دران نباشد، و خدا خودش بهتر مى داند كه چه جور بدهد.
و در معناى آيه مورد بحث ، اقوال ديگرى هست كه هيچ يك خالى از سخافت و سستى نيست .
مثل اين قول كه بعضى گفته اند: جمله (و الذين امنوا) عطف است بر كلمه (حور عين )، و مـعـنـايش اين است كه : ما مؤ منين را با دو طايفه تزويج مى كنيم يكى با حورالعين تا از عـروسـى بـا آنان لذت ببرند، و دوم با (الذين امنوا) تا از رفاقت و همنشينى با آنان بهره مند شوند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از كلمه (ذريه ) تنها اولاد صغار است .
و بـعـضـى گـفـتـه انـد: ضـمـيـر در جمله (ما التناهم ) و در (من عملهم )ذريه بر مى گـردد، و مـعـنـايـش ايـن اسـت كـه : مـا بـا مـلحـق كـردن ذريـه پـدران چـيـزى از عـمـل ذريـه كـم نـمـى كـنـيـم ، بـلكـه اعـمـال ذريـه را تـمـام و كامل به او مى دهيم ، چه خير باشد و چه شر، آنگاه ملحق به پدرش ‍ مى كنيم .
مـــعـــنـــاى جـــمـــله (كـــل امـــرى ء بـــمـــا كـــســـب رهـــيـــن ) و جـــمـــع آن بـــا آيـه(كل نفس بما كسبت رهينة الا اصحاب اليمين )
(كـل امـرى ء بـمـا كـسـب رهـيـن ) - ايـن جـمـله بـه طـورى كـه از سـيـاق بـر مـى آيـد تعليل است براى جمله (و ما التناهم من عملهم من شى ء)، و كلمه (رهن ) و (رهين ) و (مـرهـون ) به طورى كه راغب گفته هر سه معناى آن چيزى است كه به عنوان و ثيقه و گـرو بـه كـسـى مـى دهـى و از او چيزى قرض مى كنى . راغب مى گويد: و چون هر جا اين كـلمـه بـه چشم بخورد تصورى از معناى حبس و نگهدارى به ذهن مى رسد، لذا اين كلمه را در حبس هر چيزى نيز استعمال كردند، هر چند كه ربطى به وثيقه نداشته باشد.
و چـه بـسـا همين معناى استعارى در آيه مورد بحث ، منظور باشد، و خود انسان رهنى باشد مـحـفـوظ و حـبس شده نزد خداى سبحان در مقابل عملى كه از نيك و بد كرده ، تا جزاى آن را كـه يـا ثـواب اسـت و يـا عـقـاب بـه او بـدهـد، و اگـر از عمل او چيزى كم كرده باشد و تمامى اعمالش را جزا نداده باشد، قهرا خود انسان وثيقه و گـرو همه اعمالش نمى شود، بلكه گرو بعضى از اعمالش مى شود، و بعضى ديگر از اعمالش را ديگران ، يعنى همان ذريه اى كه به او ملحق شده تملك كرده است .
و ايـن كـه در جـاى ديـگـر فـرمـوده : (كـل نـفس بما كسبت رهينه الا اصحاب اليمين ) به طـورى كـه از سـيـاق بـر مـى آيـد و بـه شـهادت دو آيه بعدش مى فرمايد: (فى جنات يتسائلون عن المجرمين ) مراد اينكه هر كس در گرو عذاب روز قيامت است .
بـعـضى هم گفته اند: مراد از اين كه فرمود هر كس بدانچه كرده رهين است ، اين است كه : در گرو عمل زشت خويش است ، همچنان كه آيه سوره مدثر هم به همين دلالت مى كرد، چون اصـحـاب يـمـيـن را اسـتـثـنـاء مـى نـمود، و آيه مورد بحث ، جمله معترضه اى است از صفات اهل عذاب كه در بين صفات اهل بهشت قرار گرفته .
زمـخـشـرى - صـاحـب تـفـسـيـر كـشـاف - آيـه مـورد بـحـث را حـمـل بـر نوعى استعاره و مجاز گويى كرده ، و به اين وسيله تنافى بين آيه مورد بحث مـى فرمايد: (هر كس در گرو اعمال خويش است ، چه نيك باشد و چه بد). و آيه سوره مـدثـر كـه مى فرمايد: (هر كس در گرو اعمال بد خويش است برداشته و گفته : گويا نـفـس عـبـد نـزد خـدا در گرو اعمال صالحى است كه از او خواسته ، همچنان كه يك انسان ، كارگر خود را گرو مى گيرد تا عملى كه از او خواسته تمام كند، اگر تمام كرد رهايش مـى كـنـد، خدا هم تمامى بندگان را چه نيكان و چه بدان را گرو مى گيرد، اگر آنچه از ايشان خواسته بود انجام داده بودند، رهاشان مى كند، وگرنه ، شكنجه اش مى دهد.
ولى خـوانـنـده مـحـتـرم تـوجـه دارد صـرف ايـن بـيـان نـمـى تـوانـد اتصال جمله (كل امرى ء بما كسب رهين ) را به ما قبلش توجيه كند.
بـــيـــان تـــفـــضـــيـــلى پـــاره اى از لذات و نـــعـــمـــت هـاىاهل بهشت 

