سمت از آيه شريفه به ماجرا و سرانجام پيشنهاد عيسى (عليه السلام ) اشـاره نـمـوده ، بيان مى كند كه بنى اسرائيل دو طائفه شدند، يكى حواريين بودند كه بـه وى ايـمـان آوردنـد، و طائفه اى ديگر كه كفر ورزيدند، و خداى تعالى مؤ منين را بر كـفار كه دشمن ايشان بودند غلبه داد، و بعد از آنكه روزگارى دراز تو سرى خور آنان بودند، سرور ايشان شدند.
در ايـن قـسـمـت از آيه اشاره است به اينكه امت پيامبر اسلام هم عين اين سر نوشت را دارند، آنـهـا نـيـز مـانند امت عيسى دو طائفه مى شوند يكى مومن ، و ديگرى كافر. و اگر مؤ منين ، خـداى تـعـالى را كـه در مـقـام نـصـرت خـواهى از آنان برآمده اجابت كردند، و پاس ‍ حرمت دسـتورات او را نگه داشتند، خداى تعالى هم ايشان را عليه دشمنان شاءن نصرت داده ، و هـمان طور كه مؤ منين به عيسى بعد از روزگارى مذلت به آقايى رسيدند، ايشان را نيز بر دشمنان خود سرورى مى بخشد.
خـداى تـعـالى در آخـر داسـتـانـهـاى عـيـسـى در سـوره آل عـمـران بـه ايـن داسـتـان اشـاره نـمـوده ، مـى فـرمـايـد: (فـلمـا احـس عيسى منهم الكفر قـال مـن انـصارى الى اللّه قال الحواريون نحن انصار اللّه ) و اين قصه در شش آيه از آن سوره آمده كه دقت در آنها معناى آيه مورد بحث را روشن مى سازد.
بحث روايتى 
(چند روايت درباره تجارت نجات دهنده ، حواريون عيسى (عليه السلام ) و...)
در تـفـسـيـر قـمـى در روايـتـى كه ابى الجارود از امام ابى جعفر در تفسير آيه (يا ايها الذيـن امـنـوا هـل ادلكـم عـلى تـجـاره تـنـجـيـكـم مـن عـذاب اليـم ) نـقـل كـرده فـرموده : اصحاب گفتند: چه خوب بود مى فهميديم اين تجارت چيست كه اگر بفهميم جان و مال و حتى اولادمان را هم در به دست آوردن آن مى داديم .
خـداى تـعـالى فـرمـود: (تـومـنـون بـاللّه و رسـوله و تـجـاهـدون فـى سبيل اللّه باموالكم ... ذلك الفوز العظيم ).
مؤ لف : اين معنا از طريق اهل سنت نيز روايت شده .
و در همان تفسير در ذيل آيه (و اخرى تحبونها نصر من اللّه و فتح قريب ) آمده كه امام فرمود: يعنى فتح امام قائم . و در روايتى ديگر فرموده : فتح مكه .
و در كـتاب احتجاج از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) آمده كه در ضمن حديثى فرمود: زمين هيچ وقـت از عـالمـى كـه مـايـحـتـاج خـلق را بـيـان كـنـد و مـتـعـلمـى كـه در راه نـجـات بـه دنبال علماء مى رود، خالى نبوده ، هر چند كه اين دو طائفه هميشه در اقليت بوده اند. و خداى تـعـالى ايـن مـعـنـا را در امـت انـبـيـاى گـذشـتـه بـيـان نـمـوده اسـت ، و آن امـت هـا را مـثـل بـراى آيـنـدگـان كـرده ، مـثـل اين كلامش كه درباره حواريين عيسى (عليه السلام ) مى فـرمـايـد: عـيـسـى بـه سـايـر بـنـى اسـرائيـل گـفـت : (مـن انـصـارى الى اللّه قال الحواريون نحن انصار اللّه امنا باللّه و اشهد بانا مسلمون ).
مـؤ لف : ايـن روايـت هر چند در تفسير آيه آل عمران وارد شده ، ولى درباره آيه مورد بحث نيز فائده مى دهد.
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه ابـن اسـحاق و ابن سعد از عبداللّه بن ابى بكر بن محمد بن عـمـرو بـن حزم روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) به آن چـنـد نـفـرى كـه در عـقـبـه ديـدارش كـردنـد فـرمـود: از بـيـن خـود دوازده نفر را به عنوان كـفـيـل قـوم خـود بـه مـن مـعـرفـى كـنـيـد، هـمـان طـور كـه حـواريـون عـيـسـى بـن مـريـم كفيل قوم خود بودند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:943.txt:آیات 1 - 8">آیات 1 - 8</a><a class="text" href="widget:text:944.txt:آیات 9 - 11">آیات 9 - 11</a></body></html>بـسـم اللّه الرحـمـن الرحـيـم

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (1) 
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (2) 
وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3) 
ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (4) 
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (5) 
قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (6) 
وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (7) 
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (8)‏

ترجمه آيات

بـه نـام خـداوند بخشاينده مهربان . هر چه در زمين و آسمانهاست همه به تسبيح و ستايش خدا كه پادشاهى منزه و پاك و مقتدر و داناست مشغولند (1).
اوست خدايى كه ميان عرب امى (يعنى قومى كه خواندن و نوشتن هم نمى دانستند) پيغمبرى بزرگوار از همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا تلاوت كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب سماوى و حكمت الهى بياموزد با آنكه پيش از اين همه در ورطه جهالت و گمراهى بودند (2).
و نـيز قوم ديگرى را (كه به روايت از پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) مراد عجمند) چون به عرب (در اسلام ) ملحق شوند هدايت فرمايد كه او خداى مقتدر و همه كارش به حكمت و مصلحت است (3).
ايـن (رسـالت و نـزول قـرآن ) فضل و كرامت خداست كه آن لطف را در حق هر كه بخواهد مى كند و خدا را (بر خلق ) فضل و رحمت نامنتهاست (4).
وصـف حـال آنـان كـه تـحـمـل (عـلم ) تـورات كـرده و خـلاف آن عـمل نمودند در مثل به حمارى ماند كه بار كتابها بر پشت كشد (و از آن هيچ نفهمد و بهره نبرد) آرى قومى كه مثل حالشان اين كه آيات خدا را تكذيب كردند بسيار مردم بدى هستند و خدا هرگز (براه سعادت ) ستمكاران را رهبرى نخواهد كرد (5).
اى رسـول مـا جـهـودان را بـگـو اى جـماعت يهود اگر پنداريد كه شما به حقيقت دوستداران خـدائيـد نـه مـردم ديـگر پس تمناى مرگ كنيد اگر راست مى گوييد (كه علامت دوستان خدا آرزوى مرگ و شوق لقاى به خداست ) (6).
و حـال آنـكـه در اثـر آن كردار بدى كه به دست خود (براى آخرت خويش ) پيش فرستاده اند ابدا آرزوى مرگ نمى كنند (بلكه از آن ترسان و هراسانند) و خدا از كردار ستمكاران آگاهست (7).
اى رسول ما (به جهودان ) بگو عاقبت مرگى كه از آن مى گريزيد شما را البته ملاقات خـواهـد كرد و پس (از مرگ ) به سوى خدايى كه داناى پيدا و پنهانست باز مى گرديد و او شما را به آنچه (از نيك و بد) كرده ايد آگاه مى سازد (8).

اشاره به مطالب سوره جمعه 

بيان آيات

اين سوره به ب