وار است آن را حـفـظ كـند. آنگاه رو كرد به ما و فرمود: خداى تعالى هيچ بنده مؤ منى را در اين دنيا عقاب نمى كند، مگر آنكه از عقوبتش در آخرت مى گذرد، چون خداى تعالى حكيم تر و جوادتر و بزرگوارتر از آن است كه در قيامت عقوبت دنيايى كسى را از سر بگيرد.
آنـگـاه فـرمود گاه مى شود كه خداى عزّوجلّ مؤ من را به بلايى در بدنش و يا مالش و يا فـرزنـدانش و يا خانواده اش مبتلا مى كند، آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود (و ما اصابكم مـن مـصيبه فبما كسبت ايديكم و يعفوا عن كثير) و سپس با دستش سه بار خاك پاشيد. اين عمل در عرب كنايه است از كثرت .
و در كـافـى بـه سـند خود از هشام بن سالم از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فـرمـود: هـيـچ رگـى از بـدن نـمـى جهد، و هيچ نكبتى نمى رسد، و هيچ سر درد و بيمارى ديـگرى عارض كسى نمى شود مگر به خاطر گناهى است كه كرده ، و اين همان كلام خداى عـزّوجـلّ اسـت كـه در كـتـاب خود مى فرمايد: (و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم و يـعفوا عن كثير). راوى مى گويد: سپس امام فرمود: يعنى آنچه از عقوبتش كه صرفنظر مى كند بيشتر از آن گناهانى است كه عقوبتش را به گنهكار مى چشاند.
مـؤ لف : اين معنا به طريقى ديگر از مسمع از آن جناب (عليه السلام ) روايت شده و نظير آن در الدر المـنـثـور از حـسـن از رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله وسـلّم ) نقل شده ، و عبارت آن چنين است : وقتى آيه (و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم ) نـازل شـد، رسـول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) فرمود: به آن خدايى كه جانم به دسـت او اسـت هيچ خراشى از چوبى بر بدن شما نمى افتد، و هيچ رگى از جاى خود نمى جنبد و هيچ ضربتى از سنگ وارد نمى شود، و هيچ پايى نمى لغزد مگر به خاطر گناهى از گناهان . و آنچه از گناهان كه خدا عفو مى كند بيشتر است .
و نـيـز در كافى به سند خود از على بن رئاب روايت كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السـلام ) مـعـنـاى كـلام خـداى عـزّوجلّ را پرسيدم كه مى فرمايد: (و ما اصابكم من مصيبه فـبـمـا كـسـبت ايديكم ) و عرضه داشتم : آيا آن همه مصائب كه به على بن ابى طالب و اهـل بـيـتش ‍ (عليهم السلام ) بعد از رحلت آن جناب متوجه شد به خاطر گناهانى بوده كه مـرتـكـب شدند، با اينكه آن حضرات اهل بيت طهارت و عصمت بودند؟ امام در پاسخ فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) در هر شبانه روز صد مرتبه استغفار مى كرد، و اين طلب مغفرتش به خاطر گناه نبود، بلكه اين طلب مغفرت به منظور اجر بود، و همچنين خداى تعالى اولياى خود را گرفتار مصائب مى كند تا اجرشان دهد.
و در مـجـمـع البـيـان از عـلى (عـليـه السـلام ) روايـت شـده كـه از رسـول خـدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) نقل كرده كه فرمود: بهترين آيه كتاب خدا اين آيه است . يا على هيچ خدشه و خراشى از چوبى بر بدن وارد نمى آيد و هيچ ضربه اى بـپـا وارد نـمـى شـود، مـگـر به خاطر گناه ، و آنچه خدا در دنيا مى بخشد ديگر در آخرت عـقـاب نمى كند، چون خدا بزرگتر از آن است كه به بخشيده خود برگردد، و آنچه را هم كـه در دنـيـا عـقـوبـتـش را مـى فـرسـتـد ديـگـر در آخـرت عـقـوبـت نـمـى كـنـد، چـون خـدا عادل تر از آن است كه بنده اش را به خاطر يك گناه دو بار عقوبت كند.
