مقايسه با خدايان ما نيست ، و خدايان ما بهتر از او است .
(مـا ضـربوه لك الا جدلا) - يعنى تو را با جمله (ءالهتنا خير ام هو) مواجه نكردند مـگـر از در جـدل ، و خـواسـتـه انـد بـدان وسـيـله مـثـل مـذكـور را بـاطـل كـنـنـد، هر چند كه حق باشد (بل هم قوم خصمون ) يعنى آنان بطور قطع مردمى ثابت در خصومت و مصر بر آنند.
(ان هـو الا عبد انعمنا عليه ) - اين جمله رد مطلبى است كه از گفتار مشركين استفاده مى شـود كه گفتند: (ءالهتنا خير ام هو) چون به طورى كه خواهد آمد از اين سخن برمى آيد كـه خـواسـتـه انـد بگويند مسيح ، اله نصارى است . و جمله مورد بحث در رد آن مى فرمايد مسيح تنها بنده اى بود كه ما بر او انعام كرديم .
سخن ديگر مفسرين در تفسير آيه شريفه 
زمـخـشـرى در تـفـسـيـر كـشـاف و عـده زيـادى ديـگـر از مـفـسـريـن از ابـن عـبـاس و ديگران نـقـل كـرده انـد كـه در تـفـسـيـر آيـه گـفـتـه انـد: وقـتـى رسـول خـدا (صـلى اللّه عليه و آله وسلم ) آيه (انكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنم ) كه عليه قريش است تلاوت كرد، قريش سخت در خشم شدند. و ابن الزبعرى گفت : اى مـحـمـد تـنها ما و خدايان ما هيزم جهنمند، و يا خدايان همه امت ها؟ فرمود: هم شما و هم خدايان شما، و هم همه امت ها مشمول اين آيه اند. ابن الزبعرى گفت : به پروردگار كعبه سوگند كـه الان در بـحـث بـر تـو غـلبه مى كنم براى اينكه گفتى تمامى خدايان همه امت ها هيزم جـهـنـمـنـد، آيـا تو عيسى بن مريم را پيغمبر نمى دانى و بر او و بر امتش ثناى خير نمى گويى ؟
بـا ايـنـكـه ايـن را هـم مـى دانـى كـه امـت نـصارى او را مى پرستند، و نيز عزيز و ملائكه پـرسـتـيـده مـى شـوند، اگر بگويى همه اينها در آتش ‍ دوزخ قرار مى گيرند، ما هم هيچ حـرفـى نـداريـم كـه بـا خـدايـان خـود در آتـش بـاشـيـم . مـشـركـيـن از ايـن احـتـجـاج خـوشحال شدند و خنديدند، و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) همچنان ساكت بود تا آنكه اين آيه نازل شد: (ان الذين سبقت لهم منا الحسنى اولئك عنها مبعدون ) و همچنين آيه مورد بحث در اين زمينه نازل شد.
و مـعـنـاى آن ايـن اسـت كـه : وقـتـى ابـن الزبـعـرى عـيـسـى بـن مـريـم را مـثـل زد، و مـسيح پرستى نصارى را دليل بر رد كلام تو گرفت ، (اذا قومك ) ناگهان قريش كه قوم تواند از اين مثل (يصدون ) فريادشان به خوشحالى و خنده بلند شد، چون به خيال خود تو را مجاب كردند، و آنگاه گفتند: ءآلهتنا خير ام هو) يعنى آيا خدايان مـا بهتر است يا مسيح ؟ و مسلما عيسى به نظر تو از خدايان ما بهتر است ، و وقتى او هيزم جـهـنـم بـاشـد ديـگـر جـهـنـمـى بـودن خـدايـان مـا سـهـل اسـت ، و ايـن مـثـل را بـرايـت نـزدنـد مـگـر از راه جـدل ، و صـرف غـلبـه كـردن در بحث ، نه به منظور تشخيص حق از باطل .
نقد و بررسى روايت مذكور 
و ما در بحث روايتى كه بعد از آيه 98 سوره انبياء ايراد كرديم گفتيم كه اين روايت به خـاطـر ايـنكه از چند جهت موهون و سست است ، و نيز به خاطر خللى كه در مضمون آن هست ، ضـعـيـف اسـت و نـمـى تـوان بـه آن اعـتـمـاد كـرد، حـتـى از حـافـظ ابـن حـجـر هـم نقل شده كه گفته اين حديث اصلى ندارد، و در هيچ يك از كتب حديث ديده نشده نه با سند و نه بدون سند.
و هـر چـنـد ايـن داسـتـان ابـن الزبـعـرى از طـرق شـيـعـه هـم نقل شده - و البته طورى نقل شده كه هيچ مناقشه و اشكالى متوجه آن نيست - و ليكن در آن نـقـل گـفـتـه نـشـده كـه آيـه (و لمـا ضـرب ابـن مـريـم ...) در بـاره ايـن قـصـه نازل شده است .
