َّا تَعْبُدُونَ (26) 
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ (27) 
وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (28) 
بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ (29) 
وَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ (30) 
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (31) 
أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ (32) 
وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ (33)‏ 
وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ (34) 
وَزُخْرُفاً وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ (35) 
وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (36) 
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ (37) 
حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ (38) 
وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (39) 
أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (40) 
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ (41) 
أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ (42) 
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (43) 
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ (44) 
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (45)

ترجمه آيات

و بـه يـاد آر آن زمـان را كـه ابـراهـيـم بـه پـدر و قوم خود گفت : من از آنچه مى پرستيد بيزارم (26).
به جز آن معبودى كه مرا آفريده كه به زودى هدايتم خواهد كرد (27).
خداى تعالى اين يكتاپرستى را در نسل او باقى گذاشت ، شايد برگردند (28).
بـلكـه مـن ايـن كـفـار و پـدران ايـشـان را بـهـره هاى مادى دادم ، تا آنكه دين حق و رسولى روشنگر به سويشان آمد (29).
و همين كه با حق روبرو شدند، گفتند: اين نوعى سحر است ، و ما بدان كافريم (30).
(كـفـار قـريـش هـم ) گـفـتـنـد: چـرا ايـن قـرآن بـه يـكـى از مـردان بـزرگ (مـكـه و طـائف ) نازل نشد (31).
مـگـر ايـنـان مـقسم رحمت پروردگار تواند؟ اين ماييم كه معيشت انسانها در زندگى دنيا را تـقـسـيـم مـى كـنـيـم ، و بـعضى را به درجاتى بالاتر از بعض ديگر قرار مى دهيم ، تا بـعضى بعض ديگر را رام و مسخر خود كنند، و رحمت پروردگار تو از آنچه جمع مى كنند بهتر است (32).
و اگر نه اين بود كه خواستيم مردم در تحت يك نظام قرار گيرند، براى هر كس كه به رحـمـان كفر بورزد خانه هايى داراى سقفى از نقره قرار مى داديم ، و پله هايى كه با آن بالا روند، و خودنمايى كنند (33).
و براى خانه هايشان درهايى و تخت هايى كه بر آن تكيه دهند (34).
و نـيز طلا آلات قرار مى داديم ، چون همه اينها تنها بهره هاى زندگى دنيا است ، و آخرت در نزد پروردگارت خاص مردم با تقوى است (35).
و كـسى كه از ياد رحمان خود را به كورى بزند شيطانى برايش مقدر مى كنيم تا همواره قرينش باشد (36).
و هـمـيـن طـايـفـه انـد كـه هـمـواره از راه حـق جـلوگـيـرى مـى كـنـنـد، و خيال مى كنند راه درست همان راهى است كه آنان مى روند (37).
تـا آنـكـه يـكـى از ايـنـان نـزد ما آيد آن وقت ، (از در پشيمانى و حسرت به قرين خود مى گويد) اى كاش بين من و تو فاصله اى به طول ما بين مشرق و مغرب بود (38).
ولى آن روز ديـگـر ايـن حرفها سودى به حالتان ندارد، چون ستم كرديد، و همه شما در عذاب شريكيد (39).
آيـا تـو اى پـيـامـبـر مـى تـوانـى كـران را بـشـنوانى ، و يا كوران را هدايت كنى ؟ (اگر توانستى آن وقت مى توانى ) گمراهان آشكار را هم هدايت كنى (اگر توانستى مى توانى ) گمراهان آشكار را هم هدايت كنى (40).
ما هر وقت شده از ايشان انتقام مى گيريم ، هر چند كه تو در دنيا نباشى (41).
و يـا در هـمـين زندگى دنيايت به تو نشان مى دهيم آن عذابها را كه به ايشان وعده داديم كه ما بر آنان اقتدار داريم (42). پس تو به آنچه وحى به سويت شده تمسك كن كه تو بر صراطى مستقيم هستى (43).

و به درستى كه قرآن ذكرى است براى تو و براى قومت ، و به زودى بازخواست خواهيد شد (44).
از رسـولانى كه قبل از تو فرستاده بوديم بپرس : آيا غير از رحمان خدايانى معين كرده بوديم كه مردم آنها را بپرستند (45).

بيان آيات

از آنجا كه رشته كلام از رسالت رسول (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) و كفر مشركين به رسـالت و تـشـبـث ايـشـان (در شـرك ) بـه ذيـل تـقـليـد از پـدران و بـدون هـيـچ دليـل ديـگـر انـجـامـيـد، دنـبالش داستان ابراهيم (عليه السلام ) را ذكر مى كند كه تقليد كـردن از پـدر و قـومش را دور انداخته ، از آنچه آنان به جاى خداى سبحان مى پرستيدند بيزارى جست ، و از پروردگارش طلب هدايتى كرد كه از فطرتش ‍ سرچشمه مى گرفت .
بـعـد از نـقـل داسـتـان ابـراهـيـم ايـن مـسائل را خاطر نشان مى فرمايد كه از چه نعمت هايى بـرخـوردارشـان كـرد، و آنـهـا چـگـونـه آن نعمت ها را كفران كردند، و به كتاب خدا كافر شدند، و در آن خرده گيريها نمودند، و به فرستاده خدا طعنه ها زدند، طعنه هايى كه به خـودشـان بر مى گردد، و سپس آثار اعراض از ياد خدا را ذكر مى كند، و عاقبت اين كار را كـه هـمـان شـقاوت و خسران است تذكر مى دهد و آنگاه عطف مى كند بر آن اين را كه پيامبر بـايـد بـراى هـميشه از ايمان آوردن ايشان ماءيوس باشد. و سپس تهديدشان مى كند به عـذاب . و به پيامبر عزيزش تاءكيد مى كند كه به قرآن تمسك جويد، چون قرآن ذكر او و ذكـر قـوم او اسـت ، و بـه زودى از آن بـازخـواسـت مـى شـوند، و آنچه در قرآن است دين توحيد است كه همه انبياء گذشته بر آن دين بودند.

و اذ قال ابراهيم لابيه و قومه اننى براء مما تعبدون 

كـلمـه (بـراء) مـصـدر (بـرء)، (يـبرء) است كه صفت مشبهه اش (برى ء) مى شـود. و بـنابر اين ، معناى جمله (اننى براء)، (اننى ذو براء) مى شود. و يا معناى آن (اننى برى ء) است ، كه براى مبالغه به جاى (برى ء)، (براء) را به كار بـرده ، هـمـچـنـان كـه وقـتـى بـخـواهيم در عدالت كسى مبالغه كنيم مى گوييم فلانى عين عدالت است .
مـــعـــنـــاى سـخـن ابـراهـيـم (ع ) بـه پـدر و قـومـش : (انـى براء مما تعبدو