َفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (10) 
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْراً مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ (11) 
وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِيّاً لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ (12) 
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) 
أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (14)‏

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان رحيم . حم (1).
اين كتابى است نازل شده از ناحيه خداى عزيز حكيم (2).
مـا آسـمـانها و زمين را جز به حق و براى مدتى معين نيافريديم و كسانى كه كافر شدند از هر چه انذار مى شوند اعراض مى كنند (3).
بگو به من خبر دهيد و به من نشان بدهيد اين خدايانى كه به جاى خدا مى پرستيد از زمين چـه مـوجـودى را خـلق كـرده انـد و يـا در آسـمانها چه شركتى دارند مدركى از كتب آسمانى قبل از قرآن و يا دليلى علمى بياوريد اگر راست مى گوييد (4).
كـيست گمراه تر از كسى كه غير خدا را مى پرستد كسى را كه تا روز قيامت هم يك دعايش را مستجاب نمى كند و اصولا از دعاى پرستندگان خود بى خبرند (5).
و چون مردم محشور شوند همان خدايان دشمن ايشان و به عبادتشان كافر خواهند بود (6).
و چـون آيـات روشـن ما برايشان تلاوت مى شود آنها كه كافر به حق شدند با اينكه حق به سويشان آمد مى گويند اين سحرى است آشكار (7).
بلكه مى گويند به دروغ آن را به خدا نسبت مى دهد بگو اگر آن را افتراء بسته باشم (لابـد بـاتـكـاء شـمـا بـسـتـه ام و حـال آنـكه ) شما از ناحيه خدا هيچكارى در باره من نمى تـوانـيـد بـكـنـيـد او بـه ايـن فـرورفـتـگـى شـمـا در اباطيل از هر كس ديگر داناتر است و شهادت او بين من و شما مرا كافى است و او آمرزگار رحيم است (8).
بـگو من از بين انبياء پيغمبرى نوظهور و استثنائى نيستم و خبر ندارم كه با من و با شما چه معامله مى كنند تنها و تنها آنچه را به من وحى مى شود پيروى مى كنم و خلاصه من جز اينكه به روشنى انذارتان كنم وظيفه اى ندارم (9).
شـمـا بـه مـن خبر دهيد آيا اگر فرضا اين قرآن از ناحيه خدا باشد و شما به ناحق بدان كـفـر ورزيـده بـاشـيـد بـا ايـنـكـه شـاهـدى از يـهـود بـر حـقـانـيـت مـثـل آن شـهـادت داده و ايمان آورده باشد و شما استكبار كرده باشيد باز هم اميد هدايتى در شما هست ؟ نه ، خدا ستمگران را هدايت نمى كند (10).
و آنـان كـه كـافـر شدند به كسانى كه ايمان آوردند گفتند اگر اسلام خوب بود مؤ منين بـر مـا سـبـقـت نمى گرفتند و چون كفار راه را نيافته اند به زودى خواهند گفت اين قرآن افترائى است قديمى (11).
بـا ايـنـكـه قبل از قرآن كتاب موسى بود كه راهبر و رحمت بود و اين قرآن مصدق تورات اسـت ، لسـانى است عربى تا كسانى را كه ستم كردند انذار كرده نيكوكاران را بشارت باشد (12).
بـه راسـتـى آنـان كـه گـفـتـنـد پـروردگـار مـا اللّه است و در پاى اين گفته خود استقامت ورزيدند نه ترسى دارند و نه اندوهگين مى شوند (13).
آنـان اهـل بـهـشـتـنـد كـه در آن جـاودانـه انـد بـخـاطـر آن اعمال نيكى كه مى كردند (14).

