ود: ايـن جبرئيل است كه چنين مى گويد.
تعريف رسول ، نبى و محرت از زبان امام باقر عليه السلام 
و در كـتـاب بـصـائر از على بن حسان ، از ابن بكير، از زراره ، روايت آمده كه گفت : من از امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) از ايـن كـه چـه كـسـى رسـول و چـه كـسـى نـبـى و چـه كـسـى مـحـدث اسـت پـرسـيـدم ؟ فـرمـود: رسـول كـسـى اسـت كـه جـبـرئيـل نـزدش مـى آيـد و بـا او رو در رو سـخـن مـى گـويد و او جبرئيل را مى بيند، همانطور كه شما طرف صحبت خود را مى بينيد و با او حرف مى زنيد، چـنـيـن كـسـى را رسـول مـى گـويـنـد. و امـا نـبـى عـبـارت اسـت از كـسـى كـه جـبـرئيـل را در خـواب مـى بيند، مانند خوابى كه ابراهيم (عليه السلام ) ديد (كه فرزند خـود را قـربانى مى كند) و نظير رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) كه بسيار مى شـد خـواب سـبـكـى او را مـى گـرفـت ، و در آن حـالت جـبـرئيـل نـزدش مـى آمـد، ايـن را نـبى مى گويند، كه گاهى نبوت با رسالت هم جمع مى شـود، مـانـنـد رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) كـه هـم رسـول بـود و جـبـرئيـل را در بـيدارى رو در روى خود مى ديد و با او سخن مى گفت ، و هم نبى بود و جبرئيل را در خواب مى ديد. و اما محدث عبارت است از كسى كه كلام فرشته را مى شنود و با او سخن مى گويد، ولى او را نمى بيند، نه در خواب و نه در بيدارى .
مؤ لف : در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز هست .
و در كـتـاب تـوحـيـد بـه سـند خود از محمد بن مسلم و محمد بن مروان ، از امام صادق (عليه السـلام ) روايـت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) تشخيص نمى داد كـه ايـن شـخـصـى كـه بـا او سـخـن مـى گـويـد جبرئيل و از طرف خدا است ، مگر به توفيق .
و در تـفسير عياشى از زراره روايت آورده كه گفت : به امام صادق (عليه السلام ) عرضه داشـتـم : چـطـور رسـول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) هنگامى كه پيامى از ناحيه خدا بـه سـويـش مـى آمـد از ايـن مـعـنـا نـمـى ترسيد كه اين پيام از طرف ابليس باشد، و اين شـيـطـان است كه در قلب او مداخله مى كند؟ امام (عليه السلام ) فرمود: خداى تعالى وقتى بـنـده اى را رسـول خـود مـى سـازد سـكـيـنـت و وقـار بـر او نـازل مـى كـنـد، در نـتـيـجـه پـيـام آور خـدا نـزدش مـى آيـد و رسول او را به چشم مى بيند، همان طور كه اشخاص ديگر را به چشم مى بيند.
رواياتى از معصومينى درباره مراد ازدواج در (روحامن اءمرنا) 
و در كـافـى بـه سـنـد خـود از ابـى بـصـير روايت كرده كه گفت : من از امام صادق (عليه السـلام ) از كـلام خـداى تـبارك و تعالى پرسيدم كه مى فرمايد: (و كذلك اوحينا اليك روحـا مـن امرنا ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الايمان ) فرمود: روح عبارت است از خلقى كه در مـيـان خـلائق از جـبـرئيـل و مـيـكـائيـل هـم بـزرگـتـر اسـت ، و ايـن روح هـمـواره بـا رسـول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) و ائمه بعد از آن جناب هست ، و كارش تسديد و تاءييد آن حضرات است .
مـؤ لف : در مـعـنـاى ايـن حـديـث تـعدادى روايت هست كه در بعضى از آنها آمده كه آن روح از مـلكـوت اسـت . صـاحـب تـفسير روح المعانى مى گويد: (طبرسى از حضرت ابى جعفر و ابـى عـبـداللّه روايـت كـرده كـه مـراد از ايـن روح ، فـرشـتـه اى اسـت بـزرگـتـر از جـبـرئيـل و ميكائيل كه همواره با رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) بوده و هيچ گاه بـه آسـمـان صـعـود نـمـى كـرده . و ايـن حـرف در نـهـايـت غـرابـت و شـگـفـتـى اسـت ، و احتمال مى رود كه استنادش به اين دو امام درست نباشد).
