انى را با قرآن تذكر بده كه از تهديد من مى هراسند.
بحث روايتى 
(چـــنـــد روايـــت در ذيـــل آيـــه : (و ســـبـــح بـــحـــمـــد ربـكقبل طلوع الشمس و قبل الغروب ) و مراد از (ادبار السجود)
در الدر المـنـثور است كه طبرانى - در كتاب اوسط - و ابن عساكر از جرير بن عبداللّه از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) روايت كرده اند كه در معناى آيه شريفه (و سـبـح بـحـمـد ربـك قـبـل طـلوع الشـمـس و قـبـل الغـروب ) فـرمـود: قبل از طلوع شمس ، نماز صبح ، و قبل از غروب شمس ، نماز عصر است .
و در مجمع البيان است كه از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه در پاسخ شخصى كـه پـرسـيـد مـنـظـور از آيـه (و سـبـح بـحـمـد ربـك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب ) چيست ، فرمود: صبح كه شد ده مرتبه مى گويى (لا اله الا اللّه وحـده لا شـريـك له له المـلك و له الحـمـد و هـو عـلى كل شى ء قدير) و همين ده مرتبه را در عصر هم مى گويى .

مـؤ لف : امـام ايـن معنا را از اطلاق تسبيح در آيه استفاده كرده اند، هر چند كه موردش خاص نـمـاز صـبـح و عصر باشد، پس منافاتى بين اين دو روايت نيست ، چون مورد مخصص نمى شود.
و در كـافـى بـه سـند خود از حريز از زراره از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه گـفـت : بـه حـضـورش عـرضه داشتم معناى جمله (و ادبار السجود) چيست ؟ فرمود: چند ركعت بعد از مغرب است .
مـؤ لف : ايـن روايـت را قـمـى هـم در تفسير خود به سندى كه به ابن ابى بصير دارد از حـضـرت رضـا (عـليـه السلام ) نقل كرده ، و عبارت آن چنين است : چهار ركعت بعد از مغرب است .
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه مـسـدد در مـسـند خود، و ابن منذر و ابن مردويه از على بن ابى طـالب (عـليـه السـلام ) روايـت كـرده انـد كـه فـرمـود: از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) معناى (ادبار السجود) را پرسيدم ، فرمود: مـنـظـور دو ركـعـت بـعـد از مـغـرب اسـت ، و مـنـظـور از (ادبـار النـجـوم ) دو ركـعـت قبل از نماز صبح است .
مـؤ لف : نـظـيـر ايـن روايـت از ابـن عـبـاس و عـمـر از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) نقل شده . و در مجمع البيان آن را مستند به حسن بـن عـلى (عـليـهـمـاالسـلام ) نـيـز كـرده كـه آن جـنـاب از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) نقل كرده است .
و در تفسير قمى در ذيل آيه (فذكر بالقران من يخاف وعيد) آمده كه امام فرمود: يعنى اى محمد! با آن وعده هاى عذابى كه در قرآن داده ايم ايشان را تذكر بده .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:892.txt:آیات 1 - 19">آیات 1 - 19</a><a class="text" href="widget:text:893.txt:آیات 20 - 51 (1)">آیات 20 - 51 (1)</a><a class="text" href="widget:text:894.txt:آیات 20 - 51 (2)">آیات 20 - 51 (2)</a><a class="text" href="widget:text:895.txt:آیات 52 - 60">آیات 52 - 60</a></body></html>بـسـم اللّه الرّحـمـن الرّحـيـم

وَالذَّارِيَاتِ ذَرْواً (1) فَالْحَامِلَاتِ وِقْراً (2) فَالْجَارِيَاتِ يُسْراً (3) فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْراً (4) إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ (5) وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ (6)‏ وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ (7) إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ (8) يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ (9) قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ (10) الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ (11) يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ (12) يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ (13) ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (14) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (15) آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ (16) كَانُوا قَلِيلاً مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ (17) وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (18) وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (19)

