 (آسمان كه ) سقف بلند است (5).
و به دريايى كه مالامال از آتش افروخته است (6).
كه محققا عذاب پروردگارت واقع خواهد شد (7).
و هيچ چيز جلوگيرش نمى تواند باشد (8).
(و اين عذاب در) روزى واقع مى شود كه آسمان (چون دود) به حركت در مى آيد (9).
و كوهها در اثر زلزله هاى شديد به راه خواهند افتاد(10)

اشاره به مفاد كلى سوره مباركه طور و بيان مقصود از (طور)

بيان آيات

غـرض ايـن سـوره تـهـديد و انذار كسانى است كه هر آيتى را تكذيب نموده و همواره با حق عـنـاد مـى ورزنـد. مـى خواهد اينگونه كفار را به عذابى كه براى روز قيامتشان آماده كرده بـيم دهد و به همين منظور با سوگندهايى غليظ، از وقوع چنين عذابى و تحقق آن در قيامت خـبر مى دهد و مى فرمايد: عذاب آن روز، ايشان را رها نخواهد كرد تا بر آنان واقع شود، و هيچ گريزى از آن ندارند.
سـپـس پـاره اى از صـفات آن عذاب و آن ويل را كه عذابى است عمومى و جدا ناشدنى بيان مى كند، و در مقابل ، قسمتى از نعمتهاى اهل نعيم آن روز را كه همان متقين هستند شرح مى دهد، هـمـانـهـايـى كـه در دنـيا در ميان اهل خود به شفقت رفتار مى كردند، و خدا را به ايمان مى خواندند، و به يكتايى مى ستودند.
و آنـگـاه شـروع مـى كـنـد بـه تـوبـيـخ مـكـذبـيـن ، كـه نـسـبـتـهـاى نـاروايـى بـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه وآله وسـلم ) و بـه قـرآن و ديـن حـقـى كـه بـر آن جـنـاب نازل شده مى دادند.
و در پـايـان ، سـوره را بـا تـكـرار هـمـان تـهـديـدهـا خـتـم نـمـوده ، رسـول گـرامـى خود را دستور مى دهد به اين كه پروردگار خود را تسبيح گويد. و اين سوره شهادت سياق آياتش ، در مكّه نازل شده است .

و الطور

بـعـضـى از مـفسرين گفته اند: (طور) به معناى مطلق كوه است ، و هر كوهى را طور مى گويند، و ليكن است عمالش در آن كوهى كه موسى (عليه السلام ) با خداى تعالى سخن گفت غلبه يافته ، و در آيه مورد بحث هم مناسبتر آن است كه همان كوه منظور باشد، چون سـوگـنـد هـمواره به چيزى مى خورند نوعى قداست داشته باشد، و از ميان كوهها اين كوه اسـت خداى تعالى مقدسش دانسته ، و پر بركتش ساخته است ، همچنان كه در آيه (و طور سينين ) نيز به آن سوگند ياد كرده و در آيه (و ناديناه من جانب الطّور الايمن ) از آن نام برده ،
و در آيـه (فـاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوى ) آن را وادى مقدس خوانده ، و در آيه نـودى مـن شـاطـى ء الواد الايـمـن فـى البقعة المباركة من الشجرة ) آن را بقعه اى مبارك دانسته كه در كرانه دست راست وادى ، قرار دارد.
بعضى هم گفته اند: (مراد مطلق كوهها است و خدا به همه كوهها سوگند ياد كرده از اين جـهـت كـه در كـوهـهـا انـواع نـعـمـتـهـا را قـرار داده و دربـاره آنـهـا فـرمـوده : (و جـعـل فـيـها رواسى من فوقها و بارك فيها - خداوند در زمين و بر بالاى آن كوههايى پا بر جا قرار داده و بركتها در آن نهاده .)
اقـوال مـخـتـلف در مـعـنـاى (رق ) و مـراد از كـتـابـى كه مسطور و در رقى منشور است 

