دم ، بـه رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله وسـلّم ) عـرضـه داشـتـم : مـى ترسم اين زبانم مرا داخـل آتـش كـنـد. فـرمـود: تو چرا از استغفار استفاده نمى كنى ؟ من همه روزه حتما صد بار استغفار مى كنم .
و در الدر المـنـثـور است كه : احمد، ابن ابى شيبه ، مسلم ، ابو داوود، نسائى ، ابن حبان و ابـن مـردويـه از اعـز مـزنـى روايـت كـرده انـد كـه گـفـت رسـول خـدا فـرمـود: به درستى كه پرده اميال بر قلبم كشيده مى شود و من هر روز صد مرتبه استغفار مى كنم .
و نـيـز در هـمـان كـتـاب در ذيـل جـمله (فهل عسيتم ان توليتم ...) از بيهقى از جابر بن عـبداللّه روايت آورده كه گفت : رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) فرمود: رحم آدمى بـا زبانى گويا دست به دامن عرش خدا است ، مى گويد خدايا هر كس مرا پيوند كند تو با او پيوند كن و هر كس مرا قطع كند، تو او را از رحمت خود قطع كن .
مـؤ لف : روايـات در بـاب صـله رحـم و قـطـع رحـم بـسـيار زياد است ، در سابق يعنى در اول سوره نساء هم چند روايتى از آن نقل كرديم .
و در مـجـمـع البيان در ذيل جمله (افلا يتدبرون القران ...) مى گويد: از امام صادق و مـوسـى بـن جـعـفـر (عـليـه السـلام ) روايـت شده كه در معناى آن فرموده اند: چرا در قرآن تدبر نمى كنند تا حقى كه به گردن دارند اداء كنند.
و در كـتـاب تـوحـيـد بـه سـنـدى كـه بـه مـحـمـد بـن عـمـاره دارد از وى نـقـل كـرده كـه گـفـت : از امـام صـادق جـعـفـر بـن مـحـمـد (عـليهماالسلام ) پرسيدم : يا بن رسـول اللّه ! مـرا خـبـر ده بدانم آيا خدا هم راضى و خشمگين مى شود؟ فرمود: بله ، ليكن نه آن طور كه مخلوقين مى شوند، بلكه غضب خدا عقاب او و رضايتش ثواب او است .
روايـــاتـــى راجـــع بـــه ايــنكه در زمان پيامبر (ص ) دشمنى با على (ع ) علامت نفاق بودهاست 
و در مـجـمـع البـيـان در ذيـل جـمـله (و لتـعـرفـنـهـم فـى لحـن القـول ...) از ابـى سـعـيـد خـدرى روايـت كـرده كـه گـفـتـه اسـت : (لحـن القول ) عبارت است از عداوتى كه با على بن ابى طالب داشتند. مى گويد: ما در زمان رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) براى شناختن مؤ منين واقعى و منافقين اين محك را در دست داشتيم كه هر كس على را دوست مى داشت او را مؤ من مى دانستيم و هر كس ‍ دشمنش مى داشت مى فهميديم كه منافق است .
صـاحـب مـجـمـع البـيـان سپس مى گويد: نظير اين سخن از جابر بن عبداللّه انصارى نيز روايـت شده . و باز مى گويد: از عباده بن صامت روايت شده كه گفت : رسم ما اين بود كه فـرزندان خود را با محبت به على بن ابى طالب مى آزموديم ، اگر يكى از بچه ها او را دوست نمى داشت ، مى فهميديم رشد فكرى ندارد و واقع بين نيست .
و در الدر المـنـثـور است كه ابن مردويه از ابن مسعود روايت كرده كه گفت : ما منافقين را در عـهـد رسـول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) جز با محك دشمنى با على بن ابى طالب نمى شناختيم .
و در امالى طوسى به سندى كه به على بن ابى طالب دارد از آن جناب روايت كرده كه : من چهار كلمه گفته ام كه خداى تعالى هم در كتابش گفته مرا تصديق فرموده : يكى اينكه مـن گـفـتـه ام : (المـرء مـخبوء تحت لسانه فاذا تكلم ظهر شخصيت انسان در زير زبانش پـنـهـان است ، و همين كه سخن بگويد ظاهر مى شود) خداى تعالى هم در كلامش فرموده : (و لتعرفنهم فى لحن القول ).يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ (33) 
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ (34) 
فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ (35) 
إِنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ (36) 
إِن يَسْأَلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ (37) 
هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ (38)

