بـراى بـشـر ديـن را تـشـريـع نـمـوده كـه مـيـزان اعـمـال آنان باشد، و او به لطف و قوت و عزتش هر كسى كه آخرت را بخواهد و براى آن سـعـى كـنـد خـواسـته اش را با زيادت به او مى دهد، و كسى كه تنها دنيا هدفش باشد و آخـرت را از يـاد بـبرد، در آخرت نصيب نمى دهد، اينك در اين آيه بى بهره بودن كفار در آخـرت را مـسـجـل مـى كـند، به اينكه : دينى به جز آنچه خدا تشريع كرده وجود ندارد تا كـفـار عـمـل خـود را مـسـتـنـد بـدان كـنـنـد، و در نـتـيـجـه هـمـان رزقـى را كـه اهـل ايـمـان در آخـرت دارنـد داشـتـه بـاشـنـد، چـون خـدا شـريـكـى نـدارد تـا در مـقـابل دين تشريع شده خدا و بدون اذن او دينى تشريع كند، پس هيچ دينى نيست مگر دين خـدا و در آخرت هيچ رزق حسنى نيست مگر براى كسى كه به دين خدا ايمان آورده ، بر طبق آن عمل كرده باشد.
پـس ايـنـكـه فـرمـود: (ام لهـم شـركـاء)، در مـقـام انـكـار اسـت ، و جـمـله (و لولا كـلمـه الفصل لقضى بينهم ) اشاره است به كلمه اى كه قبلا از خدا صادر شده بود كه آدميان تـا مـدتـى مـعـيـن در زمـيـن زنـدگى كنند. و اين اشاره را هم دارد كه جرم و گناه گناهكاران نافرمانى خدائى است بزرگ .
(و ان الظالمين لهم عذاب اليم ) - اين جمله تهديد كفار است بر ظلمى كه كردند و نيز اشـاره اسـت بـه ايـنـكـه از قـلم خـدا نـمـى افـتـنـد و از عـذابـش رهـائى نـدارنـد، حـال اگـر بـيـن آنـها قضاء نراند و در دنيا عذابشان نكند، در آخرت عذابى دردناك خواهند داشت .

ترى الظالمين مشفقين مما كسبوا و هو واقع بهم ... 

خـطـاب (تـرى ) بـه رسـول خـدا (صـلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) است ، البته نه به عـنـوان ايـنـكـه رسـول خـدا اسـت ، بـلكـه بـه عـنـوان ايـنـكـه شـنـونـده اسـت ، در نـتـيـجـه شـامـل حـال هـر كـسـى كـه شـاءنيت شنوايى داشته باشد مى گردد. و مراد از (ظالمين ) كـسـانـى است كه دين خدا را ترك كردند - دينى كه خدا براى ايشان تشريع كرده بود - و از قـيـامـت اعـراض نـمـودنـد. و مـعـنـاى آن ايـن است كه : همه بينندگان خواهند ديد كه سـتـمـكـاران در روز قـيـامت از آنچه كردند خائفند، و آنچه از آن مى ترسيدند بر سرشان خواهد آمد و هيچ مفرى از آن ندارند.
ايـن آيـه شـريـفـه از آيـاتـى اسـت كـه در دلالت بـر تـجـسـم اعمال خيلى روشن است . و بعضى از مفسرين گفته اند: در كلام چيزى حذف شده ، و تقدير آن چـنـيـن اسـت : (مـشـفـقـيـن مـن وبـال مـا كـسـبـوا تـرسـانـنـد از وبال گناهانى كه مرتكب شدند) ولى هيچ حاجتى به اين تقدير نيست .
(و الذيـن آمـنـوا و عـملوا الصالحات فى روضات الجنات ) - در مجمع البيان گفته : كـلمـه (روضـه ) بـه مـعـنـاى زمـيـن سـبز و خرمى است كه گياهان در آن به خوبى مى رويـنـد، و كـلمـه (جـنـت ) زمـيـنـى اسـت كـه اطـرافـش درخـتـكـارى شـده بـاشد، در نتيجه (روضات جنات ) باغهاى مشجرى است كه در وسط زمين سبز و خرم قرار دارد.
(لهـم فـيـهـا ما يشاون عند ربهم ) - يعنى نظام دنيايى كه هر چيزى به وسيله سببش پديد مى آيد، در آنجا جارى نيست و در آنجا اين نظام برچيده شده . تنها سببى كه در آنجا كارگر است اراده و خواست آدمى است . هر چه را بخواهد در همان آن خدا برايش خلق مى كند، و اين خود فضل بزرگى است از خداى سبحان .
(ذلك الذى يـبشر اللّه عباده الذين آمنوا و عملوا الصالحات ) - اين جمله بشارتى است به مؤ منين صالح . و كلمه (عباد) را بر ضميرى كه به خدا برمى گردد اضافه كرد تا بندگان صالح را احترام كرده باشد.
توضيح و تفسير آيه : (قل لا اسالكم عليه اجرا الا الموده فى القربى )

قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى 

آن چـيـزى كه درخواست اجر مزد در مقابل آن نفى شده ، تبليغ رسالت و دعوت دينى است . مـى فـرمايد: بگو در برابر اينها مزدى درخواست نمى كنم . و خداى تعالى اين معنا را از عده اى از انبياء از قبيل نوح و هود و صالح و لوط و شعيب (عليهماالسلام ) حكايت كرده كه در ضـمـن سـخـنـانـى كـه بـه امت خود مى گفتند، اين را نيز خاطرنشان كرده اند كه (و ما اسـئلكـم عـليه من اجر ان اجرى الا على رب العالمين ) در سوره شعرا و سوره هايى ديگر باز از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) حكايت شده كه به امت خود فرموده : (و ما تسئلهم عليه من اجر) كه در اين جمله او را دستور داده مردم را خطاب كند به اينكه من از شـمـا مـزد نـمـى خـواهـم ، و نـيـز فـرموده : (قل ما اسئلكم عليه من اجر) و نيز فرموده : (قـل مـا سـئلتـكـم مـن اجـر فـهـو لكـم ان اجـرى الا عـلى اللّه ) و نـيـز فـرمـوده : (قـل لا اسـئلكـم عـليـه اجـرا ان هـو الا ذكـرى للعـالمـيـن ) در ايـن آيه اخير به علت مزد نـخـواسـتـن اشـاره كـرده ، مى فرمايد: قرآن تذكرى است براى تمام عالم ، نه براى يك طايفه معين ، تا از آن طايفه مزد گرفته شود.
و نـيز فرموده : (قل ما اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الى ربه سبيلا) و معناى آن به بيانى كه در تفسيرش گذشت اين است كه : مزد من اين است كه يكى از شما بخواهد راهى به سوى پروردگارش اتخاذ كند، يعنى دعوت مرا به اختيار خود بپذيرد، همين مزد من است ، و خلاصه چيزى بجز دعوت در كار نيست ، نه اجرى و نه مزدى .
خـداى تـعـالى در آيه مورد بحث - بر خلاف آياتى كه به عنوان شاهد ذكر گرديد - اجرى براى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) معين كرده ، و آن عبارت است از مودت نـسبت به اقرباى آن جناب ، و اين را به يقين از مضامين ساير آيات اين باب مى دانيم كه ايـن مـودت امـرى اسـت كـه بـاز بـه اسـتـجـابـت دعـوت بـرگـشـت مـى كـنـد، حـال يـا اسـتـجـابـت هـمـه دعـوت ، و يـا بـعـضـى از آن كـه اهـمـيـت بـيشترى دارد. و به هر حـال ، ظـاهـر ايـن اسـتـثـنـاء اين است كه استثناء متصل است ، نه منقطع ، چيزى كه هست بايد بـطـور ادعـاء مـودت بـه ذى القربى را از مصاديق اجر دانست ، پس ديگر حاجتى نيست به ايـنـكـه مـا نـيـز مـانند ديگران خود را به زحمت بيندازيم تا هر طور شده استثناء را منقطع بگيريم .
بـــررســـى اقـــوال مـــخـــتـــلف مـــفـــســـريـــن دربـــاره مـــراد از مـــودت قـربـاىرسول خدا (ص )معرفى جهادى كه قرآن بدان فرمان داده 
گفتارى پيرامون جهادى كه در قرآن بدان فرمان داده شده است 
آيا قرآن بشر را به خونريزى و كشورگشائى دعوت كرده ؟ و يا از فرمان جهادش هدف ديگرى دارد؟ در قرآن كريم به آياتى بر مى خوريم كه مسلمانان را به ترك قتال و تحمل هر آزار و اذيتى در راه خدا دعوت كرده ، از آن جمله فرموده : (قل يا ايها الكافرون لا اعبد ما تعبدون ، و لا انتم عابدون ما اعبد). و نيز فرموده : (فاصبر على ما يقولون ) و نيز مى فرمايد: ( الم تر الى الذّين قيل لهم كفوا ايديكم و اقيموا الصلوه و آتوا الزكوة فلما كتب عليهم القتال ) و گويا اين آيه اشاره مى كند به آيه : ( و دكثير من اهل الكتاب لو يردونكم من بعد ايمانكم كفارا حسدا من عند انفسهم ، من بعد ما تبين لهم الحق فاعفوا و اصفحوا حتى ياتى اللّه بامره ، ان اللّه على كل شى ء قد