بـيـان سـه اشـكـال در رابـطـه بـا (مـا اءصابكم ...). و مفاد روايات مربوط به آن 
مؤ لف : اين روايت را الدر المنثور هم از عده اى از صاحبان كتب حديث از على (عليه السلام ) از رسـول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) روايت كرده . و از فحواى آن استفاده مى شود كـه آيـه شـريفه (و ما اصابكم ) خاص به مؤ منين است ، و خطاب در آن نيز به ايشان اسـت ، و مـفـادش ايـن اسـت كه خدا گناهان همه ايشان را مى آمرزد، و ديگر در برزخ و قيامت عـذاب نـمى بينند، چون آيه شريفه گناهان را منحصر در دو قسم مى كند. يكى آنهايى كه بـا رساندن مصيبت مؤ اخذه مى شوند، و يكى هم آنهايى كه بخشوده مى شوند. و روايت هم مفادش اين است كه بعد از مؤ اخذه با مصائب ، ديگر مؤ اخذه اى نيست ، و بعد از عفو هم ديگر مـؤ اخـذه اى نـخـواهـد بـود، بـه هـمـيـن جـهـت مـسـاءله از چـنـد جـهـت مـورد اشكال قرار مى گيرد:
اول از ايـن جـهـت كـه مـا در سـابـق گـفـتيم از سياق آيه بر مى آيد كه به عموميتش مؤ من و كافر را شامل مى شود.
دوم از جـهـت ايـنـكـه مـعارض با روايات بسيار زيادى است كه شايد به حد تواتر معنوى برسد، رواياتى كه مى گويند: بعضى از مؤ منين در قبر و يا در آخرت عذاب مى بينند.
سـوم از جـهـت ايـنـكـه ايـن روايـت بـا ظـاهـر آيـاتـى كـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه مـوطـن و مـحـل جـزاى اعـمـال آخرت است مخالفت دارد، مانند آيه (و لو يواخذ اللّه الناس بظلمهم ما تـرك عـليـهـا من دابه و لكن يوخرهم الى اجل مسمى فاذا جاء اجلهم لا يستاخرون ساعه و لا يـسـتـقـدمـون ) چـون ظـاهـر ايـن آيـه ايـن اسـت كـه خـداى تـعـالى جـزاى اعـمـال را در دنيا نمى دهد، و گر نه هيچ جنبده اى روى زمين نمى ماند، بلكه آن را تاءخير مـى انـدازد تـا مـدتـى مـعين ، همين كه آن مدت فرا رسيد ديگر حتى يك ساعت هم جلو و عقبش نـمـى انـدازد. و هـمـچـنـيـن آيـات ديـگـرى كـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه هر معصيت و مظلمه اى بازخواست مى شود، و روز بازخواست از آن بعد از مرگ و در قيامت است ، مگر آنكه صاحبش در دنـيـا تـوبـه كـرده بـاشـد، و يـا بـا عـمل نيكى آن را از بين برده باشد و يا در قيامت شفاعتى مشمول حالش گردد، و امثال اينها.
عـلاوه بـر ايـنكه آيه مورد بحث ، يعنى آيه (و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم و يـعـفـوا عـن كـثير) - همان طور كه قبلا هم گفتيم - نه دلالت دارد بر اينكه مصيبت هاى وارده جـزاى اعـمـال اسـت ، و نـه بـر ايـن كـه عـفـو از بـسـيـارى از گـنـاهـان ابـطال جزاء در آنها است ، بلكه تنها دلالت دارد بر اين كه مصائب ، آثار دنيوى گناهان اسـت كه در بعضى گناهان در دنيا بروز مى كند، و در بعضى گناهان بروز نمى كند، و خدا از بروزش جلوگيرى مى نمايد.
پـس بـه خـاطـر ايـن اشـكـالهـا بـايـد روايـت را اگـر قابل حمل باشد حمل كرد به اينكه مى خواهد در مردم ايجاد حسن ظن به خداى تعالى كند.
و در مـجـمـع البـيـان در ذيـل جـمـله و (امـرهـم شـورى بينهم ) مى گويد: روايت شده كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) فرمود: هيچ مردى با كسى مشورت نمى كند مگر آنكه به سوى رشد هدايت مى شود.
بيان رواياتى در ارتباط با (يهب لمن يشاء اناثا 
و در تـفـسـير قمى در روايت ابى الجارود از حضرت ابى جعفر (عليه السلام ) آمده كه در ذيـل جـمـله (يـهـب لمـن يـشـاء انـاثا) فرمود: يعنى به هر كس بخواهد فقط دختر مى دهد بـدون پـسـر. و در مـعـنـاى (يـهب لمن يشاء الذكور) فرمود: يعنى و به هر كس بخواهد فقط فرزند ذكور مى دهد. و در معناى (او يزوجهم ذكرانا و اناثا) فرمود: يعنى و به هر كس بخواهد هم ذكور مى دهد، و هم اناث ، و برايش بين هر دو قسم فرزند جمع مى كند.
و در تـهـذيـب به سند خود از حسين بن علوان ، 