ـاه فـرمـود: و مـهـم هـم هـمـان كـيـفـيـت اسـت ، انـجـام خـود عـمـل خـيلى دشوار نيست ، اين دشوار است كه انسان آن را خالص انجام دهد، و همچنان خالص بـاقـيـش بـدارد، و آگـاه بـاشـيـد كـه عـمل خالص آن عملى است كه نخواهى مردم تو را در بـرابـر آن بـسـتـايـنـد، و جـز خـدا كـسـى را مـنـظـور نـداشته باشى . آرى نيت مهم تر از عـمـل اسـت ، آگاه و هوشيار باشيد كه ارزش عمل به همان نيت است . و در پايان اين آيه را تـلاوت كـردنـد: (كـل يـعـمـل عـلى شـاكـلتـه ) يـعـنـى هـر كـسـى بـر نـيـت خـود عمل مى كند.
و در مـجـمـع البـيـان آمـده كـه ابـو قـتـاده گـفـت : مـن از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) از جمله (ايكم احسن عملا) پرسيدم ، كه منظور از آن چيست ؟ فرمود: منظور اين
كـه كـدام يـك از شـمـا عـقـل بـهـتـرى داريـد. آنـگـاه فـرمـود: عقل آن كس از شما كاملتر است كه خوفش از خدا بيشتر باشد، و بهتر در اوامر و نواهى او نظر كند، هر چند كه عمل مستحبى او كمتر باشد.
و نـيـز در هـمـان كـتـاب از ابـن عـمـر نـقـل كـرده كـه گـفـت : رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) آيـه (تبارك الذى بيده الملك ... ايكم احسن عملا) را تلاوت كرد، و در معناى جمله آخر فرمود: يعنى كدامتان از حرامهاى خدا بيشتر مى پرهيزد، و واجبات خدا را سريع تر انجام مى دهد.
و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه (الذى خلق سبع سموات طباقا) آمده كه يعنى روى هم قرار گرفته اند.
و در همان كت اب درباره جمله (من تفاوت ) فرموده : يعنى از فساد. و نيز در همان كتاب در ذيل جمله (ثم ارجع البصر) آمده كه : در ملكوت آسمانها و زمين نظر بيفكن .
و در همان كتاب درباره جمله (بمصابيح ) آمده كه : يعنى به ستارگان .
و در همان كتاب درباره جمله (سمعوا لها شهيقا) آمده : يعنى صداى افتادن در آتش را مى شنوند.
و در هـمـان كـتاب در رابطه با جمله (تكاد تميز من الغيظ) آمده : يعنى غيظ بر دشمنان خدا.
و در هـمـان كـتـاب دربـاره جـمـله (و قـالوا لو كـنـا نـسـمـع او نعقل ما كنا فى اصحاب السعير) آمده كه فرمود: منظور اين نيست كه گوشها نشنيدند، و فـهـم هـا درك نـكـردند، نه ، هم شنيدند و هم درك كردند، ولى اطاعت نكردند و نپذيرفتند، دليـل بـر ايـنـكـه هـم شنيدند و هم فهميدند اين است كه مى فرمايد: (فاعترفوا بذنبهم فسحقا لاصحاب السعير).
مـولف : مـعـنـى ايـن آيـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه مـنـظـور از نـشـنـيـدن و تـعـقـل نكردن همان اطاعت نكردن و نپذيرفتن بعد از شنيدن و فهميدن است ، و خداى تعالى همين جمله (اگر مى شنيديم و مى فهميديم ) را اعتراف به گناه خواند، و معلوم است كه وقـتـى عـمـلى گـنـاه مـى شـود كـه فـاعـلش بـه بـدى آن عـمـل عـلم داشـتـه بـاشـد، يـا عـلم سـمـعـى يـعـنـى دليـل نـقـلى ، و يـا عـلم عـقـلى يـعـنـى دليل عقلى .هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ (15) 
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ (16) 
أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِباً فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ (17) 
وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ (18) 
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ (19) 
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ (20) 
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ (21) 
أَفَمَن يَمْشِي مُكِبّاً عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيّاً عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (22)