ترجمه آيات

بـه نـام خـدا كـه هم رحمان است و هم رحيم . سوگند به بادهايى كه ذرات سر راه خود را به اطراف مى پراكند (1).
و پس از آن سوگند به ابرهاى سنگين بار از آب (2).
و سپس سوگند به كشتى هايى كه به آسانى در درياها در حركتند (3).
و آنگاه به فرشتگانى سوگند كه امر خدا را در بين خود تقسيم مى كنند (4).
كه آنچه بدان تهديد شده ايد صادق و آمدنى است (5).
و محققا روز جزا واقع شدنى است (6).
به آسمان آراسته سوگند (7).
كه شما در سخنانى مختلف سرگردانيد (8).
سخنانى كه هر كس از كتاب خدا منحرف مى شود به وسيله آن منحرف مى شود (9).
خـدا بـكشد كسانى را كه بى دليل و برهان در باره روز جزاء سخن مى گويند (و مردم را منحرف مى كند) (10).
آنهايى كه در جهلى عميق غرق در غفلتند (11).
و در چنين ظلمت و غفلتى مى پرسند روز جزاء كى است (12).
روزى است كه همين خراصان در آتش گداخته مى شوند (13).
و به ايشان گفته مى شود بچشيد ان عذابى را كه مى خواستيد در آمدنش عجله شود (14).
محققا مردم با تقوى در بهشت ها و چشمه سارهايى وصف ناپذيرند (15).
در حـالى كـه بـه آنـچـه پـروردگـارشـان بـه ايشان مى دهد راضى اند، چون در دنيا از نيكوكاران بودند (16).
آرى ، اندكى از شب ها را مى خوابيدند (17).
و در سحرها استغفار مى كردند (18).
و در اموال خود براى سائل و محروم حقى قائل بودند (19).

بيان آيات

بيان غرض و مفاد اين آيات شريفه 
دعـوت پـيامبر اسلام همواره لبه تيزش به طرف وثنيت بود، كه ايشان را به توحيد در ربـوبـيـت مـى خـواند، و مى خواست به آنها بفهماند كه خداى تعالى تنها رب آنان و رب تمامى عالم است . و اين دعوتش از دو طريق بود، يكى از راه بشارت و نويد، و يكى از راه انذار و تهديد كه مخصوصا بر اين انذار بيشتر تكيه داشت . و انذارش به دو چيز بود: يـكـى عـذاب دنيا كه اقوام و ملل گذشته را به جرم تكذيب منقرض ساخت . و يكى هم عذاب آخرت كه عذابى است جاودانه . و در پيشبرد دعوت همين انذار مؤ ثر و عمده بود، چون اگر حساب و جزاى روز قيامت نباشد، ايمان به وحدانيت خدا و نبوت انبياء لغو و بى اثر است .
همچنان كه مشركين به همين منظور خداى آسمان و زمين را با خدايان دروغين معاوضه كردند، و شديدا با اصول سه گانه توحيد و نبوت و معاد مخالفت و انكار مى ورزيدند.
آرى مى خواستند با انكار معاد و اصرار در اينكه چنين چيزى نيست و مسخره كردن آن به هر راهـى كـه مـمـكـن باشد خود را از قيد و بند آزاد كنند، چون آنها هم اين قدر مى فهميدند كه اگـر بـتـوانـنـد اصـل سـوم يـعـنـى مـعـاد را بـاطـل كـنـنـد آن دو اصل ديگر خود به خود باطل مى شود.
و ايـن سـوره متعرض مساءله معاد و انكار مشركين نسبت به آن است . و با اين مساءله ختم مى شـود. امـا نـه از ايـن جـهت كه خود معاد را اثبات كند، همچنان كه در مواردى از كلام مجيدش ، معاد بدان جهت كه معاد است مورد نظر قرار گرفته ، بلكه از اين جهت متعرض ‍ آن شده كه روز جزاء است ، و كسى كه وعده آن را داده خداى تعالى است ، و خداى تعالى هم يگانه رب ايشان است ، و وعده او صدق است ، و در آن شكى نيست .
و بـه همين منظور وقتى رشته كلام به احتجاج بر مساءله معاد مى كشد، بر مساءله توحيد احـتـجاج مى كند، و آيات بيرونى از زمينى و آسمانى و آيات درونى را به ر