صه كرد، دعايى كه جـز اين معنا نمى دهد كه او از تمامى سرگرمى هاى دنيا و هر چيزى كه آدمى را از خدا بى خـبـر مـى كـنـد قـطع رابطه كرده ، و به پروردگار خود پناهنده شده ، و جز اين آرزويى نـداشـتـه كـه بـا خـدا نـزديـك بـاشـد، و در دار كـرامـت او منزل گزيند.
مـى فـرمـايـد: (امـرات فـرعـون )، بـراى مـؤ مـنـيـن هـمـسـر فـرعـون را مثل مى زند، نام آن جناب به طورى كه در روايات آمده آسيه بوده : (اذ قالت رب ابن لى عـنـدك بيتا فى الجنه )، در اين دعا خانه اى درخواست كرده كه هم نزد خدا باشد و هم در بـهشت ، وبدان است كه بهشت دار قرب خدا و جوار رب العالمين است ، همچنان كه خود خداى تـعـالى فـرمـوده : (احـيـاء عـنـد ربـهـم يـرزقون ) علاوه بر اين ، حضور در نزد خداى تعالى و نزديكى او كرامتى است معنوى ، و استقرار در بهشت كرامتى است صورى ، پس جا دارد كه بنده خدا هر دو را از خدا بخواهد.
(و نـجنى من القوم الظالمين ) - منظورش از قوم ظالمين همان قوم فرعون است و دعا در حـقـيـقـت بـيـزارى ديـگـرى است از فرعونيان ، و از خداى تعالى درخواست مى كند، او را از جـامـعـه اى سـتـمـكـار نـجـات دهـد، هـمـچـنـان كـه جـمـله قبلى درخواست نجات از مجتمع خاص خانوادگى بود.

و مريم ابنت عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا...

اين آيه عطف است به جمله (امرات فرعون )، و تقديرش اين است كه : (و ضرب اللّه مثلا للذين امنوا مريم ... - خداوند مريم را مثل زده براى كسانى كه ايمان آورده اند...).
در خـصـوص مـريـم (عـليـهـاالسـلام ) مـى بينيم كه به نام مباركش تصريح نموده ، ولى دربـاره همسر فرعون چنين كارى نكرد، اصولا در قرآن كريم جز مريم نام هيچ زنى برده نشده ، تنها آن جناب است كه در حدود بيست و چند سوره و در سى و چند آيه نام او را برده است .
اوصاف و فضائل مريم (ع )
(التـى احـصـنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا) - در اين قسمت از آيه مريم را به خاطر عـفتش مى ستايد، و ستايش مريم (عليهاالسلام ) در قرآن كريم مكرر آمده ، و شايد اين به خـاطـر رفـتـار ناپسندى باشد كه يهوديان نسبت به آن جناب رواداشته ، و تهمتى باشد كـه ايـشـان بـه وى زدنـد، و قـرآن كـريـم در حكايت آن مى فرمايد: (و قولهم على مريم بـهـتـانـا عـظـيما) و در سوره انبياء هم نظير اين قصه آمده مى فرمايد: (و التى احصنت فرجها فنفخنا فيها).
(و صـدقـت بـكـلمـات ربـهـا) - يـعـنـى مـريـم كـلمـات پـروردگـار خـود را كـه بـه قـول بـعـضى همان وحى انبيا باشد، تصديق كرد. بعضى ديگر گفته اند: مراد از كلمات خـداى تعالى در اينجا وعده و تهديد و امر و نهى خداست . ولى اين وجه درست نيست ، زيرا بـنـابـر ايـن ، ديگر احتياج نبود نام كتب خدا را ببرد، چون كتب آسمانى همان وعده و وعيد و امر و نهى است .
(و كـتبه ) - منظور از كتب خداى تعالى همان كتبى است كه شرايع خداى تعالى در آن اسـت ، شـرايـعـى كـه از آسـمـان نـازل شـده ، مـانـنـد كـتـاب تـورات و انـجـيـل ، و اصـطـلاح قـرآن هـم در كتب آسمانى همين است ، و شايد منظور از تصديق كلمات پـروردگـارش و تـصـديـق كـتب خداى تعالى اين باشد كه مريم (عليهاالسلام ) صديقه بـوده ، هـمـچـنـان كـه در آيـه زيـر فـرمـوده : (مـا المـسـيـح بـن مـريـم الا رسول قد خلت من قبله الرسل و امه صديقه ).
