ه كه گفت : از امام صادق (عليه السـلام ) شـنـيـدم مى فرمود: منظور از روح و ريحان در آيه (فروح و ريحان ) روح و ريحان در قبر است ، ولى جنت نعيم در آخرت است .
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه : قـاسـم بـن مـنـده در كـتـاب (الاحـوال و الايـمـان بـالسـوال عـن سـلمـان ) گـفـتـه : رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسلم ) فرمود: اولين بشارتى كه به مؤ من مى دهند ايـن است كه : در دم مرگش او را به روح و ريحان و جنت نعيم بشارت مى گويند، و اولين چيزى كه مؤ من در قبرش بشارت داده مى شود اين است كه : به او مى گويند: مژده باد تو را كـه خـدا از تـو راضى است ، و مژده باد تو را در بهشت آمدى و چه خوش آمدى ، خدا همه آنهايى را كه تا قبرت مشايعتت كردند بيامرزيد، و شهادت همه آنهايى را كه خوبى تو شـهادت دادند، پذيرفت ، و دعاى همه كسانى را كه براى تو طلب مغفرت نمودند مستجاب كرد.
و در هـمـان كـتـاب اسـت كـه ابـن جـريـر و ابـن مـنـذر از ابـن عـبـاس روايـت كـرده كـه در ذيل آيه (فسلام لك من اصحاب اليمين ) گفته : ملائكه نزد او مى آيند، و با سلامى از نـاحيه خدا مى آيند، سلام خدا را به او مى رسانند، و به او خبر مى دهند جزو اصحاب يمين است .
مؤ لف : اين معنايى كه ابن عباس براى آيه كرده مبنى بر اين است كه آيه شريفه حكايت و نقل كلام ملائكه باشد، و تقدير آيه چنين باشد (قالت الملائكه سلام لك حالكونك من اصـحـاب اليـمين - ملائكه گفتند سلام بر تو در حالى كه از اصحاب يمين هستى ) در اين صورت آيه شريفه هم سلام ملائكه است و هم بشارت .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:923.txt:آیات 1 - 6">آیات 1 - 6</a><a class="text" href="widget:text:924.txt:آیات 7 - 15">آیات 7 - 15</a><a class="text" href="widget:text:925.txt:آیات 16 - 24">آیات 16 - 24</a><a class="text" href="widget:text:926.txt:آیات 25 - 29">آیات 25 - 29</a></body></html>بـسم اللّه الرحمن الرحيم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (1) 
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (2) 
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (3)‏ 
هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (4) 
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (5) 
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (6)

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان و رحيم . آنچه در آسمان ها و زمين است براى خدا تسبيح مى گويند به خاطر اين كه او عزيز و حكيم است (1).
ملك آسمان ها و زمين از آن او است ، او زنده مى كند و مى ميراند و او بر هر چيزى توانا است (2).
او اول و آخر و ظاهر و باطن است ، و او به هر چيزى دانا است (3).
او كـسـى اسـت كـه آسمان ها و زمين را در شش روز بيافريد، و سپس بر عرش (مقام صدور اوامـر) مـسـتـولى گـشت ، و به تدبير امر عالم پرداخت ، او مى داند چه قطره آبى ، و چه تـخـم گـيـاهـى داخل زمين شد و چه گياهى سر از زمين بدر آورد، چه شعاعى از آفتاب زمين تابيد، و چه فرشته اى نازل و چه فرشته اى برگشت ، چه بخارى از زمين بالا رفت و چه عملى از بندگان صعود كر د، و او با شما است ، هر جا كه باشيد، و خدا به آنچه مى كنيد بينا است (4).
ملك آسمان ها و زمين از آن او است ، و بازگشت همه امور به سوى خداست (5).
او اسـت كـه شـب را در روز فـرو مـى بـرد، و روز را داخل در شب مى كند، و او بدانچه در خاطرها و دلها است آگاه است (6).

بيان آيات

بيان غرض سوره حديد: تحريك و تشويق مؤ منين به انفاق و...
غـرض ايـن سـوره تحريك و تشويق مؤ منين به انفاق در راه خداست ، همچنان كه تكرار امر صـريـح بـه اين معنا در خلال آياتش اشعار بدان دارد، يكجا مى فرمايد: (امنوا باللّه و رسـوله و انـفـقـوا مـمـا جـعـلكـم مـستخلفين فيه ...) و جاى ديگر مى فرمايد: (من ذا الذى يقرض اللّه قرضا حسنا...) و باز جاى ديگر مى فرمايد: (ان المصدقين و المصدقات و اقـرضـوا اللّه قـرضـا حـسـنـا) و در تـشـويـق مـردم بـه ايـن عمل همين بس كه انفاق مردم را قرض دادن آنان خداى عزاسمه دانسته ، و معلوم است كه خداى عزوجل عالى ترين و مقدس ‍ ترين و بهترين مطلوبست ، او هرگز خلف وعده نمى كند، و او وعـده شـان داده كـه اگر به وى قرض بدهند مضاعف و چند برابر بر مى گرداند، و نيز وعده داده كه در عوض انفاقشان اجرى كريم و بسيار زياد بدهد.
و نـيـز اشـاره كـرده بـه ايـن كـه ايـن انـفـاق مـنـشـاش تـقـوا و ايـمـان بـه رسـول اسـت ، و اثـر آمرزش گناهان و داشتن دو برابر از رحمت و ملازمت با نور، و بلكه ملحق شدن به صديقين و شهداء در نزد خداى سبحان است .
و در خـلال آيـات سـوره مـعارفى هم راجع به مبداء و معاد آمده ، و دعوت به تقوا و اخلاص ايمان و زهد دارد، و نيز مشتمل بر مواعظى است .
و اين سوره شهادت سياق آياتش در مدينه نازل شده .
و بعضى از مفسرين ادعا كرده اند كه مدنى بودن اين سوره اجماعى است .
و چون تشويق و تحريك مردم به انفاق ، و اين كه انفاق قرض دادن به خدا است اين توهم را ايـجاد مى كند كه مگر خدا به مال ما محتاج است ، لذا از همان آغاز سخن يعنى اولين كلمه سـوره مـساءله نزاهت خدا از احتياج را خاطر نشان نموده ، فرموده : (آنچه در زمين و آسمان ها است خدا را تسبيح مى گويند). و نيز عده اى از اسماى حسناى خدا را كه رساننده نزاهت اسـت ذكـر كـرد، و هـمـه سوره هايى كه با تسبيح خدا آغاز شده ، يعنى سوره حشر، صف ، جمعه و تغابن ، كه بعضى با كلمه (سبح ) و بعضى ديگر با كلمه (يسبح ) آغاز شده اند، نظير سوره مورد بحث است .

سبح لله ما فى السموات و الارض و هو العزيز الحكيم

تسبيح كه مصدر فعل (سبح ) است ، به معناى منزه داشتن است ، وداشتن خدا به اين است كـه هـر چـيـزى را كـه مـسـتـلزم نـقـص و حـاجـت و نـاسـازگـارى بـا سـاحـت كـمـال او باشد از ساحت او نفى كنى ، و معتقد باشى كه خداى تعالى داراى چنين صفات و اعـمـالى نـيـسـت ، و كـلمـه (مـا) در جـمـله مـورد بـحـث مـوصوله است ، و مراد از آن تمامى مـوجـوداتـى اسـت كـه در آسـمان ها و زمين هستند، چه آن ها كه مانند ملائكه و جن و انس داراى عـقـل و شـعـورنـد، و چه آنهايى كه چون جمادات فاقد عقلند، و اگر بگويى كلمه (ما) راجـع بـه مـوجودات فاقد عقلند، (و در فارسى به (چيزى ) ترجمه مى شود)، و على القـاعـده بـايد شامل عقلا نشود، در پاسخ مى گوييم : بلى همينطور است ، ليكن در جايى كـه قـريـنـه اى بـاشدبفهماند منظور از كلمه (ما) عقلا و غير عقلا هر دو است ، اشكالى نـدارد، و در آيـه مـورد بحث قرينه اى كه دلالت كند بر اين كه منظور عموم موجودات است چـه عقلا و چه غير عقلا وجو