نم ، بناچار براى گرفتن آن دو پايين آمدم .
مـؤ لف : ايـن روايـت بـى اشـكـال نـيـسـت ، بـراى ايـنـكـه درسـت اسـت كـه امـوال و اولاد فـتنه است ، اما نه حتى براى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم )، كه سيد انبيا و سرآمد مخلصين و معصوم و مؤ يد به روح القدس است .

روايـت ديـگـرى هـسـت كـه لحـنـش از ايـن هم شنيع تر است ، و آن روايتى است كه باز الدر المـنـثـور از ابـن مـردويـه ، از عـبـداللّه عـمـر، نـقـل كـرده كـه گـفـت : رسـول خـدا (صـلى اللّه عليه و آله وسلم ) در حالى كه داشت بالاى منبر براى مردم ايراد خطبه مى كرد چشمش به حسين بن على افتاد كه داشت مى آمد، پا بر دامن خود نهاد و افتاد و گريه كرد، ناگزير رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) از منبر پايين آمد،
مـردم چـنـيـن ديـدنـد، دويـدنـد و حـسـين را برداشتند، و او را دست به دست گردانيده تا به رسول خدا رسانند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) آنگاه فرمود: خدا شيطان را بكشد كه فرزند چه فتنه اى است ، به آن خدايى كه جانم به دست اوست ، من متوجه نشدم كه از منبر پايين آمده ام .
نـظـيـر ايـن روايـت در شـنـاعـت لحـن روايـتـى اسـت كـه از ابـن منذر، از يحيى بن ابى كثير نـقـل شـده كـه گفت : وقتى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) صداى گريه حسن و حسين را شنيد، فرمود: اولاد فتنه است ، براى گريه اين دو كودك آن چنان مرابى خود كرد كـه بـرخـاسـتـم در حـالى كه عقل از من سلب شده بود. بنابر اين يا بايد اين روايات را طرد نموده قبولش نكرد، و يا آنكه تاءويل و توجيهش ‍ كرد.
روايـتـى در ذيـل آيـه (اتـقـوا الله حـق تـقـاتـه ) و (انـقـوا الله مـا اسـتطعتم ) و روايتىدرباره بخل ورزيدن 
و در تفسير برهان از ابن شهر اشوب از تفسير وكيع روايت شده كه گفت : سفيان بن مره هـمـدانـى از عبد خير برايمان نقل كرد كه گفته بود، من از على بن ابى طالب از اين كلام خـداى تـعـالى پـرسـيـدم كـه مـى فـرمـايـد: (اتقوا الله حق تقاته )، فرمود: به خدا سوگند غير از اهل بيت كسى به اين دستور عمل نكرده ، اين ماييم كه همواره به ياد خداييم ، و هـرگـز فـرامـوشـش نـمى كنيم ، و ماييم كه شكرش را به جاى آورده ، هرگز كفرانش نمى كنيم ، و ماييم كه او را اطاعت نموده ، هرگز نافرمانيش نكرده ايم .
و چون اين آيه نازل شد اصحاب گفتند ما توانايى چنين تقوايى را نداريم ، خداى تعالى آيه (فاتقوا الله ما استطعتم ) را نازل فرمود، (تا آخر حديث ).
و در تـفـسـير قمى آمده كه پدرم از فصل بن ابى مره برايم حديث كرد كه : من امام صادق (عـليـه السلام ) را ديدم كه از اول شب تا صبح طواف مى كرد و مى گفت : بارالها مرا از شر بخل نفسم نگه بدار. عرضه داشتم : فدايت شوم من امشب از شما به غير از اين دعا را نـشـنـيدم . فرمود: چه بلايى بالاتر از بخل نفس سراغ دارى ؟ خداى تعالى مى فرمايد: (و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون ).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:953.txt:آیات 1 - 7 (1)">آیات 1 - 7 (1)</a><a class="text" href="widget:text:954.txt:آیات 1 - 7 (2)">آیات 1 - 7 (2)</a><a class="text" href="widget:text:955.txt:آیات 8 - 12">آیات 8 - 12</a></body></html>بـسـم اللّه الرحـمـن الرحـيـم

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً (1) 
فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً (2) 
وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً (3) 
وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً (4) 
ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْراً (5)‏ 
أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى (6) 
لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً (7)

ترجمه آيات

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. اى نبى اسلام ! تو و امتت وقتى زنان را طلاق مى دهيد در زمـان عـده طلاق دهيد (زمانى كه از عادت ماهانه پاك شده و با همسرشان نزديكى نكرده بـاشـنـد) و حـسـاب عـده را نـگه داريد و از خدا، پروردگارتان بترسيد، آنان را از خانه هـايـشـان بيرون مكنيد خودشان هم بيرون نشوند مگر اينكه گناهى علنى مرتكب شوند كه در اين صورت مى توانيد بيرونشان كنيد. و اينها همه حدود خدا است و كسى كه از حدود خدا تـجـاوز كـنـد بـه نـفـس خـود سـتـم كـرده تـو چـه مـى دانـى شـايـد خـدا بـعـد از طـلاق و قبل از سر آمدن عده حادثه اى پديد آورد و شوهر به همسرش برگردد (1).
پس وقتى به اواخر عده رسيدند يا اين است كه به خوبى و خوشى آنان را نگاه مى داريد و يـا بـه خـوبـى و خـوشـى از آنـان جـدا مـى شـويـد و در هـر حـال دو نـفـر از مـردم خود را كه معروف به عدالت باشند شاهد بگيريد و شاهد هم براى خـدا اقـامـه شـهـادت كـنـد، ايـنـهـا كه به شما گفته شد اندرزهايى است كه افرادى از آن موعظه مى شوند كه به خدا و روز جزا ايمان دارند و كسى كه از خدا بترسد خدا برايش ‍ راه نجاتى از گرفتاريها قرار مى دهد (2).
و از مـسـيـرى كـه خـود او هـم احـتـمـالش را نـدهـد رزقـش مـى دهـد و كـسـى كـه بـر خـدا توكل كند خدا همه كاره اش مى شود كه خدا دستور خود را به انجام مى رساند و خدا براى هر چيزى اندازهاى قرار داده (3).
و از زنان شما آن زنانى كه حيض نمى بينند اگر به شك افتاديد كه از پيرى است و يا بـه خـاطـر عـارضـه اى اسـت كـه عـده طـلاقـشـان سـه مـاه اسـت . و هـمـچ نين آنه