(نشاء) و (نشاءة ) به مـعـنـاى احـداث چيزى و تربيت آن است . پس ‍ بنابر اين ، اين كه فرمود: او شما را از زمين انـشـاء كـرد، مـعـنـايش اين است كه : او بود كه شما را در آغاز خلقتتان حالهاى گوناگون مـتحول كرد، از مواد عنصرى زمينتان بگرفت و در آخر به صورت نطفه تان در آورده ، در داخل رحم ها وارد كرد.
(واذ انـتم اجنة فى بطون امهاتكم ) - كلمه (اجنة ) جمع (جنين ) است ، و اين جمله عـطـف است بر جمله قبلى ، چون بر سر هر دو كلمه اذ آمده ، و معنايش اين است كه او داناتر بـه شـمـا اسـت ، آن زمـان كه چه و چه بوديد و اين زمان كه شما جنين هايى در رحم مادران تـان هـسـتـيـد، او مـى دانـد حـقـيـقـت شـما چيست ، و چه حال و وضعى داريد، و چه اسرارى در نـهـانـتـان هست ، و مال كارتان به كجا مى انجامد. و جمله (فلا تزكوا انفسكم ) تفريع بـر هـمـان عـلم خـداسـت ، مـى فـرمـايـد: وقتى كه خداى تعالى شما را بهتر از هر كس ‍ مى شـناسد، و از آغاز خلقتتان و سرانجام آن باخبر است ، پس ديگر بيهوده خود را به پاكى نستاءييد، و او بهتر مى داند پاك و با تقوا كيست .أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى (33) وَأَعْطَى قَلِيلاً وَأَكْدَى (34) أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى (35) أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى (36) وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى (37) أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى (38) وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (39) وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى (40) ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى (41) وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى (42) وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى (43) وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا (44)‏ وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى (45) مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى (46) وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى (47) وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى (48) وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى (49) وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَاداً الْأُولَى (50) وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى (51) وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى (52) وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى (53) فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى (54) فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى (55) هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى (56) أَزِفَتْ الْآزِفَةُ (57) لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ (58) أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ (59) وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ (60) وَأَنتُمْ سَامِدُونَ (61) فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا (62) .‏ 

ترجمه آيات

آيا آن كس را كه از انفاق روى گردان شد مشاهده كردى ؟ (33).
مـخـتـصـرى انـفـاق كـرد و (بـه خـاطـر گفتار رفيقش كه گفت ترك انفاق كردى گناهت به گردن من ) ترك انفاق نمود (34)
آيا او علم غيب دارد و مى داند (كه رفيقش گناهش را گردن مى گيرد) (35).
يا از آن سفارش ها كه در تورات درباره دادن حق شده باخبر نشده ؟ (36).
و در صحف ابراهيمى كه حق را به حد تمام ادا كرد (37).
و نـمـى دانـد كـه هـيـچ گـنـهـكـارى گـنـاه ديـگـرى را تحمل نمى كند، و به گردن نمى گيرد؟ (38).
و اين كه انسان به جز كار و تلاشش سرمايه اى ندارد؟ (39).
و اين كه نزد وى سعى خود را خواهد ديد؟ (.4).
و سپس جزاى آن به كاملترين وجهش داده مى شود (41).
و اين كه انتهاى سيرشان به سوى پروردگار تو است (42).
و اين كه او است كه اسباب خنديدن و گريستن را فراهم كرده (43).
و اين كه او است كه مى ميراند و زنده مى كند (44).
و اين كه او است كه جفت نر و ماده را آفريده (45).
از نطفه اى كه در رحم ريخته مى شود (46).
و اين كه بر خداست كه نشاءه آخرت را پديد آورد (47).
و ايـن كـه خـود او اسـت كـه بـا امـوال منقول و غير منقول بندگان خود را بى نياز مى كند (48).
و اين كه او رب كوكب شعرى است كه بعضى آن را رب خود مى پندارند (49).
و اين كه او نسل پيشين عاد را هلاك كرد (.5).
و ثمود را كه حتى يك نفر از ايشان باقى نگذاشت (51).
و قوم نوح را كه قبل از آنان ، و ستمكارتر و ياغى تر از آنان بودند (52).
و شهرهاى قوم لوط را كه زير و رو كرد و از عذاب آنچه متوجه آنان ساخت (53).
ازهر سو احاطه شان كرد (54).
پس ديگر در كدام يك از نعمت هاى پروردگارت مى توانى ترديد كنى (55 ).
اين پيامبر، بيم رسانى است از سنخ بيم رسانان گذشته (56).
قيامت نزديك شد (57).
و براى آن به غير از خدا پرده بردارى نيست (58).
آيا از اين مطالب تعجب مى كنيد؟ (59).
و مى خنديد و گريه نمى كنيد؟ (.6).
و همچنان سرگرم بازى خود هستيد؟ (61).
پس براى خدا سجده كنيد و به عبادت او بپردازيد (62).

