 در بـــرابـــر او مـقـتـضـاىعقل و نقل است 
و در ايـن جـمـله مـؤ مـنـين را اولى الالباب (خردمندان ) خوانده ، فرموده : (فاتقوا اللّه يا اولى الالبـاب الذيـن امـنـوا) يـعـنـى حـال كـه وضـع اهـل قريه ها چنين شد، پس شما از خدا بترسيد، اى خردمندانى كه ايمان آورده ايد. و منظور از ايـن تـعـبـيـر اين بود كه از عقل مؤ منين كمك بگيرد تا تقوايى كه از آنان خواسته محقق شود، چون وقتى مؤ منين بشنوند كه مردمى از امر پروردگارشان است كبار ورزيدند و به حـسـاب سـخـتـى مـحـاسـبـه ، و بـه عذاب نكرى و بى سابقه اى گرفتار شدند، و وقتى بـفهمند كه عاقبت استكبار خسران است ، بعد بشنوند كه اين سرنوشت مخصوص يك قوم و دو قوم نبوده ، بلكه هر قومى كه آنچنان بوده اند، به اين چنين سرنوشتى دچار شده اند،
عـقـلشـان حـكـم مـى كـنـد بـه ايـنـكـه عـتـو و اسـتـكـبـار از امـر خـدا، در حـقـيـقـت بـه اسـتـقـبـال عـذاب شـديد خدا رفتن است ، و به همين جهت ايشان را هشدار مى دهد، و عقلشان را بـيـدارتـر مـى سازد تا به حكم عقلشان به تقوى گرايند، مخصوصا مؤ منينى كه خداى تـعـالى بـرايـشـان كـتـابـى تـذكـرآور فـرسـتـاده ، آن چـه نـفـعشان هست معين و آنچه به ضـررشـان هـسـت تـذكـر داد، و بـه سـوى حـق و طـريـق مـسـتـقـيـم هـدايـتـشـان كرده ، ديگر عقل آنان به هيچ وجه اجازه نمى دهد از چنين هدايتى منحرف گشته ، راه آن قوم را بروند، و به سرنوشت آنان دچار گردند.

رسولا يتلوا عليكم ايات اللّه مبينات ...

وجـــه ايـــنـــكـــه رســـو خـــدا(ص ) را (ذكـــر) نـــامـــيـــد و از بـــعــثـت او تـعـبـيـر بـهانزال فرمود
ايـن آيـه عـطـف بـيـان اسـت بـراى كـلمـه (ذكـرا)، و مـمـكـن هـم هـسـت بـدل از آن كـلمـه بـاشـد. پـس مـراد از ذكـرى كـه خـدا نـازلش كـرده ، هـمـان رسـول اسـت و اگـررسـول را ذكـر نـامـيـده ، بـه خـاطـر آن اسـت كـه رسـول وسـيله تذكر است ، خدا و آيات او و راه دعوت به سوى دين حق را يادآورى مى كند، مـنـظـور از رسـول شـخـص خاتم الانبياء محمد (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) است ، و ظاهر جمله (يتلوا عليكم ايات اللّه مبينات )، اين معنا را تاءييد مى كند، و بنابر اين ، مراد از انـزال رسـول ، بـعـثـت او از نـاحيه عالم غيب ، و ظهور او براى بشر به عنوان رسالت از نـاحـيـه خـداسـت ، بـعـد از سـال هـا كـه از چـنـيـن نـعـمـتـى بـى بـهـره بـودنـد، و احـتـمال رسيدن به آن را هم نمى دادند، همچنان كه درباره خلقت آهن هم اين تعبير را آورده و فـرمـوده : (و انـزلنـا الحـديـد)، و مـعـلوم اسـت كـه نمى خواهد بفرمايد آهن را از آسمان انداختيم ، بلكه مى خواهد بفرمايد: اين نعمت از ناحيه ما است .
و اين تعبير كه در آيه شريفه درباره رسول آمده ، صاحب كشاف را بر آن داشته كه كلمه (رسـولا) را بـه جبرئيل تفسير كند، آنگاه منظور از جمله (يتلوا عليكم ... - تا آيات روشـن خـداى را بـه روشـنـى بـرايـتـان تـلاوت كـنـد)، ايـن مـى شـود كـه جـبـرئيـل آيات خدا را بر پيغمبر بدان جهت كه رهبر و متبوع شماتلاوت مى كند. ولى ظاهر جمله (يتلوا عليكم ...) غير اين معنايى است كه صاحب كشاف گفته .
ايـن احـتـمـال هـم هـسـت كـه كـلمـه (رسـولا) بـا فـعـلى تـقـديرى منصوب شده باشد، و تـقـديـركـلام (ارسل رسولا يتلوا عليكم ايات اللّه ) باشد، و مراد از ذكرى كه بر امت نازل شده قرآن كريم ،
و يا احكام و معارف آن باشد.
(ليـخـرج الذيـن امنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الى النور) - تفسير اين آيه در آيات نظير آن گذشت .
(و من يومن باللّه و يعمل صالحا يدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا) - ايـن قـسـمـت از آيـه كـسـانـى را كـه بـه خـدا ايـمـان آورده عمل صالح انجام دهند، وعده جميل و بشارت به بهشت مى دهد.
(قد احسن اللّه له رزقا) - در اين جمله احسان خدا را در آنچه به ايشان روزى كرده مى سـتـايـد، و مـراد از (رزق ) ايـمـانـى اسـت كـه بـه ايـشـان روزى كـرده ، و هـمـچـنـيـن عـمـل صـالحـى كـه تـوفيقش را به ايشان داده ، و بهشتى كه در آخرت به ايشان مى دهد. ولى بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از رزق تنها بهشت است .

