموم مؤ منين است و نـيـز مـعـلوم است كه مؤ منين را دو قسمت كردند: يكى آن مؤ منينى كه خودشان توبه كرده و راه خـدا را پـيـروى كردند كه خدا هم وعده جنات عدن به ايشان داده . و قسم دوم آن مؤ منينى كـه خـودشـان چـنـيـن نـبـوده انـد و ليكن صلاحيت داخل شدن در بهشت را دارند و ملائكه قسم اول را متبوع و قسم دوم را تابع آنان خواندند.
از ايـن تـقـسـيـم بـرمـى آيـد طـايـفـه اول اشـخـاصـى هـسـتـنـد كـه در ايـمـان و عـمـل ك