دى را از قلم نمى اندازد.
بحث روايتى 
بحث روايتى (در ذيل آيات حج و شاءن نزول و بيان آنها) 
در تهذيب و در تفسير عياشى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده اند كه در ذيل آيه : ( واتموا الحج و العمره لله ) فرمود: اين تمام كردن حج و عمره واجب است .
و نيز در تفسير عياشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه گفتند: ما از آن دو بزرگوار از كلام خداى تعالى كه مى فرمايد: (و اتموا الحج و العمره لله ) پرسيديم ، فرمودند تماميت حج به اين است كه در آن رفث و فسوق و جدال نشود.
و در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: منظور از تمام كردن حج و عمره اداى آن ، و هم اين است كه وقتى به احرام آن دو در آمدند از محرمات احرام بپرهيزند.
مؤ لف : اين روايات منافاتى با آن معنائى كه ما براى اتمام كرديم ندارد چون واجب بودن حج و عمره و اداى آن همان اتمام آن است .
و در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: رسولخدا صلى اله عليه و آله چون خواست حجة الاسلام را بجا آورد، چهار روز از ذى القعده مانده بيرون آمد، تا به مسجد شجره رسيد، و در آنجا نماز خواند،
سپس مركب خود را براند، تا به بيدا رسيد، در آنجا محرم شد، و لبيك حج گفت ، و صد راءس بدنه با خود حركت داد، مردم هم همگى احرام به حج بستند، و احدى نيت عمره نكرد،و تا آن روز اصلا نمى فهميدند متعه در حج چيست ؟
تا آنكه رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد مكه شد، طواف خانه را انجام داد، مردم هم با او طواف كردند، سپس نزد مقام دو ركعت نماز خواند و دست به حجر الاسود ماليد، سپس فرمود: من ابتدا مى كنم به آنچه خداى عزوجل ابتدا كرده بود، پس به صفا آمد، و سعى را از صفا شروع كرد، و هفت نوبت بين صفا و مروه سعى نمود، همينكه سعيش در مروه خاتمه يافت به خطبه ايستاد، و مردم را دستور داد تا از احرام در آيند، و حج خود را عمره قرار دهند، و فرمود اين چيزى است كه خداى عزوجل مرا بدان امر فرموده ، مردم محل شدند، و رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اگر من در اين باره پيش ‍ بينى مى داشتم و مى دانستم چنين دستورى مى رسد، خود من نيز مانند شما بدنه با خود نمى آوردم ، ولى چون آورده ام نمى توانم حج تمتع كنم ، براى اينكه خداى عزوجل فرموده : (و لا تحلقوا رؤ سكم حتى يبلغ الهدى محله ، يعنى سر نتراشيد، و از احرام در نيائيد، تا آنكه هدى به جاى خودش كه همان منا است برسد) سراقة بن جعثم كنانى عرضه داشت امروز تازه دين خود را شناختيم مثل اينكه همين امروز به دنيا آمده ايم ، حال به ما خبر بده آيا اين حكم مخصوص امسال ما است ، يا براى هرساله است ؟ رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود نه ، براى ابد حكم همين است ، مردى برخاست و عرضه داشت :
يا رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم ) آيا ممكن است چند روز ديگر كه براى حج احرام مى بنديم قطرات آب غسلى كه در اثر نزديكى با زنان كرده ايم از سر و رويمان بچكد، و خلاصه اين چه حكمى است ؟ (و خواننده عزيز بايد توجه داشته باشد كه در سنت جاهليت بعد از داخل شدن در مكه و طواف ، از احرام در آمدن ، و با زنان آميختن از شنيع ترين گناهان شنيع تر بوده ، و از اين جهت سائل برخاست ه و اعتراض كرده ) رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود تو تا ابد به اين حكم ايمان نمى آورى ،امام صادق (عليه السلام ) سپس فرمود: در همان ايام على (عليه السلام ) از يمن آمد، و به مكه وارد شد، و ديد فاطمه (عليهاالسلام ) از احرام در آمده ، و بوى خوش است عمال كرده ، نزد رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روانه شد، جريان را از آن جناب پرسيد، رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: يا على تو كه احرام بستى به چه نيت بستى عرضه داشت : به آنچه رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيت كرده ، فرمود: پس تو هم نبايد از احرام درآئى ، و او را در هدى خود كه گفتيم صد بدنه بود شريك كرد، سى هفت شتر را به او داد، و شصت و سه شتر را براى خود نگه داشت ،
كه همگى را به دست خود نحر كرد، و از هر شترى قسمتى را گرفته در ديگى قرار داده دستور داد آن را بپزند، و خودش از آن گوشت ، ومقدارى از آبگوشتش تناول نموده فرمود: الان مى توان گفت كه از همه شصت و سه شتر خورده ايم ، و كسى كه حج تمتع بجا آورد بهتر است از كسى كه حج قران بياورد، و سوق هدى كند، و نيز از كسى كه حج افراد بياورد بهتر است : راوى مى گويد از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در شب احرام بست يا در روز؟ فرمود: در روز، پرسيدم چه ساعتى ؟ فرمود هنگام نماز ظهر.