علاوه بر اينكه ظاهر جمله (ضرب ابن مريم ) و جمله (ءآلهتنا خير ام هو) با تفسيرى كه اين روايت كرده درست و سازگار نيست .
بـعـضـى ديـگـر از مـفـسـريـن گـفـتـه انـد: وقـتـى مـشـركـيـن آيـه (ان مـثـل عـيـسـى عـنـد اللّه كـمـثـل ادم خـلقـه مـن تـراب ثـم قـال له كـن فـيكون ) را شنيدند، گفتند: پس دين ما راهنماتر از دين نصارى است ، براى ايـنـكـه نـصـارى انـسـانـى را مـى پـرستند، و ما ملائكه را - البته منظورشان از ملائكه ارباب بت ها بود - پس آلهه ما بهتر از اله نصارى است .
پـس مـثل زننده به عيسى بن مريم خداى سبحان است ، و اينكه گفتند (ءالهتنا خير ام هو) به منظور برترى دادن بت ها بر عيسى است ، نه عكس آن كه در وجه قبلى آمده بود.
ايـن وجـه هـم درسـت نـيـسـت ، بـراى ايـنـكـه آيـه شـريـفـه (ان مـثـل عـيـسـى عـنـد اللّه كـمـثـل ادم خـلقـه مـن تـراب ) در مـديـنـه نازل شده ، و آيات مورد بحث كه از جمله (و لما ضرب ابن مريم ) آغاز مى شود در مكه نازل شده ، و آيات سوره اى است مكى .
از ايـن هم كه بگذريم بنابر اين وجه ، اساس گفتار مشركين اين مى شود كه خواسته اند خـود را بـر نـصارى برترى دهند، و بر اين اساس ‍ ديگر هيچ ارتباطى بين آيه (ان هو الا عبد انعمنا عليه ...) به ما قبلش تصور نمى شود.
توجيهات ديگرى براى آيه و اشكالات آنها 
بـعـضـى ديـگـر گـفـتـه انـد: وقـتـى مـشـركـيـن شـنـيـدنـد كـه قـرآن مـى فـرمـايـد (ان مـثل عيسى عند اللّه كمثل آدم خلقه من تراب ) داد و فريادشان بلند شد و گفتند: محمد چه منظورى از اين حرف مى تواند داشته باشد، غير از اينكه ما او را به الوهيت بشناسيم ، و بـپـرسـتيم همانطور كه مسيحيان عيسى را مى پرستند، با اينكه آلهه خود ما بهتر از محمد است .
اشـكـال ايـن تفسير همان اشكالى است كه در دو وجه قبلى بيان داشته و گفتيم مشركين مكه آيـه (ان مـثـل عـيـسـى عـنـد اللّه ) را نـشـنـيـده بودند، چون اين آيه سالها بعد در مدينه نازل شد.
بـعضى ديگر در توجيه آيه گفته اند: منظور مشركين از جمله (ءآلهتنا خير ام هو) جواب از اشـكـالى اسـت كه متوجه اعتقاد ايشان شده كه مى گفتند: ملائكه دختران خدايند و نيز از اشـكـالى كـه مـتـوجـه مـلائكـه پـرسـتى آنان شده ، و گويا خواسته اند بگويند: مساءله مـلائكه پرستى يك چيز نو ظهورى از ما نيست ، براى اينكه نصارى مسيح را مى پرستند، و او را بـه خـدا مـنسوب مى كنند، با اينكه موجودى است بشرى و زمينى ، و ما ملائكه را مى پرستيم و به خدا منسوب مى كنيم كه از بشر زمينى برتر و بهتر است .
اشكال اين توجيه هم اين است كه از عهده توجيه جمله (و لما ضرب بن مريم مثلا اذا قومك مـنـه يـصـدون ) بـرنـمى آيد، چون از آيه برمى آيد كه براى مشركين مثلى از عيسى زده شـده ، و آنـان به داد و فرياد درآمده اند، و اين وجه توجيه نمى كند كه چه مثلى از عيسى بـراى مـشـركـيـن زده شـده . عـلاوه بر اين ، جمله (ان هو الا عبد انعمنا عليه ) بنابر اين تفسير بى ربط به ما قبل مى شود، همانطور كه در دو وجه قبلى نيز بى ربط مى شد.
بـعـضـى ديـگـر گـفـتـه انـد: مـعـنـاى ايـنـكه گفته اند: (ءآلهتنا خير ام هو) اين است كه مـثـل مـا در پـرسـتـش آلهـه مـثـل نـصـارى اسـت در پـرسـتـش ‍ مـسـيـح ، حـال خـودت بـگـو كـدام بـهـتر است ؟ پرستش آلهه ما و يا پرستش مسيح ؟ اگر در پاسخ بـگـويـد: عـبـادت مـسـيـح بـهـتـر اسـت ، اعـتـراف كـرده بـه ايـنـكـه پس غير خدا پرستيدن عـ