 خـطـابى است كه خداى تعالى در روز جمع ، يعنى روز قيامت ، به اهل جمع مى كند، و امروز آن را در قرآن براى ما حكايت كرده ، در نتيجه معنايش اين مى شود: (يـقـال لهـم هـذا كتابنا...)، يعنى آن روز به ايشان گفته مى شود اين كتاب ما است كه عليه شما چنين و چنان مى گويد.
و اشـاره بـا كـلمـه (هـذا) - بـه طـورى كـه از سـيـاق بـرمـى آيـد - اشاره به نامه اعمال است ، كه بنا بر توجيه ما در عين حال اشاره به لوح محفوظ نيز هست ، و اگر كتاب را بر ضمير خداى تعالى اضافه كرد، و فرمود (اين كتاب ما است ) از اين نظر بوده كـه نـامـه اعـمـال بـه امـر خـداى تـعـالى نـوشـتـه مـى شـود، و چـون گـفـتـيـم نـامـه اعـمـال لوح مـحـفـوظ نيز هست ، به عنوان احترام آن را كتاب ما خوانده . و معناى جمله (ينطق عـليـكـم بـالحق ) اين است كه كتاب ما شهادت مى دهد بر آنچه كه كرده ايد، و دلالت مى كند بر آن ، دلالتى روشن و تواءم با حق .
و جـمـله (انـا كـنا نستنسخ ما كنتم تعملون ) تعليل مى كند كه چگونه كتاب عليه ايشان بـه حـق نـطـق مـى كـنـد، و مـعـنـايـش ايـن اسـت كـه : چـون كـتـاب مـا دلالت مـى كـنـد بـر عـمـل شـما، دلالتى بر حق ، و بدون اينكه از آن تخلف كند، چون كتاب ما لوح محفوظ است كه بر تمامى جهات واقعى اعمال شما احاطه دارد.
و اگر نامه اعمال خلائق را طورى به ايشان نشان ندهد كه ديگر جاى شكى و راه تكذيبى بـاقـى نـگـذارد، ممكن است شهادت آن را تكذيب كنند، و بگويند كتاب شما غلط نوشته ، ما چنين و چنان نكرده ايم ، به همين جهت مى فرمايد كتاب ما به حق گواهى مى دهد، همچنان كه در جاى ديگر فرموده : (يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء تودلو ان بينها و بينه امدا بعيداه ).
اقوال ديگر مفسرين در تفسير اين آيه 
مـفـسـريـن در تـفـسير اين آيه اقوال ديگرى دارند كه به عنوان نمونه دو تا از آنها را در اينجا نقل مى كنيم :
بعضى گفته اند: آيه شريفه كلام ملائكه است ، نه كلام خداى تعالى ، و معناى استنساخ هـمـان كـتـابـت اسـت ، و مـعـنـاى آيـه ايـن اسـت كـه مـلائكـه مـى گـويـند: اين - يعنى نامه اعـمال - كتاب ما ملائكه است ، كه نويسنده اعمال شما بوديم ، و اين كتاب عليه شما به حق شهادت مى دهد، چون ما آنچه را كه شما مى كرديد مى نوشتيم .
و ايـن تـفـسير صحيح نيست ، اولا چون اين احتمال كه اين كلام ، كلام ملائكه باشد از سياق آيـه بـعـيـد اسـت . و ثـانـيـا ايـن كـه كـلمـه اسـتـنـسـاخ بـه مـعـنـاى مـطـلق نوشتن و كتابت استعمال شود، در لغت ثابت نشده .
بـعـضى ديگر گفته اند: آيه شريفه كلام خداى تعالى است ، و اشاره با (هذا) اشاره بـه نـامـه اعـمـال اسـت . و بـعـضـى ديـگـر گفته اند اشاره به لوح محفوظ است ، و معناى استنساخ همه جا همان (استكتاب ) است .

فاما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيدخلهم ربهم فى رحمته ذلك هو الفوز المبين 

اين آيه شريفه حال مـردم در قـيامت را بطور مفصل و جدا جدا بيان مى كند، چون مردم از نظر سعادت و شقاوت و ثـواب و عـقاب مختلفند. سعيد كه در آن روز كه داراى پاداش و ثواب است ، عبارت است از كـسـى كـه ايـمـان آورده و عـمـل صالح كرده باشد. و شقى آن كسى است كه كفر ورزيده و استكبار كرده باشد، و به دنبالش مرتكب گناه هم شده باشد.
و مـراد از (رحمت ) افاضه الهيه است كه به هر كس برسد سعادتمند مى شود، و يكى از نـتايج آن بهشت است . و (فوز مبين ) به معناى رستگارى روشن است . و بقيه الفاظ احتياجى به تفسير ندارد.

