بارى است كه در ستون شعاع خورشيد تابيده از پنجره ديده مى شود.
و نـيـز در هـمـان كـتاب آمده كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير جمله (و السـابـقـون السـابـقـون ) گـفـتـه : ايـن آيـه دربـاره حـزقـيـل مـؤ مـن آل فـرعون ، و حبيب نجار،داستانش در سوره يس آمده ، و على بن ابى طالب (عـليـه السـلام ) نـازل شـده ، كه هر يك از آنان پيشگام امت خود بوده ، و على از همه آنان افضل است .
و در مـجـمـع البيان از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: سابقين چهار كس هـسـتـند: اول پسر آدم ، كه به دست برادرش ‍ كشته شد، و دوم پيشگام امت موسى بود، كه همان مؤ من آل فرعون است ، سوم پيشگام امت عيسى ، يعنى حبيب نجار است ، و چهارم پيشگام امت اسلام ، يعنى على بن ابى طالب (عليه السلام ) است .
مؤ لف : اين معنا در روضة الواعظين از امام صادق (عليه السلام ) نيز روايت شده .
و شيخ طوسى در امالى خود به سندى كه از ابن عباس دارد از او روايت كرده كه گفت :
از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) معناى آيه شريفه (و السابقون السابقون اولئك المـقـربـون فـى جـنـات النـعـيـم ) را پـرسـيـدم ، فـرمـود: جبرئيل به من گفت : اينان عبارتند از على ، و شيعيان او، آرى على و شيعيانش جلوتر از هر كس ديگر به بهشت در مى آيند و كرامت و احترامى كه نزد خدا دارند مقرب درگاه خدايند.
و در كـمال الدين به سند خود از خيثمه جعفى از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: (السابقون السابقون ) ماييم ، و آخرون هم كه درباره اش فرموده : (و قليل من الاخرين ) ما هستيم .
و در عيون در باب (ما جاء عن الرضا (عليه السلام ) من الاخبار المجموعة ) به سند خود از عـلى (عـليـه السـلام ) روايـت آورده كـه فرمود: آيه شريفه (و السابقون السابقون اولئك المقربون ) درباره من نازل شده است .
و در مـجـمـع البـيـان در ذيـل هـمـيـن آيـه از عـلى (عـليـه السـلام ) نقل كرده كه فرمود: منظور سبقت گرفتن به انجام نمازهاى پنجگانه است .
مـؤ لف : هـمـان طـور كـه در سـابـق هـم گـفـتـيـم ، بـايـد ايـن احـاديـث را حمل بر تمثيل كرد.أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ (12) ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ (13) وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ (14) عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ (15) مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ (16)‏ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ (17) بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ (18) لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ (19) وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ (20) وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ (21) وَحُورٌ عِينٌ (22) كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (23) جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (24) لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا تَأْثِيماً (25) إِلَّا قِيلاً سَلَاماً سَلَاماً (26) وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ (27) فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ (28) وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ (29) وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ (30) وَمَاء مَّسْكُوبٍ (31) وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ (32) لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ (33) وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ (34) إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء (35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَاراً (36) عُرُباً أَتْرَاباً (37) لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ (38) ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ (39) وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ (40) وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ (41) فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ (42) وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ (43) لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ (44) إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ (45) وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ (46) وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (47) أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ (48) قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ (49) لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ (50)‏ ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ (51) لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ (52) فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ (53) فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ (54) فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ (55) هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ (56)

ترجمه آيات

سابقين همان مقربين درگاه خدايند (11).
در باغهاى پر نعمت بهشت جاى دارند (12).
اين طايفه در گذشتگان بيشتر هستند (13).
و در آيندگان كمتر (14).
اينان بر تختهايى به هم پيوسته قرار دارند (15).
رو به روى هم تكيه مى زنند (16).
و غلامان ى بهشتى پروانه وار به خدمتشان مى پردازند (17).
با ظرفهايى چون تنگ و آفتابه ، و قدح شراب معين مى آورند (18).
شـرابـى كـه نـه سـر درد مـى آورد و نـه عـقـلشـان را زايل مى سازد (19).
و از ميوه ها هر چه اختيار كنند (20).
و از گوشت مرغ از هر نوع كه اشتها كنند (21).
و حور العين هايى (دارند) (22).
كه از شدت صفا چون لولو دست نخورده اند (23).
همه اينها پاداش كارهايى است همواره مى كردند (24).
در بهشت نه سخن بيهوده مى شنوند، و نه تهمت و گناه (25).
هر چه هست سلام است و سخن سالم (26).
امـا اصـحـاب يـمين نامه اعمالشان به دست راستشان داده مى شود و وصفى ناگفتنى دارند (27).
در سايه سدرى بيخار (28).
و موزى كه ميوه هايش رويهم چيده شده (29).
و سايه اى گسترده و هميشگى (30).
و آبشارى لا ينقطع (31).
و ميوه هايى بسيار (32).
كه در هيچ فصلى قطع و در هيچ حالى ممنوع نمى شود (33).
و جايگاهى بلند (و يا در جوار همسرانى بلند مرتبه ) قرار دارند (34).
ما آنان را به وصفى ناگفتنى ايجاد كرديم (35).
و هميشه بكر قرارشان داديم (36).
و نيز شوهر دوست و هم سن شوهران (37).
اين سرنوشت مخصوص اصحاب يمين است (38).
كه هم در گذشتگان بسيارند (39).
و هم در آيندگان (40).
و امـا اصحاب شمال چه اصحاب شمالى ؟ (نامه اعمالشان به نشانه جرم به دست چپشان داده مى شود) (41).
كه در آتشى نافذ و آبى جوشان (42).
و در سايه اى از دود سياه قرار دارند (43).
كه نه خنكى دارد، و نه سودى مى بخشد (44).
چون ايشان قبل از اين در دنيا عياش و طاغى بودند (45).
و بر شكستن سوگند محكم و عظيم ، اصرار مى ورزيدند (46).
و بـارهـا مـى گـفـتـنـد آيـا اگر بميريم و خاك و استخوان شويم دوباره زنده و مبعوث مى گرديم ؟ (47).
آيا پدران گذشته ما نيز مبعوث مى شوند (48).
بگو انسان هاى اولين و آخرين (49).
به طور قطع براى اجتماع در ميقات روزى معلوم جمع خواهند شد (50).
آنگاه شما اى گمراهان تكذيب گر (51).
از درختى از زقوم خواهيد خورد (52).
و شكم ها را از آن پر خواهيد ساخت (53).
و آنگاه از آب جوشان متعفن روى آن خواهيد نوشيد (54).
پس از آن باز هم خواهيد نوشيد، آنچنان كه شتر هيماء و دچار بيمارى استسقاء مى نوشد، و رفع عطش مى كند (55).
تازه همه اينها پذيرايى ابتدايى ورودشان به قيامت است (56).

بيان آيات

اين آيات حال و وضعى كه هر يك از آن سه طايفه در قيامت دارند شرح مى دهد.

اولئك المقربون فى جنات النعيم

اشاره با كلمه (اولئك ) به سابقين است ، و جمله (اولئك المقربون ) مبتدا و خب