 فـرمـود: (و جـادلوا بالباطل ليدحضوا به الحق ) بار سوم فرمود: (الّذين يجادلون فى آيات اللّه بغير سـلطـان اتـيـهـم كبر مقتا)، بار چهارم فرمود: (ان الّذين يجادلون فى آيات اللّه بغير سلطان اتيهم ان فى صدورهم الا كبر) بار پنجم فرمود: (لم تر الى الّذين يجادلون فى آيات اللّه انى يصرفون ). پس ‍ بنابراين ، سياق آيات اين سوره اين معنا را نمى پـذيـرد كـه بعضى از آنها درباره حادثه اى نازل شده باشد كه ساير آيات آن ربطى به آن حادثه نداشته باشد، در حالى كه چند روايت بالا مى خواهد اين را بگويد.
عـلاوه بـر ايـن ، مـضـمـون ايـن روايـات ، يـعـنـى قـصـه خـبـر دادن يـهـود از دجـال ، بـا دو آيه مزبور هيچ تطبيق نمى كند، و خواننده عزيز اگر در مضمون اين دو آيه يـعنى آيه (ان الّذين يجادلون ) - تا جمله - (و لكن اكثر الناس لا يعلمون ) دقت بـفـرمـايـد، خـواهـد ديـد كـه از مـضـمـون روايـت اجـنـبـى اسـت . از ايـنجا روشن مى شود اين قـول كـه ايـن دو آيـه بـه دليـل ايـن روايـات در مـديـنـه نازل شده صحيح نيست .أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ (69) 
الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (70) 
إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ (71) 
فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ (72) 
ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ (73) 
مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئاً كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ (74) 
ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ (75) 
ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (76) 
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ (77)‏ 
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ (78)

ترجمه آيات 

آيـا هـيـچ نـديدى كه آنان كه در آيات خدا جدال مى كنند چگونه از راه حق منحرف مى شوند (69 ).
كـسـانـى كه كتاب و آنچه را كه بوسيله رسولان خود فرستاديم تكذيب مى كنند پس به زودى خواهند فهميد (70).
آن هنگامى كه غل و زنجيرها به گردنهايشان افتاده باشد و كشيده شوند (71).
در آب داغ و سپس در آتش افروخته گردند (72).
و آنگاه به ايشان گفته شود كجا است آن چيزهايى كه شريك خدايش مى پنداشتيد (73).
و بـه جـاى خدايش مى پرستيديد مى گويند هر چه نظر مى كنيم آنها را نمى بينيم بلكه اصلا ما در دنيا چيزى نمى پرستيديم ، آرى خداوند اين طور كفار را گمراه مى كند (74).
ايـن قـهـر و عـذاب بـدان سـبـب اسـت كـه در دنـيـا از پـى تـفـريـح (و هـوسـرانـى ) باطل بوديد و دائم به نشاط و شهوت پرستى سرگرم شديد (75).
حـال بـه درون دوزخ شـويـد در حـالى كـه بـيـرون شـدن بـرايـتان نيست پس چه بد است منزلگاه متكبران (76).
پـس تـو اى پـيـامـبـر! صبر كن كه وعده خدا حق است پس چه اينكه در حيات تو پاره اى از عـذابـهـايـمـان را كـه وعـده داده ايـم بـه ايـشـان بـچـشـانـيـم و چـه ايـنـكـه قـبـل از نـشـان دادن تـو را قـبـض روح كـنـيـم در هـر حال همه آنان به سوى ما برخواهند گشت (77).
مـگـر نـه ايـن بـود كـه قـبـل از تـو رسـولانـى از جـنـس خـود ايـن مـردم بـه سـويـشـان گـسـيـل داشـتيم رسولانى كه داستانهاى بعضى از آنان را برايت حكايت كرديم و بعضى ديـگـر را حـكـايت نكرديم ؟ هيچ رسولى چنين حقى نداشته كه از پيش خود آيتى بياورد هر آيـتـى مـى آوردنـد بـه اذن خـدا بـوده و چـون حـكـم حـق و حـتـمـى خـدا فـرا رسـد كـافـران مبطل زيانكار شوند (78).