اللّه الذى خـلق سـبـع سـمـوات و مـن الارض مـثـلهـن يتنزل الامر بينهن ...

بـيـانـى اسـت كـه مـضـمـون آيـات قـبـل را كـه هـمـانا مساءله ربوبيت خداى تعالى و بعثت رسـول بـود تـاءكـيـد مـى كـنـد، مـى فـرمـايـد خـدايـى بـراى شـمـا رسـول فـرسـتـاده ، و ذكـر نـازل كـرده ، تـا او را اطـاعـت كـنـيـد و بـه احـكـام ذكـرش عـمل كنيد، و نيز خدايى شما را تهديد كرده به اينكه اگر تمرد كنيد و مخالفتش نماييد، حسابى شديد از شما خواهد كشيد و به عذابى اليم دچار خواهد ساخت ، و باز خدايى شما را بـشـارت داده كـه اگر اطاعتش كنيد، به بهشت جاودانتان خواهد برد، كه هفت آسمان و هفت زمين را آفريده ، خدايى است قدير و عليم .
مـطـالبى كه مى توان در تفسير (جمله اللّه الذى خلق سبع سموات ) گفت ، در تفسير سوره حم سجده گذشت .
مقصود از اينكه خداوند زمينن را مانند آسمان ها هفت تا آفريد
و از ظـاهـر جـمـله (و مـن الارض مـثـلهـن ) بـر مـى آيـد كـه مـراد از (مـثـل ) مـثـليـت عـددى اسـت ، يـعـنـى هـمـانـطـور كـه آسـمـان هـفـت تـا اسـت ، زمـيـن هـم مـثـل آن هـفـت تـا اسـت ، حـال بـايـد ديـد مـنـظـور از هـفـت تـا زمـيـن چـيـسـت ؟ در ايـن باب چند احـتـمـال هـسـت : اول ايـنكه بگوييم منظور از هفت تا زمين هفت عدد از كرات آسمانى است ، كه سـاخـتـمـانش از نوع ساختمان زمينى است كه ما در آن زندگى مى كنيم . دوم اينكه بگوييم مـنـظـور از آن تنها زمين خود ما است ، كه داراى هفت طبقه است ، كه (چون طبقات پياز) رويهم قـرار دارند، و به تمام كره احاطه دارند، و ساده ترين طبقاتش همين طبقه اولى است كه ما روى آن قـرار داريـم . سـوم اينكه بگوييم منظور از زمين هاى هفتگانه اقليم ها و قسمت هاى هفت گانه روى زمين است ،
كه (علماى جغرافى قديم ) بسيط زمين را به هفت قسمت (و يا قاره ) تقسيم كرده اند اين چند وجـه وجـوهـى اسـت كـه هـر يك طرفدارانى دارد، و چه بسا با مراجعه به مطالبى كه در تفسير سوره حم سجده گذشت ، بتوان به احتمال چهارم دست يافت .
و چه بسا گفته باشند كه مراد از جمله (و من الارض مثلهن )، اين است كه خداى تعالى از زمـيـن چـيـزى خـلق كرده ، مثل آسمانهاى هفتگانه ، و آن عبارت است از انسان كه موجودى است مركب از ماده زمينى ، و روحى آسمانى ، كه در آن روح نمونه هايى از ملكوت آسمانى است .
و از ظاهر جمله (يتنزل الامـر بـيـنـهـن )، بر مى آيد كه ضمير در آن به كلمه (سموات ) و (ارض ) هر دو بر مى گردد، و منظور از كلمه (امر) همان امر الهى است كه آيه شريفه 

(انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون

تـفـسـيـرش كـرده ، مـى فـرمـايـد امـر خـدا هـمـان كـلمـه ايـجـاد اسـت ، و آن وقـت مـنـظـور از تـنـزل امـر بـيـن آسـمـانـهـا و زمـيـن ، شـروع كـردن بـه نـزول از مـصـدر ا