و در آخرت رحمتى خاص براى مؤ منين دارد. هان اى روپوش به خود پى چيده (1).
برخيز و انذار كن (2).
و پروردگارت را تكبير گوى (3).
و جامه ات را از هر آلودگى پاك بدار (4).
و از پليديها دورى نما (5).
و در برابر احسانت نه منت بگذار و نه آن را بسيار و بزرگ بدان (6).
و به خاطر پروردگارت صبر كن (7).

بيان آيات

اين سوره مشتمل بر مطالب زير است : اول اينكه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را دستور مى دهد به اينكه مردم را انذار كند، و اين دستور را با لحنى و در سياقى كرده كه از آن پيداست جزو دستورهاى اوائل بعثت است .
دوم اينكه اشاره مى كند به عظمت شان قرآن وجلالت قدرش . سوم اينكه كسانى را كه منكر قرآن شوند و نسبت سحر به آن دهند تهديد، و كسانى را كه از دعوت قرآن سر بتابند مذمت كرده است .
جمع بين روايات مختلف درباره زمان نزول سوره مباركه مدثّر 
و اين سوره از اولين سوره هاى نازل در اوائل بعثت و ظهور دعوت اسلامى است . حتى بعضى گفته اند اولين سوره اى است كه از قرآن نازل شده . هر چند كه خود آياتش اين قول را تكذيب مى كند، چون مى رساند رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) قبل از اين سوره قرآن را بر مردم مى خوانده ، و مردم تكذيبش مى كردند و از آن اعراض مى نمودند و نسبت سحر به آن مى دادند.
و به همين جهت بعضى از مفسرين متمايل به اين قول شده اند كه اولين آياتى كه از قرآن نازل شد، هفت آيه از اول همين سوره بوده ، و لازمه اين قول آن است كه سوره مورد بحث يكباره نازل نشده باشد. و اين قول هر چند از نظر متن آيات هفتگانه بعيد نيست ، ليكن سياق اول سوره علق آن را دفع مى كند، چون ظاهر آن اين است كه آيات اول سوره علق اولين آيات نازله از قرآن است .
بعضى هم احتمال داده اند سوره مورد بحث اولين سوره اى باشد كه بعد از ماءمور شدن آن جناب به دعوت علنى نازل شده باشد، و سوره علق اولين سوره نازله از قرآن باشد، چون رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) بعد از بعثت و نزول سوره علق مدتها دعوتش پنهانى بود، در نتيجه سوره مورد بحث به منزله آيه (فاصدع بما تومر و اعرض عن المشركين ) است ، كه دعوت علنى را اعلام مى كند، با همين نكته بين سه دسته از روايات را جمع كرده : اول آنهايى كه مى گويد سوره مدثر اولين سوره قرآن است ، دوم آنهايى كه مى گويد سوره مدثر بعد از سوره علق نازل شده ، و سوم آنهايى كه مى گويد سوره مزمل و مدثر با هم نازل شده اند. ليكن اين قول قدمى از احتمال فراتر نگذاشته .
و به هر حال آنچه يقينى و مسلم است اين است كه اين سوره در اوائل بعثت نازل شده و جزو اولين سوره هاى قرآنى است ، و آيات هفتگانه اى كه در اين فصل آورديم متضمن امر به انذار و ساير لوازم انذار است ، كه خداى تعالى به آن سفارش فرموده .

يا ايها المدثر

معناى خطاب (يا ايهّا المدثّر)  
كلمه (مدثر) - با تشديد دال و تشديد ثاء - در اصل (متدثر) بوده ، كه از مصدر تدثر مشتق شده ،
و معنايش پيچيدن جامه و پتو و امثال آن به خود در هنگام خواب است ، و خطاب در اين جمله به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است ، كه در چنين حالى بوده ، و لذا به همان حالى كه داشته يعنى پتو به خود پيچيده مورد خطاب قرار گرفته ، تا ملاطفت را برساند، نظير جمله (يا ايها المزمل ) كه اين انس و ملاطفت را مى رساند.
بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از (تدثر) جامه نبوت به تن پوشيدن آن جناب است ، نه جامه ظاهرى ، و در حقيقت در اين تعبير نبوت تشبيه به لباس شده ، كه صاحبش را مى آرايد و زينت مى دهد.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از آن گوشه گيرى و غيبت آن جناب از انظار مردم است ، چون در ايامى كه مورد اين خطاب قرار مى گرفت در غار حرا زندگى مى كرد. بعضى ديگر گفته اند: مراد از آن استراحت و فراغت است ، گويا به آن جناب خطاب فرموده : هان اى كسى كه فارغ و بى خيال استراحت كرده اى ! زمان فراغت و راحت تمام شد، و اينك زمان دشواريهاى تكاليف و رنج هدايت مردم رسيده است .
اينها كه ذكر شد وجوهى است كه هر چند در جاى خود درست و بى اشكال است ، اما آنچه از عبارت مورد بحث به ذهن مى آيد همان معناى اول است . 

