یات 15 - 38 (2)">آیات 15 - 38 (2)</a><a class="text" href="widget:text:890.txt:آیات 39 - 45">آیات 39 - 45</a></body></html>بـسـم اللّه الرّحـمـن الرّحـيـم

ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ (1) 
بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ (2) 
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ (3) 
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ (4) 
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ (5) 
أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ (6) 
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ (7) 
تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ (8) 
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكاً فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ (9) 
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ (10) 
رِزْقاً لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً كَذَلِكَ الْخُرُوجُ (11) 
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ (12) 
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ (13) 
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ (14)

ترجمه آيات

به نام اللّه كه هم رحمان است و هم رحيم . ق . به قرآن مجيد سوگند (1).
تو را ما فرستاديم ليكن كفار تعجب كردند كه از جنس خودشان كسى به عنوان بيمرسان از ناحيه خدا آيد، لذا كفار گفتند اين چيز عجيبى است (2).
آيا وقتى مرديم و خاك شديم ؟ اين برگشتن بعيدى است (3).
بـا ايـنـكـه مـا مـى دانـيم كه زمين از ايشان چه مقدار كم مى كند و نزد ما كتابى است كه (از خطر اشتباه و يا حوادث ) محفوظ است (4).
بـلكـه ايـنـان با حق دشمنى دارند و آن را هر چه باشد تكذيب مى كنند پس ايشان در امرى حيرت آورند (با اينكه حق را تشخيص ‍ مى دهند باز انكار مى كنند) (5).
مـگر تاكنون سر بلند نكرده و به آسمان بالاى سر خود نگاهى نينداخته اند كه چگونه آن را بنا كرديم و آن را با ستارگان زينت داديم (6).
و مـگـر زمـيـن زيـر پـاى خـود را نديدند كه گسترده اش كرديم و كوههاى ريشه دار در آن جايگزين كرديم و در آن از هر صنف گياه مسرت انگيز رويانديم (7).
تا مايه بصيرت و تذكر هر بنده اى باشد كه دائما به سوى ما توبه مى آورد (8).
و از آسمان ، آبى پر بركت نازل كرديم و به دنبالش باغها و دانه هاى درو كردنى رويانديم (9).
درختان خرماى بلند با ميوه هاى روى هم چيده (10).
تـا رزق بـندگان باشد، همچنان كه با آن آب پر بركت شهرى مرده را زنده كرديم زنده كردن انسانها نيز اين طور است (11).
قبل از اين كفار، قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تكذيب كردند (12).
و همچنين عاد و فرعون و مردم لوط (13).
و اصـحـاب الايكه و قوم تبع كه همه آنان رسولان را تكذيب كردند و تهديد خدا در باره شان محقق شد (14).

