 زن و فرزند خود نيز شده ام . رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) به او فرمود: در نگهدارى اهلت همين بس است كه به ايشان امر كنى آنچه را كه به خودت امر مى كنى ، و ايشاءن را نهى كنى از آنچه كه خودت را نهى مى كنى .
و نـيـز در كـافـى بـه سـنـد خـود از سـمـاعـه از ابـى بـصـيـر روايـت كـرده كـه ذيـل آيـه (قـوا انفسكم و اهليكم نارا) گفته : از امام پرسيدم چگونه زن و فرزند را از آتـش دوزخ حـفـظ كنم ؟ فرمود: آنها را امر كن بدانچه كه خدا امر كرده ، و نهى كن از آنچه خـدا نـهـى كـرده ، اگـر اطـاعـتـت كـردنـد كـه تـو ايـشان را حفظ كرده اى ، و به وظيفه ات عـمـل نـموده اى ، و اگر نافرمانيت كردند خودشان گنهكارند، تو آنچه را بر عهده داشته اى ادا كرده اى .
مـؤ لف : ايـن روايـت را بـه طـرقـى ديـگـر از ذرعـه از ابـى بـصـير از آن امام بزرگوار نقل كرده .
و در الدر المـنـثـور اسـت كه : عبدالرزاق ، فاريابى ، سعيد بن منصور، عبد بن حميد، ابن جـريـر، ابـن مـنـذر، حـاكـم (وى حـديـث را صـحـيـح دانـسـتـه )، و بـيـهـقـى در كـتـاب المـدخـل ، از عـلى بـن ابـى طالب روايت آورده اند كه در تفسير آيه (قوا انفسكم و اهليكم نارا) فرمود: خود و زن و بچه خود را تعليم خير دهيد، و آنان را ادب نماييد.
و نـيـز در هـمـان كـتـاب اسـت كـه ابـن مـردويـه از زيـد بـن اسـلم روايـت كـرده كـه گـفـت : رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسلم ) آيه شريفه (قوا انفسكم و اهليكم نارا) را تـلاوت كـرد، و سـپـس در پـاسـخ كـسـانـى كـه پـرسـيـدنـد چـگـونـه اهل خود را از آتش حفظ كنيم ؟ فرمود: بدانچه خدا دوست مى دارد امرشان كنيد، و از آنچه خدا كراهت دارد نهى كنيد.
چند روايت پيرامون مراد از توبه نصوح و راجع به نور مؤ منين در روز قيامت 
و در كافى به سند خود از ابى الصباح كنانى روايت كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السـلام ) پـرسـيـدم آيه شريفه (يا ايها الذين امنوا توبوا الى اللّه توبه نصوحا) بـه چـه مـعـنـا است ؟ فرمود: به اينكه بنده خدا از گناهى توبه كند، و ديگر آن گناه را مـرتـكـب نـشـود (ايـن تـوبـه نـصـوح و خـالص اسـت ). مـحـمـد بـن فـضـيـل مى گويد: من از حضرت ابى الحسن (عليه السلام ) از اين آيه پرسيدم . فرمود: اينكه از گناه توبه كند و ديگر آن را تكرار نكند (تا آخر حديث ).
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه ابـن مـردويـه از ابـن عـبـاس روايـت كـرده كـه گـفـت : معاذ بن جـبـل بـن رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) عـرضـه داشـت : يـا رسول اللّه توبه نصوح چيست ؟ فرمود: اينكه بنده خدا از گناهى كه كرده پشيمان شود و به درگاه خدا عذرخواهى كند، و ديگر آن گناه را مرتكب نشود، همانطور كه شير بعد از دوشيدن ديگر به پستان برنمى گردد.
مؤ لف : روايات در اين معنا از طرق شيعه و سنى بسيار است .
و در كـافـى بـه سـنـد خـود از صـالح بـن سـهل همدانى روايت آورده كه گفت : امام صادق (عـليـه السـلام ) در تفسير آيه (يسعى نورهم بين ايديهم و بايمانهم ) فرمود: اينان امـامـان مـؤ منينند، كه در روز قيامت نورشان جلو پاى مؤ منين و طرف راست آنها به حركت در مى آيد. در نسخه اى ديگر آمده كه خود امامان جلو مؤ منين و طرف راست آنان به حركت در مى آيـنـد، و بـا نـور خـود راه مـؤ مـنـيـن را روشـن مـى كـنـنـد، تـا آنـان را بـه مـنـزلهـاى اهل بهشت برسانند.
و در تـفـسـيـر قـمـى آمـده كـه ابـى الجـارود از امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) نقل كرده كه در تفسير آيه بالا فرموده : هر كس آن روز نور داشته باشد نجات مى يابد، و البته هر مومنى در آن روز نور دارد.ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (10) 
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (11) 
وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ (12)

