ت اين بود كه مردى راه مى افتاد تا به نزد كاهن برود، و معتقد بود شيطان به كاهن وحى مى كند، و از كاهن مى خواست تا به شيطان بگويد فلان شخص به تو پناه برده .
و نيز در همان كتاب در تفسير آيه (فمن يومن بربه فلا يخاف بخسا و لا رهقا) آمده كه فرمود: (بخس ) به معناى نقصان و (رهق ) به معناى عذاب است .
و از عالم سؤ ال شد آيا مؤ منين از جن داخل بهشت مى شوند؟ فرمود: نه ، و ليكن خداى تعالى بين بهشت و دوزخ حظيره ها و دشتهايى دارد كه مؤ منين جن و فاسقان شيعه در آنجا منزل مى كنند.
مؤ لف : گويا منظور از اين حظيره ها بعضى از درجات بهشت باشد، كه پايين تر از بهشت صالحان است .
اين را هم بايد دانست كه در بعضى از روايات از طرق ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) هدى و طريقه بر ولايت على (عليه السلام ) تطبيق شده . كه صرفا همان تطبيق كلى بر مصداق است نه تفسير.وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً (18) وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً (19) قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً (20) قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلَا رَشَداً (21) قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَداً (22) إِلَّا بَلَاغاً مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً (23) حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِراً وَأَقَلُّ عَدَداً (24) قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً (25) عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً (26) إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً (28)

ترجمه آيات

و اينكه مساجد از آن خداست پس با خدا احدى را مخوانيد (18 ).
و اينكه وقتى بنده خدا (محمد ) برخاست تا او را عبادت كند جمعيت بسيارى دورش جمع شدند (19).
(اى محمد) بگو من تنها پروردگارم را مى خوانم و احدى را در عبادتم شريك او نمى سازم (20).
بگو من به خودى خودم هيچ نفع و ضررى و هيچ رشد و هدايتى را بگو احدى نيست كه مرا از عذاب خدا پناه دهد و من به جز او هيچ پناهگاهى ندارم (22).
تنها وظيفه من رساندن رسالتهاى او به مردم است و كسى كه خدا و رسولش را نافرمانى كند آتش جهنم براى ابد نصيبش خواهد شد (23).
كفار همچنان رسول خدا را ضعيف و خوار مى شمارند تا روزى كه ببينند آنچه را كه وعده داده شده بودند، پس به زودى به دست خواهند آورد كه ياور چه كسى ناتوان و اندك است (24).
بگو من خود نمى دانم كه آن عذابى كه وعده اش رابه شما داده اند نزديك است و يا پروردگارم مدتى براى آن مقرر فرموده (25).
عالم به غيب اوست پس جز او كسى غيب نمى داند چون او كسى را بر غيب خود مسلط نمى كند (26).
مگر كسى از رسولان را كه شايسته و مرضى اين كار بداند كه خدا براى چنين كسانى از پيش رو و پشت سر حافظانى در كمين مى گمارد (27).
تا معلوم كند آيا رسالات پروردگار خود را ابلاغ كردند يا نه و او بدانچه در نفس رسولان است نيز احاطه دارد و عدد هر چيزى را شمرده دارد (28).

بيان آيات

در اين آيات مساءله نبوت تسجيل شده ، و مساءله وحدانيت خداى تعالى و مساءله معاد را به عنوان نتيجه از داستان جن ذكر مى كند.

و ان المساجد لله فلا تدعوا مع اللّه حدا

اين آيه عطف است بر آيه (انه استمع ) و جمله (ان المساجد لله ) به منزله تعليل براى جمله بعد است كه مى فرمايد: (پس با خدا احدى را نپرستيد و نخوانيد)، پس در حقيقت تقدير آيه چنين است : (لا تدعوا مع اللّه حدا غيره لان المساجد لله با خدا احدى غير او را مخوانيد، براى اينكه مساجد تنها مال او است ). و مراد از دعا عبادت و پرستش است ، در جاى ديگر هم عبادت را دعا و دعا را عبادت خوانده و فرموده : (و قال ربكم ادعونى استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين ) .
وجوه مختلف درباره مراد از اينكه مساجد از آن خدا است (و انّ المساجد للّه ...) 
مفسرين در اينكه منظور از (مساجد) چيست اختلاف كرده اند، بعضى گفته اند: مراد از آن ، كعبه است . بعضى گفته اند: مسجد الحرام است . بعضى آن را مسجد الحرام و مسجد الاقصى دانسته اند. و اشكالى كه به اين سه قول وارد است اين است كه كلمه (مساجد) جمع است ، و با يك مسجد و دو مسجد منطبق نمى شود.
بعضى ديگر گفته اند: همه حرم است . اين قول هم بدون دليل حرف زدن است . بعضى گفته اند: همه سطح زمين است ، چون رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: (همه زمين را براى من مسجد و طهور كردند)، اين حديث هم به بيش از اين دلالت ندارد كه امت اسلام مى توانند در هر نقطه از زمين نماز بخوانند، به خلاف آنچه از كيش يهود و نصارى مشهور است كه نمازشان تنها بايد در كنيسه و كليسا واقع شود حديث تنها جواز را مى رساند، و اما اينكه همه زمين را مسجد بخواند تا هر جا كلمه مساجد گفته شد شامل قطعه قطعه هاى سطح زمين گردد چنين دلالتى ندارد.
بعضى هم گفته اند: مراد از آن نمازها است كه جز براى خدا خوانده نمى شود، اين نيز بدون دليل سخن گفتن است .
و از امام جواد (عليه السلام ) روايت شده كه مراد از مساجد اعضاى هفتگانه بدن آدمى است كه در هنگام سجده بايد روى زمين قرار گيرد و عبارتند از: پيشانى ، دو كف دست ، دو سر زانو و دو سر انگشتان بزرگ پا، كه روايتش به زودى در بحث روايتى از نظر شما خواهد گذشت ان شاء الله ، و همين معنا از سعيد بن جبير و فراء و زجاج نيز نقل شده .
و اما با در نظر گرفتن اين حديث آنچه به نظر ما مناسبتر است اين است كه بگوييم : مراد از (براى خدا بودن مواضع سجده از انسان اين است كه مواضع هفتگانه سجود تشريعا به خدا اختصاص دارد (نه اينكه غير از اين هفت عضو از بدن انسان ملك خدا نيست . نه ، همه ملك تكوينى خدا هست و اين هفت عضو تشريعا هم از آن خداست ) و مراد از (دعاء) كه فرموده (پس غير خدا را نخوانيد) نيز همان سجده است ، چون روشن ترين مظاهر و مصاديق عبادت و يا خصوص نماز همان سجده است ، و اصلا نماز به خاطر سجده است ، كه عبادت ناميده مى شود.
و معناى آيه اين است كه : بگو به من وحى شده كه چند نفر جنى چنين و چنان كردند، و نيز به من وحى شده كه اعضاى سجده مختص به خداى تعالى است ، پس سجده را تنها براى خدا كنيد، و اين اعضا را در سجده براى او بكار بنديد - و يا او را تنها با اين اعضا عبادت كنيد - و سجده مكنيد و يا عبادت مكنيد غير او را.
مراد از كسانى كه چون پيامبر (صلى اللّه عليه وآله ) به نماز مى ايستاد در  اطرافشگرد مى آمدند (كاد و يكونون عليه لبدا)

و انه لما قام عبد اللّه يدعوه كادوا يكونون عليه لبدا

كلمه (لبد) - به كسره لام و فتحه باء جمع لبده - به ضمه لام و سكون باء - است ، و لبده به معناى مجتمع