ه دود در فضا مى پيچد و آمد و شد مى كند تا از بين برود.
راغب هم قريب به اين معنى را بيان كرده و گفته : (به معناى جريان سريع است ).
به هر حال در اين آيه شريفه ، اشاره اى است به درهم پيچيده شدن عالم آسمان ها كه در آيـه شـريـفـه (اذا السماء انفطرت و اذا الكواكب انتثرت ) و آيه شريفه (يوم نطوى السماء كطى السجل للكتب ) و آيه (و السموات مطويات بيمينه ) نيز آمده .
هـمـچـنـان كـه جـمـله (و تـسـيـر الجـبـال سـيـرا) اشـاره اسـت بـه آن زلزله عـظـيـمى كه قـبـل از قـيـام قـيـامـت در زمـين رخ مى دهد، و قرآن كريم در چند جا از آن ياد كرده ، مانند آيه شـريـفـه (اذا رجـت الارض رجـا و بـسـت الجـبال بسا فكانت هباء منبثا) و آيه (و سيرت الجبال فكانت سرابا).
بحث روايتى 
(روايـاتـى دربـاره مـراد از طـور، بـيـت مـعـمـور و.... كـه بـدآنـهـا قـسم ياد شده است ) 8
در تـفـسـيـر قـمـى در ذيل آيه (و الطور و كتاب مسطور) مى گويد: طور كوهى است در طـور سـيناء. (و به گفته وى معلوم مى شود در سيناء سر زمينى است به نام طور كه كوه طور در آن واقع شده ).
و در مـجـمـع البـيـان در ذيـل آيـه (و البـيـت المـعـمـور) بـه نـقـل از ابـن عـبـاس و مـجـاهـد مـى گويد: بيت معمور خانه اى است در آسمان چهارم ، و درست مقابل كعبه ، و از بس ملائكه براى عبادت در آن آمد و شد دارند هميشه معمور و آباد است . و از امـيـرالمـؤ مـنـيـن (عـليـه السـلام ) هـم روايت شده فرموده : در هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى شوند، و چون بر مى گردند ديگر تا ابد آنجا را زيارت نمى كنند.
مـؤ لف : ايـن مـطلب را كه بيت معمور خانه اى است در آسمان كه ملائكه پيرامون آن طواف مـى كـنـنـد، در روايـات شـيـعـه و سـنـى هـر دو آمـده ، امـاروايـات در تـعـيـيـن مـحـل خـانـه مـذكـور اخـتـلاف دارند، در بيشتر آنها آمده كه در آسمان چهارم واقع است . و در بعضى آمده كه در آسمان اول است .
و بعضى ديگر محل آن را آسمان هفتم دانسته .
و نـيـز صـاحـب مـجـمـع البـيـان از عـلى (عـليـه السـلام ) نـقـل كـرده كـه در تـفـسير آيه (والسقف المرفوع ) فرموده : سقف مرفوع ، همان آسمان است .
و در تفسير قمى از امام (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: سقف مرفوع ، آسمان ، و بحر مسجور، درياها است ، كه در روز قيامت افروخته مى شود.
و در مـجـمـع البـيـان در مـعـنـاى بـحـر مـسـجـور گـفـتـه : يـعـنـى دريـايـى مـمـلو - نـقـل از قـتـاده . و بـعـضـى گـفـتـه انـد: يـعـنـى افـروخـتـه و سـرخ شـده مـانـند تنور - نـقـل از مجاهد و ضحاك واخفش و ابن زيد. بعضى هم گفته اند: درياها در روز قيامت آتش مى شود و چون آهن سرخ مى گردد، آنگاه همه را به هم راه داده و به آتش دوزخ راه مى دهند.فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (11) 
الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ (12) 
يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعّاً (13) 
هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ (14)‏ 
أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ (15) 
اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاء عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (16) 
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ (17) 
فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (18) 
كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (19) 
مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ (20) 
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ (21) 
وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ (22) 
يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْساً لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ (23) 
وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ (24) 
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ (25) 
قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ (26) 
فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ (27) 
إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ (28)

ترجمه آيات

پس در آن روز واى به حال تكذيب كنندگان (11).
كه هر آيتى روشن را بازيچه و مورد بگو قرار مى دهند (12)
روزى كه آنان به شدتى وصف ناپذير، به سوى جهنم رانده مى شوند (13).
و بـه ايـشان گفته مى شود اين همان آتشى است كه در دنيا همواره آن را تكذيب مى كرديد (14).
حـال آيا باز هم اين آتش سحر است ؟ (همچنان كه در دنيا سحرش مى خوامدند) يا امرى است ديدنى ولى شما بينايى نداريد؟ (15).
بچشيد سوزش آن را چه صبر بكنيد و چه نكنيد برايتان يكسان است ، چون جزايى كه به شما داده مى شود همان اعمالى است كه مى كرديد (16).
به درستى كه مردم با تقوا در بهشت ها و در نعيمند (17).
در حـالى كـه بـا يـكـديـگـر درباره آنچه پروردگارشان به آنان داده گفتگو مى كنند و لذت مى برند، و پروردگارشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشت (18).
و بـه ايـشـان گـفـتـه مـى شـود بـخـوريـد و بـنـوشـيـد، گـوارايـتـان بـاد بـه خـاطر آن اعمال خيرى كه مى كرديد (19).
بهشتيان در حالى مى خورند و مى نوشند كه بر كرسى هاى بهم پيوسته تكيه داده اند، و ما ايشان را با حورالعين تزويج كرده ايم (20).
و كسانى كه ايمان آوردند و ذريه شاءن هم با ايمان خود - هر چند ضعيف از ايمان پدران شـاءن بـاشـد - ملحق به ايشان شدند، ما نيز ذريه شاءن را ايشان ملحق نموده ، چيزى از پاداش آنان كم نمى كنيم ، براى اين كه هر كس در گرو عملى است كه كرده (21).
در بـهـشـت آنـچـه از مـيـوه و گـوشـت كه هوس كنند پى در پى در اختيارشان قرار مى دهيم (22).
قدح شراب در بينشان دست به دست مى گردد، شرابى كه نه مانند شراب دنيا لغوى در آن است و نه گناه (23).
و غـلامـان بـهـشـتـى كـه در حـسـن و صـفـا چـون لولو دست نخورده اند پيرامون ايشان و در خدمتگزاريشان آمد و شد دارند (24).
و بهشتيان به يكديگر روى آورده احوال هم را مى پرسند (25).
مـى گويند: ما قبل از اين كه در دنيا بوديم نسبت به خويشاوندان خود خيرخواه بوديم ، و از خطر هلاكت زنهارشان مى داديم (26).
(و بـه خـاطـر هـمـيـن خـيرخواهى ) خداى تعالى بر ما منت نهاد، و از عذاب درون سوز جهنم ، حفظمان فرمود (27).
آرى روش مـا قـبـل از ايـن چـنـيـن بـود كـه هـمواره او را مى خوانديم ، چون مى دانستيم كه او نيكوكار مهربان است (28).

بيان آيات

ايـن آيـات نشانه كسانى را كه اين عذاب بر سرشان مى آيد بيان مى كند، عذابى كه در آن و در وقـوعش هيچ شكى نمى توان كرد، و حال آن اشخاص را در آن روز بيان مى كند، و غرض اصلى اين سوره همين است - همچنان كه قبلا هم خاطر نشان كرديم - اما اين كه در ايـن مـيـان نـامـى هـم از مـتـقـيـن مـى بـرد و شـرح حـالى از آنـان بـيـان مـى كـنـد از بـاب تطفل است ، و مى خواهد انذار و تهديد