بيان آيات 

در ايـن آيات براى بار پنجم به مساءله آنهايى كه در آيات خدا مجادله مى كنند برگشت شـده و مـتـعـرض سـرانـجـام كـار آنـان مـى شـود. البـتـه مـا كـار آنـان را بـا بـيـان مـال كار مجادله كنندگانى كه در امتهاى گذشته بودند بيان مى كنند و مى فرمايد: خداى تـعـالى سـرانـجـام ، ديـن خـود را حـفـظ و يـارى نـمـود. و ايـن مـعـنـا را در اول سـوره بـطـور اجـمـال ، و سـپـس بـا آوردن مـسـاءله دعـوت مـوسـى (عـليـه السـلام ) و داسـتـانـهايى از آن جناب و نصرتى كه خدا از خصوص او كرد، بيان فرمود. و آنگاه همين معنا را در ضمن امر به پيامبر اسلام به صبر و وعده اش به نصرت بيان كرد.
و در ايـن آيـات بـراى آخـريـن بـار بـر آنـان جـمـله مـى كـنـد، و مـال امـرشان را و اينكه كارشان به كجا مى انجامد، خاطرنشان مى سازد و مى فرمايد كه مال امرشان عذاب جاودان است . آنگاه به رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) امر مى فـرمـايد كه صبر كند، و وعده اش مى دهد كه يارى اش خواهد كرد. و دلگرمش مى كند به اينكه وعده خدا حق است .
بـيـان حـال مـجـادله كـنـنـدگـان در آيـات خدا و سرانجام سختى كه در جهنم خواهند داشت 

الم تر الى الّذين يجادلون فى آيات اللّه انى يصرفون

جـمـله (الم تـر آيا نمى بينى ) تعجب را مى رساند. و كلمه (انى ) به معناى (كيف چـگـونـه ) اسـت . و مـعـنـاى آيـه ايـن اسـت كه : آيا تعجب نمى كنى - و يا - آيا تعجب نـكـردى از امـر ايـن اشـخـاصـى كـه در آيـات خـدا مجادله مى كنند، چگونه از حق به سوى باطل و از هدايت به سوى ضلالت منحرف مى شوند؟
و منظور از اينكه در اين آيه باز متعرض حال مجادلين شده ، اين است كه اشاره كند كه اين طايفه از حق و هدايت منحرف شده اند و اينكه سرانجام چه سرنوشتى خواهند داشت . ولى در آيه (ان الّذين يجادلون فى آيات اللّه بغير سلطان اتيهم ان فى صدورهم الا كبر ما هم بـبـالغـيـه ) مـتـعـرض حـال آنـان شـده ، از ايـن جـهـت كـه چـه عـامـلى بـاعـث مـى شـود در مقابل حق جدال كنند، و آن را عبارت مى داند از كبر، و آنگاه مى فرمايد: به آن كبريايى كه در سر مى پرورانند نمى رسند. پس آيه مورد بحث تكرار آيه مزبور نيست ، بلكه هر يك از آن دو يك جهت را متعرضند.
از اين بيان اشكالى كه در كلام بعضى از مفسرين هست روشن مى شود، مفسر نامبرده گفته اسـت : تـكـرار كـردن مساءله مجادله ، بايد محمل صحيحى داشته باشد، و آن اين است كه : بـگـوييم مجادلين متعدد بوده اند، آن مجادلينى كه آيه قبلى متعرض حالشان بود، غير از آن مـجـادليـن هـسـتـنـد كه در آيه مورد بحث نامبرده شده اند. و يا بگوييم مورد مجادله متعدد بـوده ، مـثـل اينكه مجادله در آيه سابق در مساءله معاد بوده ، و مجادله در آيه مورد بحث در مساءله توحيد بوده است .
و خـوانـنـده از بيان سابق ، متوجه اشكالى كه بر اين م