وا مع اللّه حدا هم ) همين است كه چيزى كه خاص خدا است نبايد قطع شود (تا آخر حديث ).
و در كافى به سند خود از حماد بن عيسى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در حديثى گفت : و سجده كرد، امام صادق (عليه السلام ) بر هشت استخوان ، يعنى دو كف دست و دو سر زانو و دو انگشت ابهام پا و پيشانى و بينى ، و آنگاه فرمود هفت موضع آن واجب است ، و آنها همان مواضعى است كه خداى تعالى در كتابش آورده و فرموده : (و ان المساجد لله فلا تدعوا مع اللّه حدا) و آن عبارت است از پيشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو ابهام پا، و اما نهادن بى نى بر خاك مستحب است .
و از كتاب خرائج و جرائح از محمد بن فضل هاشمى ، از حضرت رضا (عليه السلام ) روايت شده كه آن جناب نظر كرد به ابن هذاب ، و سپس فرمود: اگر به تو خبر دهم كه در همين روزها يكى از ارحامت كشته مى شود، آيا تصديقم مى كنى ؟ گفت : نه ، براى اينكه كسى به جز خداى تعالى غيب نمى داند. فرمود: مگر اين خداى تعالى نيست كه مى فرمايد: (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول )، پس رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) كه مرضى نزد خدا است غيب مى داند، ما هم ورثه همان رسولى هستيم كه خدا او را به هر مقدار از غيب خود خواسته آگاه كرده ، پس ما هم مى دانيم آنچه شده و آنچه كه تا روز قيامت خواهد شد.
مولف : روايات در اين باب از حد شمار بيرون است ، و مدلول آنها اين است كه : رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) علم غيب را از راه وحى از خداى تعالى گرفته ، و امامان (عليهم السلام ) از آن جناب به ارث گرفته اند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:985.txt:آیات 1 - 19">آیات 1 - 19</a><a class="text" href="widget:text:986.txt:آیه 20">آیه 20</a></body></html>بسم اللّه الرحمن الرحيم

يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ (1) قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً (2) نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً (3) أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً (4) إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً (5) إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءاً وَأَقْوَمُ قِيلاً (6) إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلاً (7) وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً (8) رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً (9) وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً (10) وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلاً (11) إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالاً وَجَحِيماً (12) وَطَعَاماً ذَا غُصَّةٍ وَعَذَاباً أَلِيماً (13) يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيباً مَّهِيلاً (14) إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شَاهِداً عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولاً (15) فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذاً وَبِيلاً (16) فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيباً (17) السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً (18) إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً (19)

ترجمه آيات

به نام خداوند بخشايشگر و مهربان هان اى جامه به خود پيچيده ! (1).
پاره اى از شب به جز اندكى از آن را بر خير و زنده بدار (2)
يا نصف آن را و يا كمى كمتر از نصف را (3).
و يا اندكى بر نصف بيفزا و قرآن را شمرده شمرده بخوان (4).
آماده باش كه به زودى كلامى سنگين بر تو نازل مى كنيم (5).
(كلامى كه قبلا بايد خود را براى تحملش آماده كرده باشى ) و بهترين وسيله براى صفاى نفس و سخن با حضور قلب گفتن هنگام شب است كه خدا آن را پديد آورده (6).
چون تو در روز دوندگى و مشاغل بسيار دارى (7).
و ذكر خدا را بگو و دست حاجت به سويش دراز كن (8 ).
همان پروردگار مشرقها و مغربهاى عالم كه بجز او معبودى نيست پس او را وكيل خود بگير(9).
و در برابر زخم زبانهاى مشركين صبر كن و اگر هم قهر مى كنى قهرى ملايم و خوشايند و سازنده بكن (10).
و اما تكذيب گران كه بجز داشتن نعمت من انگيزه اى براى تكذيب آيات من ندارند امرشان را به خود من واگذار كن و اندكى مهلتشان ده (11).
كه نزد ما انواع شكنجه ها و در آخر عذاب دوزخ هست (12).
و طعامى گلوگير و عذابى دردناك است (13).
در روزى كه زمين و كوهها به لرزه در آيند و كوهها چون تلى از ماسه شوند (14).
هان اى انسانها! ما رسولى به سوى شما گسيل داشتيم كه شاهد بر شما نيز هست همانطور كه رسولى به سوى فرعون فرستاديم (15).
ولى فرعون از اطاعتش سر برتافت پس او را به عذابى سخت بگرفتيم (16).
شما اگر كفر بورزيد چگونه مى توانيد از عذاب قيامت خود را كنار بكشيد روزى كه كودكان را پير مى كند (17).
و آسمان به وسيله تحول آن روز شكافته مى شود و وعده خدا شدنى است (18).
و اين محققا تذكر است پس اگر كسى خواست مى تواند راهى به سوى پروردگارش اتخاذ كند (19).

بيان آيات

اين سوره رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را امر مى كند به اينكه نماز شب بخواند، تا به اين وسيله آماده و مستعد گرفتن مسؤ وليتى گردد كه به زودى به او محول مى شود، و آن قرآنى است كه به وى وحى خواهد شد، و دستورش مى دهد در برابر حرفهاى بيهوده اى كه دشمنان مى زنند، و شاعر و كاهن يا ديوانه اش مى خوانند صبر كند، و به نحوى پسنديده از آنان كناره گيرى نمايد، و در اين آيات تهديد و انذارى هم به كفار شده ، و حكم صبر را به همه مؤ منين تعميم داده ، در آخر تخفيفى را كه براى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) و مؤ منين قائل شده ذكر مى كند.
و اين سوره از نخستين سوره هايى است كه در اول بعثت نازل شده . حتى بعضى گفته اند: دومين يا سومين سوره اى است كه بر قلب مقدس نبى اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نازل شده است .
مفاد خطاب (يا اءيّها المزّمّل ) 

يا ايها المزمل

كلمه (مزمل ) - با تشديد زاء و تشديد ميم - در اصل (متزمل ) بوده ، اسم فاعل از باب تفعل (تزمل ) است ، و معنايش لفافه به خود پيچيده است . كسى كه جامه يا چيزى به خود مى پيچد تا بخوابد يا مثلا سرما را دفع كند، آن را (مزمل ) مى گويند، و از ظاهر اين جمله بر مى آيد در آن ساعتى كه اين سوره نازل مى شده آن جناب جامه اى را به خود پيچيده بوده ، از اين جهت به (مزمل ) مورد خطاب قرار گرفته .
اين را بدان جهت گفتيم كه كسانى خيال نكنند اين خطاب جنبه توبيخ و يا تحسين دارد، بله ممكن است از سياق آيات استفاده شود كه گويا آن جناب در مقابل دعوتش مورد استهزا و اذيت قرار گرفته ، و براى خاطر خدا اندوهناك شده ، و براى دفع غم و اندوه خود جامه اى به خود پيچيده تا لحظه اى استراحت كند، در اين هنگام خطاب شده كه اى جامه به خود پيچيده بر خيز، نماز شب بخوان و در برابر آنچه به تو مى گويند صبر كن ، همانطور كه به عموم مسلمانان سفارش كرده براى مقاوم شدن در برابر ناملايمات از صبر و نماز كمك بخواهند، (استعينوا بالصبر و الصلوه ) با اين دستور به آن جناب فهمانده كه بايد خود را در مقابل اندوه هاى بز