ز ابن عباس روايت كـرده انـد كـه در ذيـل آيـه (فـيـهـا يـفـرق كل امر حكيم ) گفته : در شب قدر آنچه در آن سال بايد پيش بيايد نوشته مى شود، چه رزق ، چه مرگ و زندگى ، و چه آمدن و نيامدن باران ، حتى اين هم نوشته مى شود كه چه كسانى موفق به حج مى شوند.
مـؤ لف : در مـورد مـسـاءله ليـله القـدر، و آنچه كه خدا قضايش را در آن مى راند، و اينكه ليـله القـدر چـه شبى است ، روايات بسيار زيادى هست كه عمده آنها در سوره قدر از نظر خواننده عزيز مى گذرد - ان شاء اللّه تعالى .بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ (9) 
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ (10) 
يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11) 
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12) 
أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ (13) 
ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ (14) 
إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15) 
يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ (16) 
وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ (17) 
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (18)‏ 
وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ (19) 
وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ (20) 
وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ (21) 
فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ (22) 
فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلاً إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ (23) 
وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ (24) 
كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (25) 
وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ (26) 
وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ (27) 
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ (28) 
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ (29) 
وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ (30) 
مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِياً مِّنَ الْمُسْرِفِينَ (31) 
وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (32) 
وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ (33)

ترجمه آيات

ليكن ايشان در شكى كه دارند سرخوشند (9).
پس تو منتظر آن روزى باش كه آسمان دودى آشكار بياورد (10).
دودى كه چشم مردم را بگيرد و اين عذابى است دردناك (11).
(آن وقـت اسـت كـه مـى گـويند) پروردگارا اين عذاب را از ما بردار كه ايمان خواهيم آورد (12).
امـا كـجـا مـى تـوانند متذكر شوند با اينكه رسولى بيانگر برايشان آمد و متذكر نشدند (13).
بلكه از او اعراض كرده گفتند ديوانه اى است كه ديگران تعليمش داده اند (14).
مـا مـقـدار كـمى از عذاب را از شما برمى داريم ولى شما باز به كفر خود برخواهيد گشت (15).
روزى كه با گرفتنى سخت و بزرگ مى گيريم كه ما انتقام گيرنده هستيم (16).
ما قبل از اين قوم فرعونيان را آزموديم كه رسولى كريم به سويشان آمد (17).
كـه ايـن بـنـدگـان خـدا (يـعنى بنى اسرائيل ) را به من بسپاريد كه من رسولى امين هستم (18).
و اينكه بر خدا تكبر نورزيد كه من با دليلى روشن نزد شما آمدم (19).
و من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى برم از اينكه مرا هدف قرار دهيد (20).
و اگر به من ايمان نياوريد پس حداقل از من كناره گيرى كنيد (21).
پس خداى خود را خواند كه اين قوم مجرمند (22).
(خـدايـش پـيـام داد) پـس بـنـدگـان مـرا شـبـانـه حـركـت ده كـه دنبال خواهيد شد (23).
و دريـا را همچنان به صورت راهرو بگذار كه ايشان لشكرى هستند كه بايد غرق شوند (24).
چه بسيار از باغها و چشمه ها كه از خود بجاى گذاشتند (25).
و چه زراعتها و جايگاه هاى كريم (26).
و نعمتها كه از آن برخوردار بودند (27).
ما اين چنين همه آن اموال را به قومى ديگر ارث داديم (28).
در حـالى كـه نـه آسـمـان بـه حـال آنـان گريست و نه زمين و نه مهلتى به آنان داده شد (29).
و در عين همين احوال بنى اسرائيل را از عذابى خوار كننده نجات داديم (30).
از فرعون كه مردى بلند پرواز و از اسرافگران بود (31).
و ما بنى اسرائيل را با علم و اطلاع بر عالميان آن روز برگزيديم (32).
و از آيات چيزهايى به آنان داديم كه در آن آزمايشى روشن بود (33).

بيان آيات

بـعـد از آنـكـه در آيـات قـبـل فـرمـود: قـرآن كـتـابـى اسـت مـبـيـن كـه در بـهـترين شب بر رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسلم ) نازل شد، تا رحمت خدا و انذارى از سوى وى بـاشـد، ايـنـك در ايـن آيـات ارتـيـاب و تـرديـد مـشـركـيـن را در حـقـانـيت قرآن يادآور شده تـهـديـدشـان مى كند به عذاب دنيا و عذاب روز قيامت ، و به همين منظور داستان فرستادن موسى به سوى فرعون را برايشان مثل مى آورد كه فرعون و قومش او را تكذيب كردند و خداى تعالى غرقشان كرد.
و ايـن قـصـه خـالى از اين اشاره نيست كه خداى تعالى به زودى با بيرون كردن ياغيان قـريش از مكه ، رسولش و مؤ منين را از شر آنها نجات مى دهد، و سپس سران قريش را كه به تعقيب رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) و مؤ منين برمى خيزند هلاك مى نمايد.

بل هم فى شك يلعبون 

ضـمـيـر جـمـع (هـم ) بـه قوم رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) برمى گردد، يـعـنـى مـردمـى كـه مـعـاصـر آن جـنـاب بـودنـد. و كـلمـه (بـل ) اعراض از مطلبى است كه حذف شده ، مطلبى كه سياق قبلى مى فهماند چيست ، و تـقـديـرش ايـن اسـت كـه (ايـشـان بـا ايـن حـرفـهـا، يـعـنـى رسـالت رسول و اوصاف كتابى كه بر او نازل شده صاحب يقين و داراى ايمان نمى شوند، بلكه هـمـچـنـان در شـك و ريـب مـى مـانند، و سرگرم بازى با اشتغالات دنيوى خود هستند). اين نـظـريـه مـا بـود در معناى (بل )، ولى زمخشرى گفته : اين كلمه اعراض ‍ از جمله (ان كنتم موقنين ) است .

فارتقب يوم تاتى السماء بدخان مبين يغشى الناس )

كـلمـه (فارتقب ) امر از باب (ارتقاب ) است ، و ارتقاب به معناى انتظار است . مى فـرمايد: منتظر روزى باش كه آسمان دودى آشكار بياورد. و اين تهديدى است به عذابى كه از هر سو مردم را فرا مى گيرد.
اقـــوال مـخـتـلف مـفـسـريـن دربـاره عذاب دخان (فارتقب يوم تاءتى السماء بدخان مبين ...)
مفسرين در اينكه منظور از اين عذاب چيست اختلاف كرده اند:
بعضى گفته اند: مراد همان قحطى است كه اهل مكه بدان مبتلا شدند، چون بعد از آنكه بر كـفـر خـود و بر آزار رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) و مؤ منين اصرار ورزيدند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نفرينشان كرد و عرضه داشت : بار الها آنها را بـه قـحـطـيـى نـظـيـر قـحـطـى زمـان يـوسـف گـرفـتـارشـان فـرمـا. بدنبال اين نفرين ديگر زمين گياه نرويانيد، و قريش به قحطى شديدى دچار شدند، به طورى كه افراد از شدت گرسنگى گويى دودى جلو چشمشان را گرفته و آسمان را پر از دود مـى ديـدنـد. و بـراى سـد جـوع مـردار و اسـتـخـوان مـى خـوردنـد، تـا آنـكـه ن