، و كلام ربوبى او است كه مقاصد را به انبيائش تفهيم مى كند. ممكن هم هست مراد از كلمات خدا، نفوس انبياء باشد، چـون ايـن نـفـوس شـريـفـه خـاصيت كلام را دارند، كلام از منويات پرده برمى دارد، نفوس انبياء هم رازهاى غيبى را هويدا مى سازد.
(انـه عـليـم بـذات الصـدور) اين جمله تعليل جمله (يمح اللّه ...) است ، مى فرمايد بـه ايـن عـلت باطل را محو و حق را احقاق مى كند، كه داناى به دلها و منويات آنها است ، و مى داند هر دلى چه استدعايى دارد، آيا استدعاى هدايت دارد، و يا ضلالت ، اقتضاى شرح دارد، و يا ختم و مهر خوردن تا با انزال وحى و توجيه دعوت به سوى همه دلها هر يك را به مقتضاى خود برساند.
بـعـضـى از مـفـسـريـن گـفـتـه انـد: در آيـه مـورد بـحـث اشـعـارى اسـت بـه وعـده بـه رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله وسـلّم ) كـه بـه زودى او را يـارى خواهد فرمود. اين قول خيلى بى وجه نيست .

و هو الذى يقبل التوبه عن عباده و يعفوا عن السيئات و يعلم ما تفعلون 

وقتى گفته مى شود (قبل منه ) و (قبل عنه ) هر دو به يك معنا است . در كشاف گفته : وقتى گفته مى شود: (قبلت منه الشى ء) و (قبلت عنه ) اين تفاوت بين آن دو هست كـه در اولى آن چـيـز را مبداء قبول خود و منشاء آن قرار داده ، و در دومى آن شى ء را از وى عزل و جدا كرده . اين بود گفتار زمخشرى .
و در ايـنـكـه فـرمـود: (و يـعلم ما تفعلون ) تحريكى است بر توبه و هشدارى است از ارتكاب گناهان . و معناى تحت اللفظى آن روشن است .

و يستجيب الذين امنوا و عملوا الصالحات و يزيدهم من فضله و الكافرون لهم عذاب شديد 

فـاعـل كلمه (يستجيب ) ضميرى است كه به خداى تعالى برمى گردد، و جمله (الذين آمـنـوا...) بـه طـورى كـه گـفـتـه انـد در جـاى مـفعول نشسته و حرف جر آن حذف شده ، و تـقـديرش (يستجيب اللّه للذين آمنوا) است ، يعنى : خداى تعالى مستجاب مى كند براى كـسـانـى كـه ايـمـان آورده انـد. بـعـضـى گـفـتـه انـد: فاعل آن كلمه (الذين ) است ، ولى اين از سياق آيه بعيد است .
كـلمـه (اسـتـجـابت ) به معناى اجابت دعا است ، و چون عبادت خود نوعى دعوت و خواندن خـداى تـعـالى اسـت ، لذا از قـبـول عـبـادت آنـان تـعـبـيـر بـه (اسـتـجابت ) كرده ، به دليـل ايـنـكـه دنـبـالش فـرمـوده : (و يـزيدهم من فضله ) چون ظاهر اين جمله آن است كه مـنـظـور از زيـادتـر كـردن فـضـل خـدا، زيـادتر كردن ثواب باشد. و همچنين از اينكه در مـقـابـل اسـتـجـابـت مؤ منين فرموده : (و كافران عذابى شديد دارند) اين معنا استفاده مى شود.
بـعـضـى هـم گـفـتـه انـد: مـراد اين است كه هر وقت او را بخوانند خداى تعالى دعايشان را مستجاب مى كند، و هر وقت حاجتى بخواهند مى دهد، و زيادتر از خواسته شان را هم مى دهد. ولى ايـن مـعـنا هم از سياق آيه بعيد است ؛ و هم اينكه استجابت دعا را مخصوص ‍ مؤ منين مى سازد، در حالى كه مخصوص مؤ منين نيست .
بحث روايتى 
(روايـــاتـــى دربـــاره ايـــنـــكـــه در آيـــه مـــودت مـــراد از قـربـىاهل بيت رسول الله (ص ) است 
در مـجـمـع البـيـان از زادان عـلى (عـليـه السـلام ) روايـت كـرده كه فرموده : در مورد ما در آل حـم آيـه اى اسـت كـه مـى فـرمايد: مودت ما را حفظ نمى كند مگر كسى كه ايمان به خدا داشـتـه بـاشد، آنگاه آيه (قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى ) را تلاوت فرمود.
طـبرسى (رحمه اللّه عليه ) سپس مى گويد: منظور كميت شاعر هم اشاره به همين آيه است كه مى گويد:
وجدنا لكم فى آل حم آيه