بيان آيات

محتواى سوره مباركه ق 
اين سوره مساءله دعوت اسلام را بيان مى كند. و به آنچه در اين دعوت است اشاره مى كند، يـعنى انذار به معاد و انكار مشركين به معاد، و تعجبى كه از آن داشتند كه بعد از مردن و بـطـلان شـخـصـيـت آدمـى و خـاك شدنش چگونه دوباره زنده مى شود و به همان صورت و وضـعـى كـه قبل از مرگ داشت برمى گردد؟ آنگاه تعجب آنان را رد مى كند به اين كه علم الهـى مـحـيـط بـه ايـشـان اسـت ، و كـتـاب حـفـيـظ كـه هـيـچ يـك از احـوال خلقش و هيچ حركت و سكون آنها - چه خردش و چه كلانش - از قلم آن كتاب نيفتاده نزد او است . آنگاه اين منكرين را تهديد مى كند به اينكه اگر به راه نيايند بر سرشان همان خواهد آمد كه بر سر امت هاى گذشته و هلاك شده آمد.
و آنـگـاه براى بار دوم باز به علم و قدرت خداى تعالى پرداخته از راه تدبيرى كه در خـلقـت آسـمـانها و آراستن آن با ستارگان بى حركت و با حركت و تدابير ديگرى كه به كار برده و نيز تدبيرى كه در خلقت زمين به كار برده و آن را گسترده و كوههاى ريشه دار در آن جـايـگـزيـن سـاخـتـه گـيـاهـان نر و ماده در آن رويانيده و نيز به اينكه آب را از آسمان فرستاده و ارزاق بندگان را تاءمين نموده و زمين را با آن آب زنده كرده است ، علم و قدرت او را اثبات مى كند.
و نيز به همين منظور به بيان حال انسان مى پردازد كه از اولين روزى كه خلق شده و تا زنده است در تحت مراقبت شديد و دقيق قرار دارد، حتى يك كلمه در فضاى دهانش نمى آورد، و از اين بالاتر يك خاطره را در دلش خطور نمى دهد، و نفسش آن را وسوسه نمى كند، مگر آنـكـه هـمـه اش را ثـبـت مى كنند. و آنگاه بعد از آنكه مرد با او چه معامله مى شود و بعد از زنـده شـدنـش بـراى پـس دادن حـسـاب ، همچنان در تحت مراقبت هست تا آنكه از حساب فارغ شـود، يـا بـه آتـش در آيـد اگـر از تـكـذيـب كـنـندگان حق باشد، و يا به بهشت و قرب پروردگار اگر از متقين باشد.
و كـوتـاه سخن آنكه : زمينه گفتار در اين سوره مساءله معاد است ، و يكى از آيات برجسته آن آيـه (لقـد كنت فى غفله من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد) و يكى ديگر آيه (يوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزيد) و يكى هم آيه (لهم ما يشاؤ ن فيها و لدينا مزيد) است .
و ايـن سـوره بـه ايـن دليـل گـفـتـيـم مكى است كه سياق آياتش بر آن گواهى مى دهند. اما بـعـضـى گـفـتـه اند كه آيه (و لقد خلقنا السموات و الارض ...)، و يا اين آيه و آيه بعدش در مدينه نازل شده . ولى در لفظ آيه هيچ شاهدى بر آن نيست .
و در ايـن آيـاتـى كـه نقل كرديم به طور اجمال به مساءله معاد و اينكه مشركين آن را امرى بعيد مى پنداشتند اشاره شده ، و نخست جوابى اجمالى با تهديد مى دهد، و سپس به طور مفصل از آن جواب داده ، باز براى بار دوم تهديد مى كند. 

ق و القران المجيد 

در مـجـمـع البـيـان مـى گـويد: كلمه (مجد) كه كلمه (مجيد) از آن اشتقاق يافته به مـعـنـاى شـرف وسـيـع اسـت ؛ وقـتـى گـفـتـه مـى شـود (مـجـد الرجـل و مـجـد) - بـه فـتـح و ضـم جـيـم - كـه بـزرگـوار و كـريـم بـاشـد و در اصـل ايـن كـلمـه از ايـن قـول گـرفـتـه شـده كـه مـى گـويـنـد: (مـجـدت الابل مجودا) يعنى شتر آنقدر علف بهارى خورده كه شكمش بزرگ شده .
اقوال مختلف درباره جواب قسم (و القرآن المجيد)
جـمـله (و القـران المـجـيـد) سـوگـندى است كه پاسخش حذف شده ، چون جمله بعدى مى فـهـمـانـد كـه پـاسـخ چـيست ، و تقدير كلام (و القرآن المجيد ان البعث حق ) و يا (و القـرآن المـجـيـد انـك لمن المنذرين ) و يا (و القرآن المجيد ان الانذار حق ) مى باشد، يعنى (به قرآن مجيد سوگند كه قيامت حق است ) و يا (تو از انذاركنندگانى ) و يا (انذار حق است ).
بـعـضـى از مـفـسـريـن گـفـتـه انـد: جـواب قـسـم ذكـر شـده و آن جـمـله (بـل عـجـبوا...) است . و بعضى ديگر گفته اند: جمله (قد علمنا ما تنقص ...) است . و بـعـضـى گـفته اند (ما من قول ...)، و بعضى گفته اند (ان فى ذلك لذكرى ...) و بـعـضـى گفته اند