ترجمه آيات

خـداى تعالى براى كسانى كه كافر شدند مثلى زده و آن همسر نوح و همسر لوط است كه در تـحـت فـرمـان دو نـفر از بندگان صالح ما بودند، و اين دو زن به آن دو بنده صالح خـيـانـت كـردند و همسريشان با پيامبران هيچ سودى برايشان نكرد و از عذاب خدا جلوگير نـشـد و بـه ايـشـان گـفـتـه شـد داخـل آتـش شـويـد هـمـانـطـور كـه بـيـگـانـگـان بـا انبيا داخل مى شوند (10).
و نيز خداى تعالى براى كسانى كه ايمان آوردند مثلى مى زند و آن داستان همسر فرعون اسـت كه گفت : پروردگارا نزد خودت برايم خانه اى در بهشت بنا كن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده و از مردم ستمكار برهان (11).
و داسـتـان مـريم دختر عمران است كه بانويى پاك بود، و ما در او از روح خود دميديم و او كلمات پروردگار خود و كتب او را تصديق كرد و از خاشعان بود (12).

بيان آيات

تـــعـــريـــض شـــديـــد بـــه دو هـــمـــســـر پـــيــامـبـر (حـفـضـه و عـايـشـه ) بـا ذكـر دومثال بيانگر اينكه هيچ سبب و نسبتى ملاك كرامت و برترى نيست 
ايـن آيـات كـريـمـه مـتـضـمـن دو تـا مـثـل اسـت ، يـكـى مـثـلى كـه خـدا بـه وسـيـله آن حـال كـفـار را مـجـسـم مـى كـنـد، و يـكـى هـم مـثـلى كـه بـيـانـگـر حـال مـؤ مـنـين است ، مثل اول وضع كفار را در شقاوت و هلاكت روشن نموده ، بيان مى كند كه اگـر چـنـيـن شـدند به خاطر خيانتى بود كه به خدا و رسولش كردند، و سرانجام خيانت بـه خـدا و رسول همين است ، از هر كس كه مى خواهد سر بزند، هر چند از كسى سر بزند كـه وابـسـتـه و مـتـصـل بـه انـبـيـا بـاشـد، و مـثل دومى بيانگر اين حقيقت است كه سعادت و رسـتـگـارى مـؤ مـنـيـن هـم تـنـهـا بـه خـاطـر ايـمـان خـالصـشـان بـه خـدا و رسـول و قـنـوتـشـان و حـسـن اطاعتشان بوده ، و اتصال و خويشاوندى كه با كفار داشتند ضـررى بـه حـالشـان نـداشـت ، پس معلوم مى شود ملاك كرامت نزد خدا تنها و تنها تقوى است و بس .
و بـراى مـجـسـم كـردن ايـن مـعـنـا نـخـسـت حـال ايـن طـايـفـه اول را به حال دو تا زن تاريخ مثل مى زند، كه هر دو همسر دو پيامبر بزرگوار بودند، دو پـيـامـبرى كه خداى تعالى عبد صالحشان ناميده - و چه كرامتى بزرگتر از اين - و با اين حال دو زن به آن دو بزرگوار خيانت كردند، و در نتيجه فرمان الهى رسيد كه با سـايـر دوزخـيـان داخـل دوزخ گردند، پس اين دو زن همسر و هم بستر دو پيامبر بزرگوار بـودنـد، امـا همسرى آنان سودى به حالشان نبخشيد، و بدون كسب كمترين امتيازى در زمره هالكان به هلاكت رسيدند.
و طـايـفـه دوم 