و مـا بـراى روشـن شـدن مـطـلب عـيـن كـلام طـبـرسـى در مـجـمـع البـيـان را نقل مى كنيم : (از ابى جعفر و ابى عبداللّه (عليه السلام ) روايت شده كه فرمودند: روح هرگز به آسمان صعود نكرده ، و همواره در ما هست ).
و امـا ايـنكه صاحب روح المعانى آن را غريب و شگفت خوانده شگفتى در سخن خود او است كه هـيـچ دليـلى بـر درسـت نبودن اين حديث نياورده . علاوه بر اينكه خود او تسديد و تاءييد كـردن ايـن روح را در باره غير رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) يعنى بعضى از افـراد امـت قـبـول كـرده ، آن وقـت چـطـور آن را در بـاره رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) و ائمـه اهـل بـيـت انـكار مى كند؟ و خواننده اگر بخواهد به اعتراف وى در باره تسديد روح اطلاع يابد، بايد به تفسير روح المعانى در قسم اشاراتش مراجعه نمايد.
و در نـهـج البـلاغـه آمـده : (و خـداى تـعـالى از روزى كـه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) از شير گرفته شد، بزرگترين فرشته خود را قـريـن او ساخت تا آن جناب را شب و روز به طريق مكارم و به سوى محاسن اخلاق عالم سوق دهد).
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه ابـو نـعـيـم - در كـتـاب دلائل - و ابـن عـسـاكـر از عـلى (عـليـه السـلام ) روايـت كـرده انـد كـه گـفت : شخصى از رسـول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) پرسيد: آيا هيچ بتى را پرستيده اى ؟ فرمود: نـه . پـرسـيـدند هيچ شراب نوشيده اى ؟ فرمود: هرگز. من از اولين روز زندگى ام همين مقدار را مى دانستم كه اين عقايدى كه مردم دارند كفر است ، ولى نمى دانستم كتاب و ايمان چـيـسـت . در ايـنـجـا بـود كـه آيـه شـريـفـه (مـا كـنـت تـدرى مـا الكـتـاب و لا الايـمـان ) نازل شد.
و در كـافـى بـه سـنـد خـود از ابـى عمرو زبيرى ، از امام صادق (عليه السلام ) روايتى آورده كـه در ضـمـن آن در ضـمير آيه (و انك لتهدى الى صراط مستقيم ) فرمود: يعنى تو مردم را به سوى صراط مستقيم دعوت مى كنى .
و در كافى به سند خود از جابر از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : از آن جـنـاب شـنـيدم كه فرمود: قرآنى به دريا افتاد، ديدند كه تمامى آياتش سياه شده ، جز اين آيه كه مى فرمايد: (الا الى اللّه تصير الامور).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:845.txt:آیات 1 - 14">آیات 1 - 14</a><a class="text" href="widget:text:846.txt:آیات 15 - 25">آیات 15 - 25</a><a class="text" href="widget:text:847.txt:آیات 26 - 45 (1)">آیات 26 - 45 (1)</a><a class="text" href="widget:text:848.txt:آیات 26 - 45 (2)">آیات 26 - 45 (2)</a><a class="text" href="widget:text:849.txt:آیات 46 - 56">آیات 46 - 56</a><a class="text" href="widget:text:850.txt:آیات 57 - 65">آیات 57 - 65</a><a class="text" href="widget:text:851.txt:آیات 66 - 78">آیات 66 - 78</a><a class="text" href="widget:text:852.txt:آیات 79 - 89">آیات 79 - 89</a></body></html>بـسـم اللّه الرّحـمـن الرّحـيـم

حم (1) 
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2) 
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (3) 
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ (4) 
أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَن كُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِينَ (5) 
وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ (6) 
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (7) 
فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشاً وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ (8) 
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ (9)