 قـول بـعـضى - هنگام برخاستن از خوابست . و بـعـضـى ديـگـر گـفـتـه انـد: مـنـظـور بـرخـاسـتـن از خـواب قـيـلوله ، يـعـنـى خـواب قـبـل از ظـهر است ، و در نتيجه منظور از تسبيح در هنگامى كه از خواب برمى خيزى ، نماز ظـهـر خـواهـد بـود. بعضى ديگر گفته اند: مراد از قيام در آيه ، برخاستن از مجلس است ، بـعـضـى گـفـتـه اند: مراد مطلق برخاستن است . و بعضى ديگر گفته اند: مراد برخاستن بـراى نـمـاز واجـب اسـت . بـعـضـى هم گفته اند: مراد از آن برخاستن براى هر نماز است . بـعـضـى ديـگـر گـفـتـه انـد: مـراد از آن ، دو ركـعـت نـافـله نـمـاز صـبـح اسـت كـه قـبـل از نـمـاز آن را مـى خـوانـنـد. و ايـن هـفـت قـول اسـت كـه مـرحـوم طـبـرسـى آن را نقل كرده .
(ومن اللّيل فسبّحه ) - يعنى در پاره اى از شب ، پروردگار خود را تسبيح گوى . و مراد از اين تسبيح نماز شب است . و بعضى هم گفته اند: مراد از آن نماز مغرب و عشاء است .
(و ادبـار النـّجوم ) - بعضى گفته اند: مراد از اين جمله ، وقت ادبار نجوم است ، و آن هـنـگـامـى اسـت كـه سـتـارگـان در اثر روشنى صبح از نظر ناپديد مى شوند، و مراد از تـسـبـيـح در ايـن هـنـگـام دو ركـعـت نـمـاز مـسـتـحـبـى اسـت كـه قـبـل از نـمـاز صـبـح خوانده مى شود. بعضى گفته اند: مراد از آن ، خود نماز صبح است . بـعـضـى ديـگـر گـفـتـه انـد: مـراد اين است كه صبح و شام و بدون غفلت خداى تعالى را تسبيح گويد.
بحث روايتى 
(رواياتى درباره مراد از آيه : (و سبح بحمد ربك حين تقوم ...)
در تفسير قمى در ذيل جمله (و سبّح بحمد ربّك حين تقوم ) آمده كه امام فرمود: منظور از آن ، تسبيح در نماز شب ، و منظور از جمله (فسبّحه ) خود نماز شب است .
مـؤ لف : ايـن مـعـنـا در مـجـمع البيان از زرارة و حمران و محمدبن مسلم از امام باقر و از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده .
و نـيز در همان كتاب به سند خود از حضرت رضا (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: مـنـظور از ادبار سجود، چهار ركعت نافله اى است كه بعد از نماز مغرب خوانده مى شود، و مـنـظـور از ادبـار نـجـوم دو ركـعـت نـافـله اى اسـت كـه قبل از نماز صبح خوانده مى شود.
مـؤ لف : ذيـل ايـن روايـت در مـجـمع البيان از امام باقر و امام صادق (عليه السلام ) آمده و قمى هم آن را به سند خود از زراره از امام باقر (عليه السلام ) آورده است .
و از طـرق اهـل سـنـت هـم در عـده اى از روايـات آمـده كـه : رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) هر وقت از جاى خود برمى خاست خدا را حمد و تسبيح مى كرد و مى فرمود: اين كفاره مجلس است ، ليكن تفسير بودن معنا براى آيه خيلى روشن نيست .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:903.txt:آیات 1 - 18">آیات 1 - 18</a><a class="text" href="widget:text:904.txt:آیات 19 - 32">آیات 19 - 32</a><a class="text" href="widget:text:905.txt:آیات 33 - 62 (1)">آیات 33 - 62 (1)</a><a class="text" href="widget:text:906.txt:آیات 33 - 62 (2)">آیات 33 - 62 (2)</a></body></html>بـسـم اللّه الرّحـمـن الرّحيم

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى (1) مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى (2) وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4) عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (6) وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى (7) ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى (8) فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى (9) فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى (10) مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (11) أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى (12) وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى (13) عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (14) عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (15) إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (16) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (17) لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى (18)

