رين ذكر كرده اند.
ولى ممكن است كلمه (هذه ) را اشاره به آيات اول سوره بگيريم كه به شب زنده دارى و تهجد سفارش مى كرد، و بگوييم اين آيه مى خواهد خطاب اختصاصى به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در اول سوره را به همه مؤ منين عموميت دهد، و به طور كلى بفرمايد: (فمن شاء....) مويد اين احتمال اين است كه آيه مورد بحث عينا در سوره دهر هم آمده ، و در آنجا بعد از آيه اى قرار گرفته كه از نماز شب سخن مى گويد و مى فرمايد: (و سبحه ليلا طويلا)، و از اين معنا مى توان نتيجه گرفت كه نماز شب راه مخصوصى است كه آدمى را به سوى پروردگارش هدايت مى كند.
بحث روايتى  
رواياتى درباره نزول آيات : (يا ايّها  المزّمّل قماللّيل الّا قليلا...)
در الدر المنثور است كه بزار و طبرانى در كتاب اوسط، و ابو نعيم در كتاب (دلائل )، از جابر روايت كرده اند كه گفت : قريش در دارالندوه جلسه اى تشكيل دادند، كه بياييد براى اين مرد (رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نامى انتخاب كنيد، كه مردم با شنيدن آن نام و عنوان ديگر دورش جمع نشوند، و از او فاصله بگيرند. عده اى گفتند چطور است او را كاهن بناميم . جمعى گفتند ديوانه اش معرفى كنيم . عده اى ديگر گفتند اتهام ديوانگى به او نمى چسبد. جمعى پرسيدند چطور است ساحرش بخوانيم ؟ گفتند: نه ، ساحر هم نيست ، گفتند: كار ساحران را مى كند، چون بين دو دوست را به هم مى زند، و در آخر به همين معنا راى دادند و متفرق شدند.
جريان به اطلاع رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) رسيد، از شدت اندوه خود را در ملحفه اى پيچيد، جبرئيل به حضورش آمد و عرضه داشت : (يا ايها المزمل )، (يا ايها المدثر) .
مؤ لف : آخر روايت خالى از سؤ ال نيست ، براى اينكه از ظاهر آن بر مى آيد هر دو سوره با هم نازل شده ، علاوه بر اين از آيات قرآن و حتى از سوره مدثر برمى آيد كه مشركين هر تهمت ناروايى به آن جناب زده اند: كاهن ، ساحر، مجنون ، و شاعرش خوانده اند، و تنها به تهمت زدن به ساحر كه روايت مى گويد، اكتفا نكرده اند، از اين هم كه بگذريم در هيچ جاى قرآن نيامده كه اين تهمت را به آن جناب زده باشند كه بين دوستان را به هم مى زند.
و در همان كتاب آمده كه عبد اللّه بن احمد در كتاب (زهد) و محمد بن نصر در كتاب (الصلوه ) از عايشه روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شبها بسيار كم مى خوابيد، چون خداى تعالى دستور داده بود (قم الليل الا قليلا) .
و در تفسير كشاف از عايشه روايت كرده كه در پاسخ شخصى كه پرسيده بود تزميل (روانداز ) رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) چه بود؟ گفت رواندازى بود به طول چهارده ذراع ، كه من در زير نيمى از آن مى خوابيدم ، و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بر روى نيم ديگرش نماز مى خواند، پرسيدند از چه جنسى بود؟ گفت به خدا سوگند نه خز بود و نه قز (ابريشم غير مرغوب ) و نه پوست مرعز، و نه ابريشم ، و نه پشم ، رويه آن از مو و آستريش از كرك بود.
مؤ لف : اهل فن اين روايت را به جعلى بودن متهم كرده اند، و درست هم هست ،
براى اينكه آن زمانى كه اين سوره كه ابتدايى ترين سوره هاى قرآن است در مكه نازل مى شد، عايشه همسر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نشده بود، ازدواج آن جناب با وى بعد از هجرت در مدينه واقع شد.