و امددناهم بفاكهة و لحم ممّا يشتهون

ايـن آيـه پـاره اى از لذات و نـعـمـت هـاى اهـل بـهـشـت را كـه بـه طـور اجـمـال در آيـه قـب لى نـام آنـهـا را بـرد و فـرمـود: كـلوا و اشـربـوا هـنـيـئا... بـطـور تفصيل بيان مى كند.
و كلمه (امداد) به معناى آوردن چيزى است به طور دائم و پشت سر هم ، كه البته هم در خـيـر اسـتـعـمـال مـى شـود، مـانند آيه مورد بحث مى فرمايد: پشت سر هم و لا ينقطع ميوه و گـوشـت از هـر نـوعـش كـه بـخـواهـنـد بـرايـشـان مـى فـرسـتـيـم ، و هـم در شـر و عـذاب استعمال مى شود، مانند آيه شريفه (و نمد له من العذاب مدا).
و مـعـنـاى آيـه ايـن اسـت كـه : مـا اهـل بـهـشـت را بـه مـيـوه و هـر گـوشـتـى كـه ميل داشته باشند روزى مى دهيم ، يك روزى پشت سر هم و ساعت به ساعت و لا ينقطع .

يتنازعون فيها كاسا لا لغوفيها و لا تاثيم

(تـنـازع در كـاس ) بـه مـعـنـاى بـه يـكـديـگـر تـعـارف نـمـودن و اجـتـمـاع كـردن بر تـنـاول آن اسـت ، و كـاءس به معناى قدح است ، كه البته وقتى به قدح كاءس گفته مى شود كه در آن شراب باشد. و مراد از (لغو)، سخن لغوى است كه از شرابخواران دنيا سر مى زند. و (تاثيم ) به معناى آن است كه شخصى را گناهكار كنى ، كه اين نيز از آثـار شـرابـهـاى دنـيـا است كه شرابخوار را گناهكار مى كند. و همين كه فرمود: (در آن قـدحـهـا لغـو و تـاثـيـم نـيـست )، قرينه است بر اين كه منظور از كاءس كه بر سر آن تنازع مى كنند قدح شراب است ، اما شرابى كه آثار زشت شراب دنيا را ندارد.

و يطوف عليهم غلمان لهم كانهم لولو مكنون

مـراد از (طـواف كـردن غـلمـان در پـيـرامـون بـهـشتيان ) آمد و شد آنان براى خدمت است . بـعـضـى از مـفـسـريـن گـفـته اند: اين كه بطور نكره فرمود: (غلمان لهم - غلمانى كه دارنـد) و نـفرمود: (غلمانهم - غلمانشان )، براى اين است كه شنونده توهم نكند مراد از آن غلمان همان خدمتكارانى هستند كه در دنيا داشتند، و بفهماند كه غلمان نيز مانند حور از مـخـلوقـات بـهـشـتـيند، كه از شدت زيبايى و صفا و حسن مانند لولواى هستند كه از ترس دستبرد اجانب در گنجينه اش جاى مى دهند.

و اقبل بعضهم على بعض يتسائلون

يعنى به يكديگر روى مى آورند و هر يك از ديگرى مى پرسند در دنيا چه حالى داشته و چه عملى او را به سوى بهشت و نعيم الهى كشانيده ؟
معناى اينكه بهشتيان مى گويند: (ما در خانواده مان مشفق بوديم )

قالوا انا كنا قبل فى اهلنا مشفقين

راغـب مـى گـويد: (اشفاق ) به معناى عنايتى آميخته با ترس است ، چون مشفق نسبت به كـسى كه به او اشفاق دارد هم محبت دارد و هم مى ترسد مبادا بلايى متوجه او گردد، و اين كـلمـه در قـرآن آمده ، مى فرمايد: (و هم من الساعه مشفقون - ايشان از قيامت بيمنا كند) پس اين كلمه هر وقت با حرف (من ) متعدى شود معناى ترس در آن روشنتر از محبت است ، و اگـر با حرف (فى ) متعدى گردد معناى عنايت و محبت در آن روشنتر از ترس به ذهن مـى رسـد، هـمـچـنـان كـه در قـرآن فـرمـوده : (انـا كـنـا قبل فى اهلنا مشفقين ).
پس معناى آيه چنين مى شود كه : ما در دنيا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتيم ، هم آنان را دوست مى داشتيم و به سعادت و نجاتشان از مهالك