بيان آيات

غرض و مفاد كلى سوره مباركه احقاف 
غـرض ايـن سـوره انـذار مـشـركـيـنـى اسـت كـه دعـوت بـه ايـمـان بـه خـدا و رسول و معاد را رد مى كردند. و اين انذار مشتمل است بر عذاب اليم براى كسانى كه آن را انـكـار نـمـوده ، از آن اعـراض كـنـند، و به همين جهت اين سوره با اثبات معاد آغاز شده ، مى فرمايد: (ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق ) و تا آخر سوره همين مطلب را مـكـررا خـاطـرنـشان ساخته ، يك جا مى فرمايد (و اذا حشر الناس ...)، جاى ديگر مى فـرمـايـد (و الذى قـال لوالديه اف لكما اتعداننى ان اخرج ...)، و باز جاى ديگر مى فـرمـايـد (و يـوم يعرض ‍ الذين كفروا على النار اذهبتم طيباتكم ...) و نيز مى فرمايد (و يوم يعرض الذين كفروا على النار اليس هذا بالحق ...) و در آخر سوره مى فرمايد: (كانهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا الا ساعه من نهار بلاغ ...).
و در اين آيات احتجاج بر يگانگى خدا و بر نبوت نيز شده ، و اشاره اى هم به هلاكت قوم هـود و قـريه هاى پيرامون مكه رفته است ، و به اين وسيله مردم را انذار مى كند. و نيز از آمـدن چـنـد نـفـر از طـائفه جن نزد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) خبر مى دهد كه بـعد از شنيدن آياتى از قرآن به آن جناب ايمان آورده ، به نزد قوم خود بازگشتند، تا ايشان را انذار كنند.
و تـمـام ايـن سـوره - بـه جـز دو آيـه - در مـكـه نـازل شـده و در آن دو آيـه اخـتـلاف كـرده انـد كـه - ان شـاء اللّه - بـه زودى در بـحث روايـتـى بـه آن اخـتـلاف اشـاره خـواهـيم كرد، و آن دو آيه عبارت است از آيه (ام يقولون افتريه ...)، و آيه (قل ارايتم ان كان من عند اللّه ...).

حم - تنزيل الكتاب من اللّه العزيز الحكيم 

تفسير اين آيه گذشت .

مـا خـلقـنـا السـمـوات و الارض و مـا بـيـنـهـمـا الا بـالحـق و اجل مسمى ... 

مـنـظـور از (سـمـاوات و ارض و مـا بين آن دو) مجموع عالم محسوس بالا و پايين است . و حـرف (بـاء) در كـلمـه (بـالحـق ) بـاى مـلابـسـت اسـت . و مـراد از (اجـل مـسـمـى ) نـقـطـه انـتـهـاى وجـود هـر چيز است ، و مراد از آن نقطه در آيه شريفه ، اجـل مسماى براى مجموعه عالم است و آن روز قيامت است كه در آن روز آسمان مانند طومار در هم پيچيده گشته ، و زمين به زمينى ديگر مبدل مى شود و خلايق براى واحد قهار ظهور مى كند.
و مـعـنـاى آيـه ايـن اسـت كـه : ما عالم مشهود را با همه اجزاى آن ، چه آسمانى و چه زمينى ، نـيـافـريـديـم مـگـر بـه حـق ، يعنى داراى غايت و هدفى ثابت ، و نيز داراى اجلى معين كه وجـودش از آن تـجـاوز نـمـى كند، و چون داراى اجلى معين است قهرا در هنگام فرا رسيدن آن اجـل فـانى مى شود، و همين فانى شدنش هم هدف و غايتى ثابت دارد، پس بعد از اين عالم عـالمـى ديگر است كه آن عبارت است از عالم بقاء و معاد موعود. و در معناى (به حق بودن خلقت ) در سابق مكررا سخن به ميان آمد.
(و الذيـن كـفـروا عـمـا انذروا معرضون ) - مراد از (الذين كفروا) مشركين است ، به دليـل آيـه بـعـدى كـه مـى فرمايد: (قل ارايتم ما تدعون من دون اللّه ). و ليكن از ظاهر سياق بر مى آيد كه مراد از كفر آنان ، تنها كفر به معاد است ، نه كفر به يگانگى خدا و سـايـر عـقـائد بـاطـله آنان . و كلمه (ما) در (عما) مصدريه ، و يا موصوله است ، اما احـتمال دوم با سياق سازگارتر است در نتيجه معناى جمله چنين مى شود: و مشركين كه منكر معادند از آنچه انذار مى شوند (يعنى از روز قيامت ، و عذاب اليمى كه در آن روز مخصوص ‍ مشركين به خداست ) اعرا