د از نـومـيـدى خـلق بـرايـشـان بـاران مى فرستد، و رحمت خود را گسترش مى دهد، و تنها او سرپرستى ستوده است (28 ).
و يـكـى از آياتش خلقت آسمانها و زمين و جنبندگانى است كه در آن دو منتشر كرده ، و او هر وقت بخواهد مى تواند آنها را جمع آورى كند (29).
و آنچه مصيبت كه به شما مى رسد به خاطر اعمالى است كه به دست خود كرده ايد، و خدا از بسيارى ازگناهان درمى گذرد (30).
و شـمـا در زمـين نمى توانيد خدا را به ستوه آوريد، و غير خدا سرپرست و ياورى نداريد (31).
و يكى ديگر از آياتش كشتى هاى كوه پيكر جارى در درياها است (32).
چـه اگـر بـخواهد باد را از حركت نگه مى دارد، آن وقت در وسط دريا بى حركت مى مانند، به درستى در اين كشتى ها آيتهايى است براى هر خويشتن دار قدردان (33).
و يا به جرم آنچه كرده اند عقابشان مى كند، و او از بسيارى از گناهان اغماض مى نمايد (34).
و آنـهـايـى كـه در آيـات مـا جـدال مـى كنند خود مى دانند كه فرارگاهى ندارند (35). پس آنـچـه در دسـت داريـد از ماديات زندگى متاع دنيا است ، و آنچه نزد خداست براى مردم با ايمان كه بر پروردگار خود توكل مى كنند بهتر و پاينده تر است (36).
و نـيـز بـراى كـسـانـى كـه از گـنـاهان كبيره و از فواحش اجتناب مى كنند، و چون خشم مى گيرند جرم طرف را مى بخشند (37).
و كـسـانى كه دعوت پروردگار خود را اجابت نموده ، و نماز بپا مى دارند، و امورشان در بينشان به مشورت نهاده مى شود، و از آنچه روزيشان كرده ايم انفاق مى كنند (38).
و كسانى كه چون مورد ستم قرار مى گيرند از يكديگر يارى مى طلبند (39).
و كـيـفر بدى ، بدى ديگرى است مثل آن ، و كسى كه از كيفر دادن صرفنظر كند و به اين وسيله طرف را اصلاح نمايد، پاداشش به عهده خدا است كه او ستمگران را دوست نمى دارد (40).
و كسى كه پس از ستم كشيدن انتقام گيرد بر او هيچ گونه مؤ اخذه و عتابى نيست (41).
گـناه بر كسانى است كه به مردم ظلم مى كنند، و بدون داشتن بهانه اى و حقى مى خواهند در زمين فساد و ظلم كنند، آنان عذابى دردناك دارند (42).
البـتـه اگـر كـسـى صـبـر كـنـد و بـبـخـشـايـد، ايـن دو خـصـلت از خصال بس بزرگ است (43).
و كـسـى كـه خدا گمراهش كند بعد از خدا ديگر سرپرستى نخواهد داشت ، و تو ستمگران را خواهى ديد كه چون عذاب را مى بينند مى گويند: آيا راه برگشتى هست ؟ (44).
و مى بينى ايشان را كه بر آتش عرضه مى شوند، در حالى كه از شدت ذلت حالتى از خـشـوع دارند كه با گوشه چشم و پنهانى به آن مى نگرند، و آنهايى كه ايمان آوردند مى گويند: زيانكاران كسانى هستند كه در قيامت هم خود را باختند و هم خاندان خود را. آرى ، بدانند كه ستمگران در عذابى دائمى خواهند بود (45).
و از اولياء، غير از خدا هيچ وليى كه ياريشان دهد نخواهند داشت ، و كسى كه خدا گمراهش كرده باشد هيچ راه نجاتى ندارد (46).
(اى مـردم ) دعـوت پـروردگـارتـان را بـپـذيـريـد، قـبـل از آنـكـه بـيـايـد روزى كه از ناحيه خدا برگشت برايش نيست ، در آن روز ديگر هيچ پناهگاهى نداريد، و نمى توانيد جرائم خود را انكار كنيد (47).
حال اگر باز هم اعراض كردند، و اين دعوت را اجابت نكردند، ناراحت مشو كه ما تو را به نگهبانى آنان نفرستاديم ، و تو جز رساندن پيام ما وظيفه ندارى . هر وقت رحمتى از خود را بـه انـسـان مـى چـشـانـيـم بـه آن خـوشـحـالى مـى كـنـد، و همين كه آثار سوء گناهانش گريبانش ‍ را گرفت كفران را از سر مى گيرد، چون انسان كفران پيشه است (48).
ملك آسمانها و زمين از خداست ، هر چه مى خواهد خلق مى كند، به هر كس بخواهد دختر و به هر كس بخواهد پسر مى دهد (49).
و يـا هـم پـسـرانـى مـى دهـد و هـم دخترانى ، و هر كه را بخواهد عقيم مى كند كه او دانايى توانا است (50).