(و كـانـت مـن القـانـتـيـن ) - يـعـنـى مريم از زمره مردمى بود كه مطيع خدا و خاضع در بـرابـر اويـنـد، و دائمـا بـر ايـن حال هستند، و اگر مريم (عليهاالسلام ) را با اينكه زن بـود، فـردى از قـانـتـيـن خـوانـد با اينكه كلمه مذكور جمع مذكر است ، بدين جهت بود كه بيشتر قانتين مردان هستند.
مـؤ يـد ايـنـكـه قـنوت به اين معنا است اين است كه قنوت به همين معنا در آيه اى ديگر، در خصوص مريم (عليهاالسلام ) آمده ، آنجا كه ملائكه به حكايت قرآن كريم مريم را ندا داده مى گويند: (يا مريم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين ).
ولى بعضى از مفسرين احتمال داده اند مراد از قانتين خصوص قوم و قبيله خود مريم باشد، چـون آن جـنـاب از خـانـدان و از بـيـتـى بـه وجـود آمـد كـه عـمـومـا اهـل صـلاح و طـاعـت بـودنـد. ولى ايـن احتمال بعيد است ، اولا به خاطر وجهى كه قبلا ذكر كـرديـم ، و ثـانـيـا بـه خـاطـر ايـنـكـه آيـه شـريـفـه در مقام تعريض به دو تن از زنان رسـول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) است ، و در چنين مقامى مناسب آن است كه منظور از قانتين عموم اهل طاعت و خضوع براى خدا باشد.
بحث روايتى 
در تفسير برهان از شرف الدين نجفى ، و او بدون ذكر سند از امام صادق (عليه السلام ) روايـت كرده كه در شاءن نزول آيه شريفه (ضرب اللّه مثلا للذين كفروا امرات نوح و امـرات لوط...) فـرمـوده : ايـن مـثـل را خـداى تعالى براى عايشه و حفصه زده ، كه عليه رسـول خـدا (صـلى اللّه عليه و آله وسلم ) و در دشمنى با آن جناب دست به دست هم داده ، سر او را فاش كردند.
(رواياتى پيرامون فضيلت فاطمه (ع )، خديجه ، مريم و آسيه 
و در مـجـمع البيان از ابو موسى از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) روايت كرده كـه فـرمـود: از مردان ، بسيارى به حد كمال رسيدند، ولى از زنان به جز چهار نفر به حـد كـمـال نرسيدند، اول آسيه دختر مزاحم همسر فرعون ، و دوم مريم دختر عمران ، و سوم خديجه دختر خويلد، و چهارم فاطمه دختر محمد (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) بودند.
و در الدر المـنـثـور اسـت كـه احمد و طبرانى و حاكم ، (وى حديث را صحيح دانسته )، از ابن عـبـاس روايـت كـرده انـد كـه گـفـت : رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليه و آله وسلم ) فرموده : افـضـل زنـان اهـل بـهشت ، خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد (صلى اللّه عليه و آله وسـلم )، و مريم دختر عمران ، و آسيه دختر مزاحم همسر فرعون است ، و در فضيلت او همين بـس كـه خـداى تـعـالى داسـتـانش را در قرآن براى ما ذكر كرده كه گفت : (رب ابن لى عندك بيتا فى الجنه ).
و در هـمـان كـتـاب آمـده كـه طـبـرانـى از سـعـد بـن جـنـاده روايـت كـرده كـه گـفـت : رسـول خـدا (صـلى اللّه عليه و آله وسلم ) فرمود: خداى تعالى مريم دختر عمران و همسر فرعون و خواهر موسى را در بهشت به ازدواج من در آورد.
درباره نحوه كشته شدن همسر فرعون ) 
مؤ لف : به طورى كه از روايات برمى آيد آسيه همسر فرعون به دست همسرش فرعون كـشـتـه شـد، چـون فـرعـون به دست آورده بود كه وى به خداى يگانه ايمان آورده ، و اما اينكه به چه صورت كشته شده ، روايات اختلاف دارند.
در بعضى از آنها آمده كه : وقتى فرعون مطلع شد كه همسرش به خدا ايمان آورده ، به او تـكـليـف كـرد كـه بـه كـفـر برگردد، و او زير بار نرفت و حاضر نشد جز خدا كسى را بپرستد، فرعون دستور داد سنگ بسيار بزرگى بر سرش بيفكنند، به طورى كه زير سنگ خرد شود، و مامورينش همين كار را كردند.
و در بـعـضـى ديـگر آمده كه : وقتى او را براى عذاب حاضر كردند، دعايى كرد كه خداى تعالى آن را در قرآن كريم حكايت نموده ، و آن اين بود كه گفت (رب ابن لى عندك بيتا فـى الجـنـه ...)، و خـداى تـ