تاءولها منا تقى و معرب

يعنى در آل حم آيه اى يافتيم كه هر پرهيزكار و آشنا به لغت عرب آن را فهميد.
و نـيـز در مجمع البيان گفته : حديث صحيح از حسن بن على (عليه السلام ) رسيده كه در خـطـبـه اى كـه بـراى مـردم ايـراد كـرد فـرمـود: مـا از اهـل بـيـتـى هـسـتـيـم كـه خداى تعالى مودت آنان را بر هر مسلمانى واجب كرده ، و فرموده : (قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى ).
و در كـافـى بـه سـنـد خـود از عـبداللّه بن عجلان از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت آورده كـه در تـفسير (قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى لقربى ) فرمود منظور از (قربى ) ائمه (عليهم السلام ) هستند.
مـؤ لف : مـضـمـون ايـن روايـت در اخـبـار بـسـيـار زيـادى از طـرق شـيـعـه از ائمـه اهل بيت (عليهم السلام ) روايت شده .

و در الدر المـنـثـور اسـت كـه احمد، عبد بن حميد، بخارى ، مسلم ، ترمذى ، ابن جرير و ابن مـردويـه از طـريـق طـاووس ، از ابـن عـبـاس ‍ روايت كرده اند كه شخصى از او از آيه (الا الموده فى القربى ) سؤ ال كرد، سعيد بن جبير پيش قدمى كرد و گفت : منظور قرباى آل مـحـمـد است . ابن عباس گفت : عجله كردى ، براى اينكه هيچ تيره اى از تيره هاى قريش نـيست مگر آنكه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) در بين آنان قرابتى دارد، سعيد گـفـت : پـس مـا قـبـل از اينكه در تفسير اين آيه بحث كنيم بايد قبلا معناى لغوى قرابت را بفهميم چيست .
مـؤ لف : در الدر المـنـثـور ايـن روايت به چند طريق ديگر، غير از طريق بالا، از ابن عباس نـقـل شـده ، و مـا در بـيـان آيه گفتيم كه اين معنا - كه منظور از قرابت قرابت با قريش باشد - درست درنمى آيد وبا سياق آيه نيز نمى سازد، و عجيب اينجا است كه در بعضى از سـنـدهـاى ايـن روايـت آمـده كـه ابـن عـبـاس گـفـتـه : ايـن آيـه بـه وسـيـله آيـه (قل لا اسئلكم عليه من اجر فهو لكم ان اجرى الا على اللّه ) نسخ شده .
و نيز در همان كتاب است كه ابو نعيم و ديلمى از طريق مجاهد، از ابن عباس روايت كرده كه گـفـت : رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله وسـلّم ) در مـعـنـاى جـمـله (قـل لا اسـئلكـم عـليه اجرا الا الموده فى القربى ) فرمود: اجرى نمى خواهم مگر همين كه جانب مرا در اهل بيتم رعايت كنيد، و آنان را به خاطر من دوست بداريد.
و نـيـز در آن كـتـاب آمـده كه ابن منذر، ابن ابى حاتم ، طبرانى ، و ابن مردويه به سندى ضـعـيـف از طـريـق سـعـيـد بـن جـبـيـر از ابـن عـبـاس ‍ روايـت كـرده ، كـه گـفـت : وقـتـى آيه (قـل لا اسـئلكـم عـليـه اجـرا الا المـوده فـى القـربـى ) نازل شد، اصحاب پرسيدند: يا رسول اللّه قرباى تو چه كسانى اند كه مودتشان بر امت واجب شده ؟ فرمود: على و فاطمه و دو پسران او.
مـؤ لف : ايـن روايـت را طـبرسى هم در مجمع البيان آورده ، ولى به جاى كلمه (ولداها دو پسران او) كلمه (ولدها اولاد او) آمده .
و نيز در همان كتاب است كه ابن جرير از ابى الديلم روايت كرده كه گفت : وقتى على بن الحـسـيـن (عـليـهـماالسلام ) را به اسيرى آوردند، و در بالاى پله معروف دمشق نگه داشته بـودنـد، مـردى از اهـل شـام بـرخـاست و گفت : حمد خدا را كه شما را بكشت ، و بيچاره تان كرد.
عـلى بـن الحـسـيـن (عـليـهـمـاالسـلام ) در جـوابـش فرمود: آيا قرآن خوانده اى ؟ گفت آرى . فـرمـود: آل حـم را خـوانـده اى ؟ گـفـت آرى ، فـرمـود: هـيـچ خـوانـده اى (قـل لا اسـئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى ) را؟ مرد ناگهان متوجه شد و گفت : شما همان