بيان آيات

صـدر ايـن آيـات مـتـصـل اسـت بـه داسـتـان رزق دادن خـدا به بندگان كه در باره اش مى فـرمـود: (اللّه لطـيـف بـعـبـاده يـرزق مـن يـشـاء) و قـبل از آن هم فرمود: (له مقاليد السموات و الارض يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر) و ما در سـابـق اشاره كرديم به اينكه يكى از بزرگترين رزقها، دينى است كه خداى سبحان در اخـتـيـار بـنـدگـانـش گـذاشـتـه و بـا در نـظـر داشـتـن ايـن نـكـتـه گـفـتـار ايـن فـصـل داخـل در گـفتار فصل گذشته مى شود كه در باره وحى سخن مى گفت ، و به طور كـلى آيـات اين سوره براى بيان آن ريخته شده ، بعد از هر چند آيه يكبار برگشته به همان غرض اشاره مى كند.
آنگاه پاره اى از آيات و دلائل توحيد را كه مربوط به رزق است - مانند خلقت آسمانها و زمين ، و منتشر كردن جنبندگان در آسمان و زمين ، و خلقت كشتى ها كه در دريا در حركتند، و دادن فـرزنـدان ذكـور و انـاث ، و يا يكى از آنها را به هر كه بخواهد، و ندادن هيچ يك از آنها را به هر كه بخواهد - ذكر مى كند.
و آنـگـاه مـى فرمايد بعضى از رزق ها هست كه تنها در دنيا مى دهد، و به همه مى دهد و آن رزقـى اسـت كه با فناى دنيا فانى مى شود. و بعضى ديگرش مخصوص مؤ منين است كه در آخرت مى دهد، و آن بهترين رزق و پايدارترين رزق است ، و از همين جا به مناسبت ، به ذكـر صـفـات مـؤ منين منتقل شده ، حسن عاقبت آنان را بيان مى كند، و نيز به اوصاف قيامت و عـاقـبت ستمكاران منتقل مى شود، و شرح مى دهد كه در قيامت با چه هولها و وحشتها و عذابها روبرو مى شوند.
از اينها گذشته در خلال آيات ، اجمالى از پاره اى احكام را بيان نموده ، انذار و تخويفى هم مى كند، و به حق دعوت نموده ، و به حقايق و معارف بسيارى اشاره مى نمايد.

و لو بـسـط اللّه الرزق لعـبـاده لبـغـوا فـى الارض و لكـن ينزل بقدر ما يشاء انه بعباده خبير بصير 

كـلمـه (قـدر) در مـقابل كلمه (بسط) است . اولى به معناى تنگ گرفتن رزق و دومى بـه مـعـنـاى وسـعـت دادن بـه آن است ، در جمله سابق هم كه مى فرمود: (يبسط الرزق لمن يـشـاء و يـقـدر) بـه هـمـيـن مـعـنـا اسـت . و كـلمـه (قـدر) - بـه فـتـح قـاف و دال ، و هم به سكون دال - به معناى كميت و حجم هر چيز است ، و در جمله مورد بحث كه مى فرمايد: (و لكن ينزل بقدر ما يشاء) به اين معنا است . مى فرمايد خداى تعالى هر چه را بـخـواهـد با كميت و حجم نازل مى كند. و به معناى كميت و حجم معين هم مى آيد، مانند آيه (فقدرنا فنعم القادرون ).
كـلمـه (بغى ) به معناى ظلم است . و كلمه (بعباده ) از باب به كار بردن ظاهر در جـاى ضمير است ، چون مى توانست بفرمايد (انه بهم خبير بصير) به خاطر اينكه در اول آيـه كلمه (عباده ) ذكر شده بود. و نكته اى كه دوباره آن را ذكر كرد و به ضمير آن اكـتـفـاء نـفـرمـود، ايـن اسـت كـه خـواسـت بـه بـيـان خـبـيـر و بـصـيـر بـودنـش بـه حـال بـندگان اشاره كند، و بفرمايد بدين جهت خبير و بصير به آنان است كه مخلوق او و هـيـئتـشـان قـائم بـه او اسـت ، و ديـگـر مـعـقـول نـيـسـت كـه مـحـجـوب از او بـوده و برايش مـجـهـول و نـاشـنـاخـته باشند، و همچنين كلمه (لعباده ) خالى از اين اشاره نيست كه چرا خـداى تـعالى رزق بندگان خود را مى دهد، چون بندگان اويند، و رزق بندگان به عهده مولايشان است .
سنت الهى در روزى دادن به مرد