ترجمه آيات

اى كـسـانـى كـه ايـمـان آورده ايـد! خـدا و رسـول را اطـاعـت كـنـيـد و اعمال خود را باطل مسازيد (33).
بـه درسـتـى آنـان كـه كـفـر ورزيـدنـد و از راه خـدا جـلوگـيـرى كـرده ، در حال كفر مردند، هرگز خدا ايشان را نمى آمرزد (34).
پس شما مسلمانان سست نشويد، و مشركين را به صلح و صفا دعوت مكنيد در حالى كه شما پيروز و دست بالائيد و خدا با شما است و هرگز پاداش اعمالتان را كم نمى كند (35).
زندگى دنيا چيزى بجز بازيچه و بيهوده نيست (و اما اگر در همين زندگى ) ايمان آوريد و تـقـوى پـيشه كنيد خداوند پاداشهايتان را به شما مى دهد و از اموالتان هم نمى خواهند (36).
چـون اگـر به اموال شما طمع كند و از شما بخواهد كه در اختيار او قرار دهيد و خود تهى دست شويد بخل مى ورزيد و كينه هاى درونيتان به بيرون زبانه مى كشد (37).
هـمـيـن شـمـا وقـتـى دعـوت مـى شـويـد كـه در راه خـدا انـفـاق كـنـيـد بـعـضـى از شـمـا بـخـل مـى ورزد و هـر كـس بـخـل بـورزد از سـود بـردن خـودش ‍ بخل ورزيده و خدا احتياجى به شما ندارد، اين شماييد كه سراپا فقيريد و اگر از دعوت اسـلام سـر بـرتـابـيـد، خـداونـد به جاى شما قومى ديگر قرار مى دهد كه اصلا از شما اعراب نباشند و مثل شما هم رفتار نكنند (38).

بيان آيات

خـداى تـعـالى بـعـد از آنـكـه حـال كـفـار را بـيـان كـرد، و بـيـان حال بيماردلان و تثاقل آنان در امر قتال و حال مرتدين ايشان را بر آن بيان اضافه كرد، ايـنـك در ايـن آيـات روى سـخـن را بـه مؤ منين برگردانده و بر حذرشان مى دارد از اينكه مـثـل آن كـفـار و آن مـنـافـقـين و آن مرتدين باشند و با مشركين سازش نموده به سوى آنان مـتـمـايـل شـونـد، در نـتـيـجـه تابع روشى شوند كه خدا را به خشم مى آورد، و يا همانند مـنـافـقـان از خوشنودى خدا كراهت داشته باشند، و در نتيجه عملشان حبط گردد. البته در ايـن آيـات ايـشـان را بـا تـرغيب و ترهيب و تطميع و تخويف ، موعظه هم مى كند، و با اين بيانات سوره خاتمه مى يابد.
مـــقــصـود از اطاعت خدا و اطاعت رسول (ص ) و مفاد جمله : (لا تبطلوا اعمالكم ) در آيه :(يا ايها الذين امنوا اطيعوا اللّه ...) 

يا ايها الذين امنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالكم 

ايـن آيه اگر چه در مدلول خود مستقل ، و از نظر معنا مطلق است ، و حتى فقهاء با اين قسمت از آيـه كـه مـى فـرمـايـد (و لا تـبـطـلوا اعـمـالكـم ) اسـتـدلال كـرده انـد كـه بـعـد از شـروع بـه نـمـاز جـايـز نـيـسـت آن را بـاطـل كـرد، و ليـكـن اگـر آن را بـا در نـظـر گـرفـتـن سـيـاقـى كـه بـ