ترجمه آيات 

او است آن كسى كه زمين را براى شما رام كرده پس در اقطار آن آمد و شد كنيد و از رزق آن بخوريد و بدانيد كه زنده شدن بار ديگر شما به سوى او است (15).
چـگـونـه خـاطـرتـان جمع و ايمن از اين است كه فرشتگان آسمان ، زمين را در زير پايتان بشكافند يا اينكه اگر چنين كنند زمين چون گهواره درمى آيد؟ (16).
و آيـا ايـمـن هـسـتـيد از اينكه آنان كه در آسمانند سنگ پاره ها را بر سرتان ببارند اگر اينطور است پس به زودى خواهيد فهميد كه تهديد چيست (17).
ايـن غـفـلت تنها از شما نيست كسانى هم كه قبل از شما بودند پيامبران را تكذيب كردند و نمى دانند كه به چه عقوبتى گرفتار شدند (18).
مـگـر پـرواز مـرغـان بـر بـالاى سـر خـود را نـديـدنـد كـه چـگـونـه پـر و بال خود را باز و بسته مى كنند و جز رحمان كسى آنها را در فضا نگه نمى دارد. آرى او به هر چيزى بينا است (19).
آيا چه كسى است آن كسى كه شما او را به جاى رحمان ياور و لشكر خود مى پنداريد تا شـمـا را يـارى كـند؟ نه ، كافران هيچ يك از آنچه گفتيم ندارند تنها سرمايه آنان غرور است و بس (20).
و يـا كسى را كه خدا مى دانيد اگر اللّه به شما رزق ندهد او مى دهد؟ نه ، هرگز، بلكه كفار با روشن شدن حق از آن دورى مى كنند و در گريز از آن لجاجت مى ورزند (21).
پـس آيـا كـسـى كـه بـا صـورت روى زمـيـن مـى خـزد هدايت يافته تر است و يا آن كس كه استوار و راست قامت در صراط مستقيم گام برمى دارد؟ (22).

بيان آيات

پاره اى از نشانه هاى تدبير الهى 
در ايـن آيات پشت سر هم ، نشانه هاى تدبير الهى را ذكر مى كند، تدبيرى كه ربوبيت آن جناب را اثبات مى نمايد، و اين نشانه ها را با انذار و تخويف ذكر نموده ، مى فرمايد: (هو الذى جعل لكم الارض ذلولا)، دنبالش مى فرمايد: (او لم يروا الى الطير)، كه بعد از انذار در آيه (الذى خلق الموت و الحيوه ) و آيه (الذى خلق سبع سموات ...) و آيه (و لقد زينا...) قرار گرفته .

هو الذى جعل لكم الارض ذلولا فامشوا فى مناكبها و كلوا من رزقه و اليه النشور

كـلمـه (ذلول ) در مـركـب ها به معناى مركب رام و راهوار است ، مركبى كه به آسانى مى توان سـوارش شـد، و اضـطـراب و چـمـوشـى نـدارد. و كـلمـه (مناكب ) جمع منكب است ، كه نام مـحـل بـرخـورد اسـتـخوان باز و با شانه است ، و اگر نقاط مختلف زمين را منكب ها خوانده ، اسـتـعـاره اسـت . راغـب مـى گـويـد اسـتـعـاره آوردن مـنـكـب بـراى زمـيـن ، مـثـل استعاره آوردن (ظهر - پشت ) براى زمين در آيه 45 سوره فاطر است : (ما ترك عـلى ظـهـرها من دابه - هيچ جنبنده اى بر پشت زمين زنده و باقى نمى گذاشت .) و اگر زمـيـن را - چـون اسـبى - رام خواند، و قطعات آن را (پشت )، (گرده ) و منكب (شانه ) ناميد، به اين اعتبار بود كه زمين براى انواع تصرفات
انـسـان رام است ، نه چموشى - زلزله - دارد، و نه از تصرفات بشر امتناع مى ورزد. مـفـسـريـن ديـگر در توجيه ذلول بودن و منكب داشتن زمين توجيهات مختلفى دارند كه تمام آنها به همين توجيه ما برمى گردد.
امـر در جـمـله (بخوريد از رزق آن ) امر وجوبى نيست ، بلكه تنها جواز و اباحه را مى رسـانـ