َذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ (11) 
اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12) 
وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (13)‏

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان و رحيم . حم (1).
اين كتابى است نازل شده از ناحيه خداى عزيز و حكيم (2).
به درستى در آسمانها و زمين آيت ها هست براى مردم با ايمان (3).
و نـيـز در خـلقـت خودتان و جنبندگانى كه همواره منتشر مى كند آيت ها هست براى مردمى كه اهل يقين باشند (4).
و نـيـز در اخـتـلاف شـب و روز و رزقـى كـه خـدا از آسـمـان نازل مى كند و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش زنده مى كند و همچنين در گرداندن بادها از ايـن سـو بـه آن سـو آيـت هـا هـسـت بـراى مـردمـى كـه تعقل كنند (5).
ايـنـهـا هـمـه آيـات خـدا اسـت كـه بـه حـق بـر تـو تـلاوت مـى كـنـيـم بـا ايـن حال بعد از سخن خدا و آيات او ديگر به چه سخنى ايمان مى آورند (6).
واى بر هر كس كه بى پروا دروغ مى گويد و از گناه لذت مى برد (7).
آيـات خـدا را مـى شـنـود كـه بـر او تـلاوت مـى شـود بـا ايـن حـال از روى تـكبر بر انكار خود اصرار مى ورزد تو گويى اصلا آن را نشنيده . پس ‍ او را به عذابى دردناك بشارت بده (8).
و چون به چيزى از آيات ما اطلاع مى يابد آن را مسخره مى كند اين گونه اشخاص عذابى خوار كننده دارند (9).
و در پـشـت سـرشـان جـهـنـم اسـت و آنـچـه از مـال و جـاه دنيا به دست آورده اند پشيزى به دردشـان نـمى خورد و همچنين هيچ يك از خدايانى كه به جاى اللّه ولى خود گرفته اند و عذابى عظيم دارند (10).
ايـن قـرآن هـدايت است و كسانى كه به آيات پروردگارشان كفر ورزيدند از سخت ترين شكنجه ها عذابى دردناك دارند (11).
البته همان خدا است كه دريا را براى شما مسخر كرد تا كشتى ها به امر وى در آن به راه افتند و تا از فضل خدا كسب كنيد و تا شايد شكر بگزاريد (12).
و آنـچـه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را براى شما مسخر كرد و همه اش از او است و در اين خود آياتى است براى مردمى كه تفكر كنند (13).

بيان آيات

غرض و مفاد كلى سوره مباركه جاثيه 
غـرض ايـن سوره دعوت عموم بشر است به دين توحيد، و پرهيز از عذابى كه از آن انذار مـى كـند. سوره ، نخست با مساءله توحيد آغاز مى شود، و سپس به تشريع شريعت براى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) و اينكه بر آن جناب و بر عامه بشر لازم است از آن پـيروى كنند اشاره نموده ، مى فرمايد: چون در پيش روى خود روزى را دارند كه در آن روز بـر طـبـق اعـمـال صـالحـى كـه انـجـام داده انـد از ايـمان و پيروى شريعت ، و بر طبق گناهانى كه كرده اند از اعراض از دين و غيره محاسبه خواهند شد. آنگاه پيشامدهايى را كه هر يك از اين دو طايفه در قيامت دارند ذكر مى كند.
البته در خلال اين بيانات انذار شديد و تهديد سختى به مستكبرين دارد كه از آيات خدا اعـراض مـى كنند. و نيز به كسانى كه هواى نفس خود را معبود خود گرفته اند و خدا آنان را گـمـراه كرد در عين اينكه به گمراهى خود عالم بودند، هشدار مى دهد. و از لطائفى كه در اين سوره آمده بيان معناى نوشتن نامه اعمال و استنساخ آن است .
ايـن سـوره بـه شـهـادت سـيـاق آيـاتـش در مـكـه نـازل شـده . ولى بعضى از مفسرين آيه (قـل للذيـن امـنـوا...) را از مـكـى بـودن اسـتـثـنـاء كـرده انـد، ولى هـيـچ دليل و شاهدى بر گفتار خود ندارند.