و از كتاب جوامع الجامع نقل شده كه گفته است : در روايتى آمده كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) داخل خانه خديجه شد، در حالى كه از شدت كوفتگى و فزع و ترس نمى توانست روى پاى خود بايستد، و فرمود: مرا بپيچيد، چيزى نگذشت كه جبرئيل ندايش در داد كه : (يا ايها المزمل ) .
و در الدر المنثور است كه عبد بن حميد و ابن جرى رو ابن ابى حاتم از سعيد بن جبير روايت كرده اند كه گفت : وقتى آيه (يا ايها المزمل قم الليل الا قليلا) نازل شد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مدت ده سال شب ها را به قيام و عبادت گذرانيد، طايفه اى از اصحابش نيز او را متابعت مى كردند، خداى تعالى بعد از ده سال آيه (ان ربك يعلم انك تقوم ... و اقيموا الصلاه ) را نازل كرد، و بعد از ده سال تخفيفى به كار آنان داد.
مؤ لف : روايت شده كه آيه تخفيف بعد از يك سال ، و در بعضى روايات بعد از هشت ماه نازل شد، و قيام در شب براى غير رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) واجب نبوده ، همچنان كه جمله (ان هذه تذكره ) نيز به بيانى كه گذشت به اين معنا اشاره دارد، و مويد آن خود روايت است كه مى گويد: طايفه اى از اصحاب چنين كردند (نه همه ).
و در تهذيب به سند خود از محمد بن مسلم از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : من از آن جناب از اين كلام خدا پرسيدم كه مى فرمايد: (قم الليل الا قليلا) . فرمود: خداى تعالى به آن جناب دستور داد كه در هر شب نماز شب بخواند، مگر آنكه استثنائا شبى نتواند.
مؤ لف : اين روايت به يكى از وجوهى كه مفسرين در آيه ذكر كردند اشاره مى كند.
و در مجمع البيان است كه : بعضى گفته اند كلمه (نصفه ) بدل است از كلمه (قليل )، در نتيجه بيانى مى شود براى استثناء و مويد اين قول روايتى است كه در آن امام صادق (عليه السلام ) فرموده : قليل عبارت است از نصف ، و جمله (او انقص منه ) و جمله (اوزد عليه ) به معناى كمتر از نصف و بيشتر از آن است .
چند روايت درباره مراد از ترتيل قرآن و آداب تلاوت قرآن  
و در الدر المنثور است كه عسكرى در كتاب مواعظ از على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) پرسيدند معناى (و رتل القران ترتيلا) چيست ؟ فرمود: حروفش را واضح بگويى ، و چون خواندن شعر صداى خود را ترجيع ندهى نه مانند بحر طويل يكسره باشد و نه مانند شعر پاره پاره ، وقتى به عجائبش برمى خورى در آنجا بايستى ، (و با تكرار آن ) دل را به حركت در آورى ، و زنهار! همتتان اين نباشد كه زودتر به آخر سوره برسيد.
مؤ لف : نظير اين معنا را كلينى در كافى به سند خود از عبد اللّه بن سليمان از امام صادق از على (عليه السلام ) به اين عبارت نقل كرده كه فرمود: يعنى حروف آن را واضح بگوييد، و مانند خواندن شعر، به صوت خود ترجيع ندهيد، و مانند ريگ ، درهم و برهمش ‍ مكنيد، بلكه با (تكرار ) آياتش دلهاى مبتلا به قساوت را از قساوت تهى كنيد، و هم هيچ يك از شما اين نباشد كه زودتر سوره را تمام كنيد.
و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه از طاووس روايت كرده كه گفت : از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) پرسيدند كداميك از مردم قرآن را بهتر مى خوانند؟ فرمود: آن كس كه وقتى تلاوتش را مى شنوى احساس كنى كه او از خدا مى ترسد.
و در اصول كافى به سند خود از على بن ابى حمزه روايت كرده كه گفت : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: قرآن نبايد به سرعت خوانده شود، بلكه بايد ترتيل شود، پس وقتى به آيه اى بر مى خورى كه در آن سخن از بهشت رفته ، همانجا بايست و از خداى عز و جل درخواست بهشت كن ، و چون به آيه مربوط به دوزخ مى رسى از خدا بخواه تا از آتش پناهت دهد.
و در مجمع البيان در معناى ترتيل از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ترتيل آن است كه د