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان و رحيم . سوگند به اجرام آسمانى هنگامى كه غروب مى كنند (1).
كه هرگز همنشين و دوست شما (محمد) نه عمدا از صراط مستقيم منحرف شده ، و نه به خطا (2).
و هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى گويد (3).
آنچه مى گويد به جز وحيى كه به وى مى شود نمى باشد (4).
اسرارى است كه جبرئيل شديد القوى به وى آموخته است (5).
كسى كه به خاطر راءى و عقل كاملش بر چنين مقامى رسيده (6).
و در بلندترين افق جاى گرفته (7).
و در عين بلندى رتبه اش به خدا نزديك و نزديك تر شده (8).
او رسول را آنقدر بالا برد بيش از دو كمان و يا كمتر فاصله نماند (9).
در آنجا بود كه جبرئيل به بنده خدا وحى كرد آنچه را كه كرد (10).
قلب پيامبر آنچه كه ديده بود صادق بود (11).
بـا ايـن كه خدا بر صدق او شهادت مى دهد شما مشركين مى خواهيد با اصرار خود او را در آنچه ديده در شك بيندازيد؟! (12).
با اين كه او را يك بار ديگر ديده بود(13).
نزد سدره منتهى (14).
كه جنت الماءوى آنجاست (15).
و هنگامى ديده بود كه آنچه بر سدره احاطه داشت آنرا پوشانده بود (16).
چشم او نه به كجى گراييده بود، و نه در ديدن طغيان كرده بود، (تا در نتيجه چيزى را ديده باشد كه حقيقت نداشته باشد) (17).
و چـطـور مـمـكن است چشم او دچار كژبينى و طغيان شده باشد با اينكه آيات چندى از آيات كبراى پروردگارش را ديده بود (18).

اشاره به غرض ومحتويات سوره مباركه نجم و مكى بودن آن 

بيان آيات

غرض اين سوره يادآورى اصول سه گانه اسلام ، يعنى وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت ، مـعـاد و نـبـوت اسـت ، ولى اول بـه مـسـاءله نـبـوت پـرداخـتـه ، وحـيـى را كـه بـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسلم ) شده تصديق و توصيف نموده ، آنگاه متعرض مـسـاءله توحيد مى شود، و بتها و شركاى مشركين را به بليغ ‌ترين وجهى نفى مى كند، آنـگاه به مساءله سوم پرداخته وضع منتهى شدن خلقت و تدبير عالم به خداى تعالى و زنـده كـردن مـردگـان و خـنـدانـدن و گـرياندن و اغناء و اقناء و تعذيب و دعوت و انذار را توصيف نموده ، گفتار را با اشاره به مساءله معاد و امر به سجده و عبادت ختم مى كند.
و ايـن سـوره بـه شـهـادت سـيـاق آيـاتش در مكّه نازل شده ، و نبايد به سخن بعضى كه گـفـتـه انـد: بـعـضـى از آيـاتـش و يـا هـمـه آنـهـا در مـديـنـه نـازل شـده ، گـوش داد. ايـن حـرف كـجـا و آن كـجا كه بعضى گفته اند: اين سوره اولين سوره اى است كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم )
مـاءمـور شـد آن را عـلنـى بـخواند، و آن جناب آن را براى مؤ منين و هم براى مشركين قرائت كرد.
و آيـاتـى كـه از ايـن سـوره آورده ايـم فـصـل اول از فـصـول سـه گـانـه آيـات سـوره اسـت آيـاتـى اسـت كـه وحـيـى را كـه بـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) مى شود تصديق و توصيف مى كند، ليكن در ايـنـجـا روايـات بسيار زيادى از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) صادر شده كه به صراحت فـرمـوده انـد: مـراد از ايـن آيات اين نيست كه مطلق وحى را بيان و توصيف كند، بلكه مراد بيان يك قسم وحى است ، و آن وحى بطور مشافهه و رو در رو است ، كه در شب معراج خداى سبحان با رسول گراميش داشت .
پـس ايـن آيـات مـى خـواهـد داستان معراج را بيان كند، و ظاهر آيات هم خالى از تاءييد اين روايـات نـيـسـت ، 