و كتاب مسطور فى رقّ منشور

بـعـضـى گـفـتـه انـد: كلمه (رقّ) به معناى مطلق چيزهايى است كه در آن چيزى نوشته شود، مانند كاغذ.
بعضى ديگر گفته اند: به معناى ورق است .
و بـعـضـى گـفـتـه اند: به معناى خصوص ورقهايى است كه از پوست حيوانات درست مى كردند.
و كلمه نشر كه مصدر كلمه (منشور) است به معناى گستردن و متفرق كردن است .
و مراد از (كتابى كه مسطور و در رقى منشور است ) به گفته بعضى لوح محفوظ است كه خدا تمامى حوادث عالم را آنچه بوده و هست و خواهد بود در آن نوشته ، و ملائكه آسمان ، آن را مى خوانند (و اجراء مى كنند).
بعضى هم گفته اند: مراد از آن قرآن كريم است كه خدا آن را در لوح محفوظ نوشته .
و بـعـضـى گفته اند: تورات است كه در سابق در كاغذهاى پوستى نوشته مى شد، و هر وقت مى خواست ند آن را بخوانند لوله كاغذ را باز مى كردند و مى خواندند.
و بـه نـظـر مـا مـنـاسـب تـر بـا آيـه قـبـلى آن اسـت كـه بـگـويـيـم : مـنـظـور از آن هـمـان قول اخير است .
مقصود از بيت معمور و بحر مسجور

و البيت المعمور

بـعـضـى گـفـته اند: مراد از (بيت معمور) كعبه مشرفه است ، چون كعبه اولين خانه اى بـود كـه بـراى عـبادت مردم بنا شد، و همواره از اولين روز بنايش تا كنون آباد و معمور بـوده اسـت ، هـمـچـنـان كـه قـرآن كـريـم دربـاره اش مـى فـرمـايـد: (انـّ اوّل بيت وضع للنّاس للّذى ببكة مباركا و هدى للعالمين ).
ولى ، در روايات وارده ، آمده كه (بيت معمور) خانه اى است در آسمان ، برابر كعبه كه محل زيارت ملائكه است .
و اگـر كـلمـه (كتاب ) در اين آيه نكره و بدون الف و لام آمده براى اين است كه اشاره كـنـد بـه اين كه چنين كتابى بى نياز از تعريف است ، و اين قسم نكره آوردن ، خود نوعى تعريف و مستلزم آن است .

و السقف المرفوع

منظور از (سقف بر افراشته )، آسمان است .

و البحر المسجور

راغـب در مـفـردات مى گويد: كلمه (سجر) كه مسجور از آن گرفته شده معناى شعله ور كردن و تيز كردن آتش است .
ولى صـاحب مجمع البيان گفته : (مسجور به معناى مملو است ، مثلا وقتى گفته مى شود: (سجرت التنور)، معنايش اين است كه من تنور را پر از آتش كردم ).
و آيـه شـريـفـه بـه هـر دو مـعـنـا تـفـسـيـر شـده ، مـؤ يـد مـعـنـاى اول آيـه (و اذا البـحـار سـجـرت ) اسـت ، و در حديث آمده كه در روز قيامت درياها آتشى افروخته مى شوند.
بـعـضـى هـم گـفـتـه انـد: مـراد از (بـحـر مسجور) دريايى است كه آبش خشك شده و در بسترش آتش افروخته مى شود.

ان عذاب ربّك لواقع ما له من دافع

اين آيه ، جواب سوگند سابق است ، و مراد از عذابى كه از واقع شدنش خبر مى دهد عذاب روز قـيـامـت است ، همان عذابى كه كفار تكذيب كننده آيات خداى را، به آن تهديد مى كرد، هـمـچـنـان كه آيه بعدى هم به آن اشاره مى كند و مى فرمايد: روزى كه آسمان به سرعت بـه حـركت در مى آيد، و جمله (ما له من دافع ) دلالت دارد بر اين كه اين عذاب از امورى است كه قضايش رانده شده و گريزى از وقوعش نيست ، همچنان كه در جاى ديگر، همين معنا آمده مى فرمايد: (و ان الساعة اتية لا ريب فيها و انّ اللّه يبعث من فى القبور).
(عذاب ربّك ) - اگر عذاب را به رب رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نسبت داده و فرموده است (عذاب پروردگارت )، با اين مى توانست بفرمايد: (عذاب اللّه - عـذاب خـدا) بـراى اسـت رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليه و آله وسلم ) را عليه آنهايى كه دعوتش را تكذيب كردند تاءييد نمايد و آن جناب را دلگرم كند كه پروردگارش در چنين روزى خـوارش نـمـى سـازد، و بـى ياورش نمى گذارد. همچنان كه همين مضمون را در جاى ديگر آورده مى فرمايد: (يوم لا يخزى اللّه النبى و الذين امنوا معه ).

يوم تمور السماء مورا و تسير الجبال سيرا

كـلمه (يوم ) ظرف است براى جمله (ان عذاب ربك لواقع )، مى فرمايد عذاب مذكور در چنين روزى و در چنين ظرفى محقق مى شود.
معناى جمله (تمور السماء....) در وصف روز قيامت 
و كـلمـه (مـور) - بـه طـورى كـه در مجمع البيان آمده - به معناى تردد و آمد و رفت چيزى چون دود است ، همچنان ك