ين است كه با ايشان نبرد مى كنيد، و يا اينكه مسلمان مى شوند، شق سوم كه جـزيـه گـرفـتـن بـاشـد در آنـان نـيـسـت ؛ چـون مـشـرك انـد، و جـزيـه از مـشـرك قـبـول نمى شود و حكم - جزيه مخصوص اهل كتاب است . مشرك يا بايد مسلمان شود و يا جنگ كند.
و نـمـى شود جمله (تقاتلونهم ) را صفت قوم بگيريم ، چون مسلمين دعوت مى شوند كه - بـا قـومـى قـتـال كـنـنـد، نـه ايـنـكـه بـا قـومـى كـه قـتـال مـى كـنـنـد قـتـال كـنـنـد. هـمـچـنـيـن نـمـى شـود آن را حـال از نـائب فـاعـل در (سـتـدعـون ) دانـست ؛ براى اينكه مسلمين دعوت مى شوند تا با قـومـى قـتـال كـنـنـد نـه ايـنـكـه در حـال قـتـال دعـوت مـى شـونـد قتال كنند - آن چنان كه بعضى از مفسرين خيال كرده اند.
خـداى سـبـحـان سـپـس كـلام خـود را بـا وعـده و وعـيـد خـاتـمـه مـى دهـد. وعـده در مـقـابـل اطـاعـت ، و وعـيـد در مـقابل معصيت . مى فرمايد: (فان تطيعوا) اگر اطاعت كنيد و بـراى قـتال بيرون شويد (يوتكم اللّه اجرا حسنا) خدا اجر نيكى به شما مى دهد (و ان تـتـولوا) و اگـر روى بـگردانيد و نافرمانى كنيد و خارج نشويد (كما توليتم من قـبـل ) هـمـانـطـورى كه بار قبلى رو گردانديد، و در سفر حديبيه خارج نشديد، آن وقت (يـعـذبكم عذابا اليما) خدا در دنيا - به طورى كه از ظاهر مقام استفاده مى شود - و يا هم در دنيا و هم در آخرت شما را به عذابى اليم و دردناك معذب مى كند.

ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج 

در ايـن آيـه حـكـم جـهـاد را از مـعـلوليـن كه جهاد برايشان طاقت فرساست به لسان رفع لازمه اش برمى دارد، يعنى نمى فرمايد اينها حكم جهاد ندارند، بلكه مى فرمايد لازمه آن را كـه حـرج اسـت ندارند. آنگاه در اينجا نيز مانند آيه قبلى كلام را با وعده و وعيد خاتمه مـى دهـد. در وعـده اش مـى فـرمـايـد: و هـر كـس خـدا و رسول او را اطاعت كند خدا در بهشتى داخلش مى سازد كه نهرها از دامنه آن جارى است . و در وعيدش مى فرمايد و هر كس روى بگرداند خدا به عذابى دردناك معذبش مى كند.لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً (18) 
وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً (19) 
وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً (20) 
وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً (21) 
وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً (22) 
سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً (23)‏ 
وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً (24) 
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً (25) 
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (26) 
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً (27) 
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً (28)‏

ترجمه آيات

خـداى تـعـالى آن روز كه مؤ منين در زير آن درخت با تو بيعت كردند از ايشان راضى شد چـون از نـيـات درونـيـشـان آگـاه بـود و بـه هـمـيـن جـهـت آرامـشـى بـر آنـان نازل كرد و به عنوان پاداش ، فتحى نزديك روزيشان كرد (18).
و نـيـز غـنـيـمـت هـايـى بـسـيار روزيشان كرد كه به دست آورند و خدا همواره مقتدرى شكست ناپذير و حكيمى فرزانه است (19).
خـدا بـه شـمـا وعده غنيمت هاى بسيارى داد كه به دست آوريد اين يك غنيمت را زودرس كرد و دسـت شـرارت مـردم را از شما كوتاه كرد (براى مصالحى ناگفتنى ) و براى اينكه آيتى باشد براى مؤ منين و شما را به سوى صراط مستقيم هدايت كند (20).
و غنيمت ديگرى كه هنوز بدان دست نيافته ايد خداوند به آن احاطه دارد و خدا بر هر چيزى قادر است (21).
و اگـر كـفـار بـا شـمـا جنگ كنند پا به فرار خواهند گذاشت و ديگر سرپرست و ياورى نخواهند يافت (22).
ايـن سـنـت خـدا اسـت كـه تـا امـروز هـمـواره جـريـان داشـتـه و تـو هـرگـز بـراى سـنت خدا دگرگونگى نخواهى يافت (23).
و او همان كسى است كه در درون مكه در زير پنجه دشمن دست كفار را از شما و دست شما را از ايـشـان كـوتـاه كـرد بـعـد از آنـكـه در جنگهاى قبلى شما را بر آنان پيروزى داد و خدا بدانچه مى كنيد بينا است (24).
و امـا ايـنـكـه دسـت شـمـا را از ايـشـان كـوتـاه كرد با اينكه اينان همانهايى هستند كه كفر ورزيـدنـد و از ورود شـما به مسجد الحرام جلوگيرى نمودند و نگذاشتند قربانيهاى شما بـه قربانگاه برسد براى اين بود كه خون مردان و زنان مؤ من را كه در بين كفار هستند و شـمـا نمى شناسيد حفظ كند و دست شما به خون آن بى گناهان آلوده نگشته ، در نتيجه بـدون آگـاهـى بـه آثـار سـوء آن گـرفـتـار نـشـويـد تـا خـدا هـر كـه را بـخـواهـد داخـل در رحـمت خود كند و الا اگر آن مؤ منين ناشناخته از بين كفار جدا شده بودند ما كفار را به عذابى دردناك گرفتار مى كرديم (25 ).
بـراى ايـنـكـه آنـهـا كـه كـافـر شـدنـد حـمـيـت هـاى جـاهـليـت را در دل پـروريـدنـد و خـدا در مـقـابـل آن نـيـروى درونـى كـفـار نـيـروى سـكـيـنـت بـر رسـول و بـر مـؤ مـنين نازل كرد و كلمه تقوى را نيروى جدا ناشدنى ايشان كرد، و ايشان سزاوارترين كس به آن بودند و اهليت آن را داشتند و خدا به هر چيزى دانا است (26).
و خـداونـد آن رؤ يـا را كـه در خـواب بـه تـو نـشـان داد كـه ان 