حم تنزيل الكتاب من اللّه العزيز الحكيم 

ظـاهـرا جـمـله (تـنـزيـل الكتاب ) از باب اضافه صفت به موصوف مى باشد. و كلمه (تـنـزيـل ) مـصـدر بـه مـعناى مفعول مى باشد. و جمله (من اللّه ) جار و مجرورى است متعلق به تنزيل . و تمام اين جمله خبر است براى مبتداى حذف شده ؛ يعنى (هذا).
و مـعـنـايـش اين است : اين كتابى است نازل شده از ناحيه خداى عزيز حكيم . ما در سابق در باره مفردات اين آيه بحث كرديم .
وجـــه ايـــنــكـه فـرمود: (ان فى السموات والارض لايات ...) و آنچه حرف (فى )افاده مى كند 

ان فى السموات و الارض لايات للمؤ منين 

كـلمـه (آيـات ) جـمـع (آيـت ) اسـت كـه به معناى علامت و نشانه اى است كه بر وجود چـيزى دلالت كند، و بدان اشاره نمايد. و مراد از اينكه فرمود (در آسمانها و زمين علامتها هست ) اين است كه اصلا آسمان و زمين آياتى هستند كه بر هستى پديد آورنده خود دلالت مى كنند، نه اينكه آيتها چيز ديگر باشند، و در ظرف آسمانها و زمين قرار داشته باشند.
دليـل بـر گـفـتـار مـا ايـن است كه تعبيرات قرآن كريم از اين معنا مختلف است ، گاهى مى فرمايد (فلان چيز آيت است ) و گاهى مى فرمايد (در فلان چيز آيت است ) و گاهى هـم مـى فـرمـايـد (در خـلقـت فـلان چـيـز آيـت است )، مثلا يك جا فرموده : (ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات )، جاى ديگر آيه مورد بحث است ، كه آيـت را در خـود آسمانها و زمين دانسته ، نه در خلقت آنها، و يكجا هم فرموده : (و من آياته خـلق السـمـوات و الارض ) و نـظـايـر ايـن اخـتـلاف تـعبير بسيار است . و از همين اختلاف اسـتـفـاده مـى شود معناى اينكه (در چيزى آيت باشد) اين است كه خود آن چيز آيت باشد، هـمـچـنـان كـه از اخـتـلاف تعبير ديگرى كه در آيات بالا بود، و در يكى مى فرمود: (در آسـمـانـهـا و زمين ) و در ديگرى مى فرمود (در خلقت آسمانها و زمين ) استفاده مى شود كه مراد از خلقت آسمانها و زمين خود آسمانها و زمين است ، نه چيز ديگر.
وجـــه ايـنـكـه آسـمـانـها و زمين با اينكه خود آيت هستند در آيه شريفه طرف آيت دانسته شدهاند 
حـال بـايـد ديـد چـرا آسـمـانـهـا و زمـين را ظرف آيت دانسته ، با اينكه خودش آيت است ؟ در پاسخ مى گوييم : اين بدان عنايت است كه بفهماند جهات وجود آسمانها و زمين مختلف است ، و هـر جـهـت از جـهـات آنـهـا خـود آيـتـى اسـت از آيـات ، و اگر خود آسمانها و زمين در نظر گـرفـتـه مـى شـد، چاره اى جز اين نبود كه همه آنها را يك آيت بگيريم ، در حالى كه مى بينيم مثلا زمين را به تنهايى آيات شمرده و فرموده (و فى الارض ايات للموقنين ) و اگـر خـود زمـيـن در نـظر گرفته مى شد بايد مى فرمود: (و الارض آيه للموقنين زمين آيـتى است براى اهل يقين ) و آن وقت آن منظور فوت مى شد، و ديگر نمى فهماييد كه در هـسـتـى زمـيـن جـهـاتـى اسـت كـه هـر يـك از آن جـهـات بـه تـنـهـايـى آيـتـى اسـت مستقل .
پـس مـعـنـاى ايـنـكـه فـرمـود: (ان فـى السـموات و الارض ...) اين است كه براى وجود آسـمـانها و زمين جهاتى است كه هر جهتش دلالت دارد بر اينكه آفريدگار و مدبرش تنها خـداسـت ، و شـريكى براى او نيست ، براى اينكه آسمانها و زمين با حاجت ذاتيش به پديد آورنـده ، و بـا عـظـمـت خلقتش ، و بى نظير بودن تركيبش ، و اتصالى كه در وجود اجزاء بـى شـمـار و هول انگيز آن به يكديگر است ، و ارتباط و اندراجى كه نظام هاى جزئى 