قم فانذر

ظاهرا مراد تنها اين است كه آن جناب را امر به انذار كند، بدون اينكه نظرى داشته باشد به اينكه چه كسى را انذار كند، پس در حقيقت معناى جمله اين است كه به وظيفه انذار قيام كن . ولى بعضى گفته اند: (اين دستور به كسانى كه بايد انذار شوند نيز ) نظر دارد، چيزى كه هست مفعول جمله يعنى انذار شونده از كلام حذف شده ، و تقدير كلام (قم فانذر عشيرتك الاقربين ) است ، يعنى برخيز و خويشاوندان نزديكت را انذار كن ، چون انذار در ابتداى دعوت با همان نزديكان مناسبت دارد، همچنان كه در سوره شعراء هم همينطور آمده .
بعضى ديگر گفته اند: انذار شونده كه مفعول جمله (فانذر) است و در كلام حذف شده ، عموم مردم است ، چون در جاى ديگر فرموده : (و ما ارسلناك الا كافه للناس ) .
در مقام مورد بحث تنها انذار را آورد، و تبشير را ذكر نكرد، و نفرمود: (قم فانذر و بشر، با اينكه تماميت دعوت هر دو را لازم دارد، و اين بدان جهت بود كه سوره مورد بحث از سوره هاى ابتداى دعوت است ، و در ابتداى دعوت بيشتر انذار كاربرد دارد.

و ربك فكبر

يعنى هم در باطن دل و مرحله اعتقاد، و هم در مرحله عمل و هم به زبان پروردگار خود را به عظمت و كبريا منسوب كن ، و او را از اينكه معادل و يا مافوقى داشته باشد منزه بدار، چون چيزى نيست كه شريك او و يا غالب بر او و يا مانع سر راه او باشد، و نقصى عارض بر او نمى شود، و هيچ وصفى از اوصاف ، او را تحديد نمى كند،
معناى تكبير و فرق آن با تسبيح  
و لذا از ائمه معصومين (عليهم السلام ) وارد شده كه معناى تكبير (اللّه اكبر ) اين است كه خدا از اينكه در وصف بگنجد بزرگتر است ، پس خداى تعالى از هر وصفى كه ما با آن توصيفش كنيم ، و حتى از خود اين وصف بزرگتر است ، و همين معنا با توحيد اسلامى مناسب است ، چون توحيدى كه اسلام پيشنهاد كرده از هر توحيد ديگرى كه در ساير شرايع دينى سراغ داريم بالاتر و مهم تر است .
و اين معنايى كه ما براى تكبير ذكر كرديم فارق ميان دو كلمه تكبير و تسبيح (اللّه كبر و سبحان اللّه ) است ، سبحان اللّه منزه داشتن خدا از هر صفت عدمى است ، كه چون مرگ و عجز و جهل و غيره نقص شمرده شود، و اما اللّه كبر منزه دانستن خداى تعالى است از هر وصفى كه ما برايش ذكر كنيم ، چه وجودى و چه عدمى ، و حتى منزه بودنش از اين تنزيه ما، براى اينكه هر صفتى كه ما براى خدا ذكر كنيم ، محدود در چارچوبه خودش است ، و شامل مفاهيم ديگر نمى شود، و خداى تعالى اين چنين نيست ، چون به هيچ حدى محدود نمى گردد - دقت بفرماييد.
بعضى از مفسرين گفته اند: منظور، امر به تكبير در نماز است
و تعبير از خداى تعالى به (ربك ) خالى از اين اشعار نيست كه توحيد خداى تعالى در آن روزها كه اوائل بعثت بوده ، اختصاص به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) داشته ، كسى غير آن جناب يكتاپرست نبوده است .
در تفسير كشاف در معناى جمله فكبر گفته : حرف فاء بدين جهت بر سر كلمه آمده كه معناى شرط د