و اما الذين كفروا افلم تكن اياتى تتلى عليكم فاستكبرتم و كنتم قوما مجرمين 

مـراد از (الذين كفروا) كسانى است كه به خاطر تكذيب و انكار آيات خدا متصف به كفر شـده انـد، به شهادت اينكه در توبيخ ايشان مى فرمايد: (آيا آيات من بر شما تلاوت نمى شد، و شما از پذيرفتنش استكبار مى ورزيديد...).
حـرف (فـاء) در جمله (افلم تكن ) فاء تفريع است و مى فهماند كه اين جمله نتيجه جـمـله اى اسـت كـه حـذف شـده . جـمـله اى كـه جـواب كـلمـه (امـا) اسـت ، و تـقـديـر آن : (فـيقال لهم الم تكن اياتى تتلى عليكم پس به ايشان گفته مى شود: آيا چنين نبود كه آيـات مـن بـر شـما تلاوت مى شد؟) و مراد از (آيات ) همان حجتهاى الهى است كه به وسيله وحى و دعوت براى ايشان اقامه مى شد. و (مجرم ) به معناى كسى است كه متلبس به اجرام يعنى به گناه باشد.
و معناى آيه اين است : اما آن كسانى كه كافر شده و حق را با اينكه ظاهر بود انكار كردند پـس از در تـوبـيـخ بـه ايشان گفته مى شود آيا حجت هاى ما برايت خوانده نمى شد و در دنـيـا بـرايـت بـيـان نـمـى شـد و ايـن شـمـا نـبـوديـد كـه از قبول آنها استكبار مى ورزيديد و مردمى گنهكار بوديد؟

و اذا قيل ان وعد اللّه حق و الساعه لا ريب فيها قلتم ما ندرى ما الساعه ... 

مـراد از وعـده اى كـه مـى فـرمـايـد حـق اسـت هـمـان روز مـوعـودى اسـت كه خداوند به زبان پـيـامـبـرانـش در خـصـوص قـيامت و جزاء وعده آن را داده ، در نتيجه جمله (و الساعه لا ريب فـيـها) عطف تفسيرى است براى كلمه (وعد اللّه ). و ممكن است منظور از كلمه (وعد) معناى مصدرى آن باشد، نه به معناى موعود.
و مـعـنـاى ايـنـكه كفار گفتند (ما ندرى ما الساعه ) اين است كه معناى اين حرف براى ما نـامـفـهـوم اسـت ، بـا ايـنـكه اهل فهم و درايت بودند. پس اين تعبير كنايه است از اينكه اين حـرف اصـلا حـرف غـيـر مـعـقـولى اسـت ، چـون اگـر معقول بود ما مى فهميديم .
و مـعـنـاى ايـنـكـه گفتند: (ان نظن الا ظنا و ما نحن بمستيقنين ) اين است كه اين دعوى شما چـيـزى اسـت كـه ما بدان يقين نداريم ، بلكه تنها در باره آن گمانى داريم ، گمانى كه نمى توانيم به آن اعتماد كنيم . پس در اينكه دنبال آياتى كه بر آنان تلاوت مى شد مى گـفـتـه انـد: (مـا نـدرى ما الساعه ) منتهى درجه و زشت ترين لجبازى را در برابر حق كرده اند. 

و بدالهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزون 

اضـافـه كلمه (سيئات ) به جمله (ما عملوا) اضافه بيانيه است كه در اين صورت ايـن معنا را افاده مى كند كه اعمالشان همه سيئه و بد بود. و ممكن هم هست مانند اضافه در (خـاتـم فـضـه ) كـه به معناى انگشترى از نقره است ، به معناى (من از) باشد، آن وقت مى فهماند كه بعضى از اعمالشان بد بوده .
و مـراد از جـمـله (مـا عـملوا) جنس عملهاى ايشان است . و معناى جمله اين است كه : در آن روز اعمال بدشان ، و يا بدى هاى از اعمالشان برايشان ظاهر مى شود. در نتيجه آيه شريفه در معناى آيه (يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء) مى باشد.
پـس ايـن آيـه شـريـفـه نـيـز از آيـاتـى اسـت كـه بـر تمثل و تجسم اعمال دلالت دارد. ولى بعضى گفته اند كلمه (جزاء) در كلام حذف شده ، و تقدير آن (و بدالهم جزاء سيئات ما عملوا) مى باشد.
و مـعـنـاى جـمـله (و حاق بهم ما كانوا به يستهزون ) چنين است : عذابى كه آن را در دنيا وقـتـى بـه زبـان انـبـياء و رسل از آن زنهار داده مى شدند مسخره مى كردند، بر سرشان بيامد.

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومك