 فرشته همواره با روح است ، و با آن كـار مـى كـنـد، هـمـچـنـان كـه قـرآن هـم فـرمـوده خـدا هـمـواره فـرشـتـه را بـا روح نازل مى كند: (ينزل الملائكه بالروح من امره ).
و در هـمـان كـتـاب بـه سـنـد خـود از ابـن بكير روايت كرده كه گفت : به امام باقر (عليه السلام ) عرضه داشتم : معناى اين كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرموده : (اگـر مـردى زنـا كـنـد روح ايـمان از او قهر مى كند و جدا مى شود) چيست ؟ فرمود: اين كـلام نـاظـر بـه هـمان كلام خداى تعالى است كه مى فرمايد: (و ايدهم بروح منه ) اين روح خدايى است كه از مرد زناكار جدا مى شود.
بـاز در هـمـان كـتـاب اسـت كـه مـحـمـد بـن سـنـان از ابـى خـديـجـه روايـت كـرده كه گفت : داخـل شـدم بـر ابـى الحسن (عليه السلام ) به من فرمود: خداى تعالى مؤ من را به روحى تـاءيـيـد مـى كند كه همواره در هر عمل نيكى كه مى كند و تقوايى كه به خرج مى دهد به سـراغـش مى آيد، و هر وقت عمل زشتى مرتكب شود و يا تجاوزى بكند، از او غايب مى شود. پـس روح خـدا در هـنگام عمل خير مؤ من از خوشحالى به اهتزاز در مى آيد، و در هنگام گناه و عـمـل زشـتـش بـه زمـين فرو مى رود. حال كه چنين است اى بندگان خدا قدر نعمت هاى خدا را بـدانيد، و دل خود را اصلاح كنيد تا يقين شما زياد گشته ، سود نفيس و پر قيمت ببريد، خـدا رحـمـت كـنـد شـخـصـى را كـه تـصـميم بر عمل خيرى بگيرد، و آن را انجام دهد، و چون تصميم بر عمل زشتى مى گيرد از آن صرفنظر كند. آنگاه فرمود: ما روح را با اطاعت خدا و عمل براى او كمك و تاءييد مى كنيم .
مراد از روحى كه خداوند مؤ من را بوسيله آن تاءييد مى كند 
مؤ لف : از آنچه در ذيل آيه گذشت روشن شد كه اين روح يكى ازمراتب روح انسانى است كـه تـنـهـا مـؤ مـن آن هـم بـعـد از آنـكـه ايـمـان خـود را بـه حـد كمال رسانيد به آن مرتبه مى رسد،
و ديـگـر از آن جدا نمى شود، همانطور كه روح نباتى و حيوانى و انسانى كه بين مؤ من و كـافر مشترك است ، از مراتب روح آدمى است ، و هرگز از آن جدا نمى گردد. چيزى هست اين مـرتـبـه از روح بـعد از آنكه در نفس پيدا شد، گاهى همچنان در نفس باقى مى ماند، و رو بـه رشـد مـى گـذارد، و در نـفس هيئتى و صورتى خوب پديد مى آورد. و گاهى دچار هيئت زشـتـى مـى شـود، هـيـئتـى كـه در اثر گناه پيدا شده ، و با آن معارضه مى كند، و پس از تـوبه يا عوامل ديگر از شر آن خلاصى يافته ، موانع ناسازگارش از بين مى رود، تا آنكه خودش ‍ در نفس مستقر گشته ، آن صورت نيكو در نفس رسوخ يابد، و ديگر دستخوش زوال و دگـرگـونـگـى نـشود. با اين بيان روشن مى شود كه مراد امام (عليه السلام ) از (روحـى كـه بـه سراغش مى آيد) و اين كه فرمود: (اين روح همواره با او هست ) است صورت آن روح در نفس پيدا مى شود، چون اين صورت است كه گاهى در اثر برخورد با صـورتـى زشـت از بـيـن مـى رود، نـه اصـل روح . و نـيـز روشـن شد كه مرادش از اين كه فـرمـود: (در زمـيـن فرو مى رود) اين است كه بطور كنايه بفهماند آن صورت خوب از بـيـن مى رود. و همچنين است مرادش در روايت قبلى كه مى فرمود: (روح ايمان از او جدا مى شود).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:932.txt:آیات 1 - 10">آیات 1 - 10</a><a class="text" href="widget:text:933.txt:آیات 11 - 17">آیات 11 - 17</a><a class="text" href="widget:text:934.txt:آیات 18 - 24">آیات 18 - 24</a></body></html>بـسـم اللّه الرحـمـن الرحـيـم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (1) 
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ (2) 
وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ (3)‏ 
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (4) 
مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ (5) 
وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (6) 
مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (7) 
لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (8) 
وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (9)‏ 
وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (10)

ترجمه آيات

بـه نـام خـداى رحـمان و رحيم ، آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است براى خدا تسبيح مى گويد و او عزيز و حكيم است (1).
او كـسـى اسـت كـه بـراى اوليـن بـار كـافـرانـى از اهـل كـتـاب را از ديـارشـان بـيـرون كـرد بـا ايـن كـه شـمـا احتمالش را هم نمى داديد و مى پـنـداشـتـيد دژهاى محكمى كه دارند جلوگير هر دشمن و مانع آن مى شود كه خدا به ايشان دسـت يـابـد ولى عـذاب خـداى تـعالى از راهى كه به فكرشان نمى رسيد به سراغشان رفـت و خـدا رعـب و وحـشت بر دلهايشان بيفكند چنانكه خانه هاى خود را به دست خود و به دست مؤ منين خراب كردند، پس اى صاحبان بصيرت عبرت بگيريد (2).
و اگـر نـه ايـن بـود كـه خـدا جـلاى وطـن را بـراى آنـان مـقـدر كـرده بـود هر آينه در دنيا عذابشان مى كرد و به هر حال در آخرت عذاب آتش ‍ دارند (3).
ايـن بدان جهت است كه ايشان با خدا و رسولش دشمنى كردند و هر كس با خدا دشمنى كند (همين سرنوشت را دارد) چون خ