مؤ لف : اين معنا در تفسير مجمع البيان و غيره نيز روايت شده .
و در تهذيب از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: عمره داخل در حج شد تا روز قيامت ، پس كسى كه تمتع كند به عمره تا حج (يعنى عمره تمتع بياورد قبل از حج ) بايد هر قدر مى تواند قربانى كند، پس كسى نمى تواند و چاره اى ندارد جز اينكه تمتع كند، چون خداى تعالى اين حكم را در كتاب نازل فرمود، و سنت رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هم بر آن جارى گشت .
و در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود: (ما است يسر من الهدى ) يك گوسفند است .
و نيز در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در پاسخ كسى كه پرسيد اگر متمتع گوسفند نيافت چه كند؟ فرمود: قبل از روز هشتم و روز هشتم و روز عرفه را روزه بگيرد، شخصى پرسيد: حال اگر در همان ترويه كه روز هشتم است تازه از راه رسيده باشد چه كند؟ فرمود: سه روز بعد از ايام تشريق ، روزه بگيرد شخصى پرسيد: حال اگر شتر بانش مهلت نداد كه در مكه بماند، و اين سه روز روزه را انجام دهد چه كند؟ فرمود: روز حصبه و دو روز بعدش روزه بگيرد،پرسيدند: روز حصبه كدام است ؟ فرمود: روزى كه كوچ مى كند، پرسيدند: آيا روزه بگيرد در حالى كه مسافر است ؟ فرمود،: بله مگر در روز عرفه مسافر نبود؟ ما اهل بيت فتواءم ان اين است و دليلمان هم قرآن است كه مى فرمايد: ( فصيام ثلثه ايام فى الحج ) و منظورش در ذى الحجه است .
و شيخ طوسى عليه الرحمه از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: هر كس خانه اش به مكه نزديكتر از فاصله ميقات به مكه باشد او جزء حاضرين در مسجد الحرام است ، و نبايد حج تمتع انجام دهد.
مؤ لف : يعنى كسانى كه محل سكونتشان نزديكتر از ميقات است به مكه اينگونه افراد مصداق حاضرين در مسجد الحرام هستند، كه نبايد حج تمتع بياورند، و روايات ائمه اهل بيت (عليه السلام ) در اين معانى بسيار است .
و در كافى از امام باقر (عليه السلام ) روايت آورده كه در معناى جمله (الحج اشهر معلومات ) فرموده : ماههاى معلوم حج عبارت است از شوال ، و ذى القعده ، و ذى الحجه ، احدى نمى تواند به نيت حج در غير اين سه ماه احرام ببندد.
و در همان كتاب از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل جمله (فلا رفث ...) فرموده : رفث به معناى جماع ، و فسوق به معناى دروغ ، و جدال به معناى گفتن : (نه به خدا و آرى ب