بيان آيات

اشاره به مطالب و محتويات اين قسمت از سوره مباركه نجم 
سـيـاق نـه آيـه از آيـات اول ايـن فـصـل روايـاتـى را كـه در شـاءن نـزول وارد شـده تـصـديـق مـى كـنـد، در آن روايـات آمـده كـه مـردى از مـسـلمـانـان امـوال خـود را در راه خـدا انـفـاق كرد، مردم او را سرزنش كردند كه انفاق در راه خدا هم حدى دارد و او را از فـنـاى مـالش زنـهار داده و از گرفتار شدن به فقر ترساندند، و به او كـه زيـر بـار نـمـى رفـت گـفـتـنـد: اگـر تـرك انفاق گناه داشت به گردن ما، آن مرد هم پـذيـرفـت و ديـگـر انـفـاق نـكـرد، و بـه مـنـاسـبـت ايـن واقـعـه آيـات نـه گـانـه مـذكـور نازل شد.
كـه خـداى سـبحان به طور اشاره به اين داستان متعرض آن شده ، و به منظور بيان حقيقت مـطـلب در ايـن مـسـاءله مـطـالبـى از صـحـف ابـراهـيـم و مـوسـى نـقـل كـرده ، و نـيـز حـق صـريـح و پـوسـت كـنـده را در رد ابـاطـيـل مـشـركـين كه در آيات گذشته بود بيان نموده ، فرمود: آنها مى گويند: اگر ما بـتـها را مى پرستيم براى اين است كه بتها تمثالهاى فرشتگان است كه دختران خدايند، مـى پـرسـتـيـم تـا مـا را نـزد خـداى سـبـحـان شـفـاعـت كـنـنـد. آيـات فـصـل قـبـلى هـم بـا روشـن تـريـن بـيـان ايـن مـسـاله را ابطال كرده بود.
ولى در ايـن آيـات حـق مطلب در مساءله ربوبيت و الوهيت را روشن كرده مى فرمايد: خلقت و تدبير تنها از آن خدا است ، و تمامى آن به خدا منتهى مى شود، و خداى سبحان هر چه خلق كـرده و تـدبـيـر نـمـوده طـورى خـلق و تـدبـيـر كـرده كـه نـشـاءه اى ديـگـر را دنـبـال داشـتـه بـاشـد، تا در آن نشاءه جزاى كافر و مؤ من و مجرم و متقى را بدهد، و لازمه چـنـيـن خـلقـتـى تـشـريـع ديـن است ، بايد بندگان را به تكاليفى مكلف كند، و كرده ، و شـاهـدش هـم همين است كه امتهاى گذشته را كه يكى پس از ديگرى آمدند و زير بار دين و تكاليف او نرفتند هلاك كرد، مانند قوم نوح و عاد و ثمود ومؤ تفكه .
آنـگـاه بـعـد از نـقل اين داستانها از صحف انبياى گرامى خاطر نشان كرده كه اين نذير - رسـول خـدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) - هم از همان نذيران امت هاى گذشته است ، و ايـن كـه قـيـامـت نزديك است ، و سپس در آخر سوره روى سخن را متوجه به ايشان نموده كه براى خدا سجده و عبادت كنيد.
و ايـن سـوره بـه شهادت سياق آياتش در مكّه نازل شده ، و از جمله آيات برجسته اش آيه شـريـفـه (و ان الى ربـك المنتهى )، و آيه ش