احشروا الذين ظلموا و ازواجهم و ما كانوا يعبدون )، و نيز فرموده : (و من يعش عن ذكر الرحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين ).

و اذا المووده سئلت باى ذنب قتلت 

كلمه (مووده ) به معناى آن دخترى است كه زنده زنده در گور شده ، و اين مربوط به رسم عرب است كه دختران را از ترس اينكه ننگ به بار آورند زنده زنده در گور مى كردند، همچنان كه آيه زير هم به آن اشاره دارد و مى فرمايد: (و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو كظيم يتوارى من القوم من سوء ما بشر به ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب )
وجه اينكه فرمود از دختران زنده به گور شده پرسيده مى شود: (باى ذنب قتلت  )
و در حقيقت مسؤ ول قتل اين دختر پدر او است تا انتقام وى را از او بگيرند، ليكن در آيه ، مسؤ ول را خود آن دختر دانسته و مى فرمايد از خود او مى پرسند به چه جرمى كشته شد؟ اين هم نوعى تعريض و توبيخى است از قاتل آن دختر و هم زمينه چينى است براى اينكه آن دختر جرات كند و از خداى تعالى بخواهد كه انتقام خون او را بگيرد، و آنگاه خداى تعالى از قاتل او سبب قتل او را بپرسد، و سپس انتقامش را بگيرد، در نتيجه مى توان گفت اسلوب كلام در اين آيه نظير اسلوب در آيه زير است ، كه مى فرمايد: (و اذ قال اللّه يا عيسى بن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين من دون الله ).
و بعضى گفته اند اگر نسبت مسؤ وليت را به خود مووده داده از باب مجاز عقلى است ، و مراد اين است كه : از وضع او پرسش مى شود، نظير مجازى كه در آيه (ان العهد كان مسئولا) بكار رفته .

و اذا الصحف نشرت 

يعنى روزى كه نامه هاى اعمال براى حساب باز مى شود.

و اذا السماء كشطت 

در مجمع البيان گفته : كلمه (كشط) به معناى قلع و كندن چيزى است كه سخت به چيز ديگر چسبيده ، و قهرا كندنش نيز به شدت انجام مى شود. و كشط آسمان قهرا با آيه (و السموات مطويات بيمينه )، و آيه (و يوم تشقق السماء بالغمام و نزل الملئكه تنزيلا) و ساير آيات مربوطه به اين معنا منطبق مى شود.

و اذا الجحيم سعرت 

مصدر (تسعير) كه فعل (سعرت ) مشتق از آن است به معناى شعله ور ساختن آتش است ، بطورى كه زبانه بكشد.

واذا الجنه زلفت 

مصدر (ازلاف ) كه فعل مجهول (ازلفت ) از آن گرفته شده ، به معناى نزديك آوردن است ، منظور اين است كه در قيامت بهشت را به اهل آن نزديك مى كنند تا داخلش شوند.

علمت نفس ما احضرت 

اين جمله جواب كلمه (اذا) است ، كه در دوازده آيه تكرار شده بود، و منظور از كلمه (نفس ) جنس آدميان است ، و مراد از جمله (ما احضرت ) اعمالى است كه هر فردى در دنيا انجام داده ، وقتى گفته مى شود: (احضرت الشى ء) معنايش اين است كه : من آن چيز را حاضر يافتم ، همچنان كه وقتى گفته مى شود: (احمدت الشى ء) معنايش اين است كه من آن چيز را محمود و پسنديده يافتم .
بنابر اين ، آيه مورد بحث در معناى آيه زير است كه مى فرمايد: (يوم تجد كل نفس ماعملت من خير محضرا و ما عملت من سوء).
بحث روايتى  
(رواياتى در معناى آيات گذشته )  
در تفسير قمى در ذيل آيه (اذا الشمس كورت ) فرموده : يعنى خورشيد سياه و تاريك مى شود، و در معناى آيه (و اذاالنجوم ) انكدرت فرموده : يعنى نورش از بين مى رود، و در (و اذا الجبال سيرت ) فرموده : حركت مى كند اين همان است كه در آيه (تحسبها جامده و هى تمرمر السحاب - كوهها را جامد مى پندارى و حال آنكه مانند ابرها در حركتند) فرمود. و در آيه (و اذا العشار عطلت ) فرموده اشتران وقتى كه همه خلق مردند بى صاحب مى مانند، كسى نيست شير آنها را بدوشد، و در جمله (و اذا البحار سجرت ) فرمود: درياهايى كه پيرامون كره زمين هستند همه آتش مى شوند، و در جمله (و اذا النفوس زوجت ) فرمود: يعنى با حور العين تزويج مى كنند.
و نيز در آن كتاب در روايت ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه در معناى آيه (و اذا النفوس زوجت ) فرموده : اما اهل بهشت با خيرات حسان (حور العين ) ازدواج مى كنند، و اما اهل دوزخ ، بايد دانست كه با هر انسانى از دوزخيان شيطانى است ، يعنى هر يك از آن كفار و منافقين با شيطان خود كه قرين اوست ازدواج مى كند.
مؤ لف : ظاهرا از كلمه (يعنى تا آخر) روايت ، جزو كلام راوى باشد. و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم و ديلمى از ابى مريم روايت كرده اند كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در معناى آيه (اذا الشمس كورت ) فرمود: (در جهنم تكوير مى شود)، و در معناى آيه (و اذا النجوم انكدرت ) نيز فرمود: (در جهنم منكدر مى شود)، و هر چيزى و كسى كه به جاى خداى تعالى پرستيده شود در جهنم خواهد بود، به جز عيسى بن مريم و مادرش كه معبود واقع شدند، ولى داخل جهنم نمى شوند، آنان نيز اگر به اين پرستش راضى مى بودند داخل جهنم مى شدند.
و در تفسير قمى در ذيل آيه (و اذا الصحف نشرت ) فرموده : منظور صحف اعمال است ، و در معناى آيه (و اذا السماء كشطت ) فرموده يعنى باطل شود.
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از نعمان بن بشير روايت كرده كه گفت : من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم كه در معناى آيه (و اذا النفوس زوجت ) مى فرمود: منظور هر دو نفرى است كه به شركت كارى خير و يا گناهى را انجام مى دهند، كه با هم داخل بهشت و يا آتش مى شوند.فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (15) الْجَوَارِ الْكُنَّسِ (16) وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ (17) وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ (18) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (19) ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ (20) مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ (21) وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ (22) وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ (23) وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ (24) وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (25) فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ (26) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (27) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ (28) وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (29)

ترجمه آيات

گر چه سوگند به ستارگان كه در روز پنهان مى شوند (15).
و آنها كه سيارند و در مغرب خود غروب مى كنند (16).
و سوگند مى خورم به شب هنگامى كه تاريك مى شود (17).
و به روز وقتى كه مى دمد (18).
كه قرآن گفتار فرستاده بزرگوار خداست (جبرئيل امين ) (19).
فرشته اى ارجمند كه نزد صاحب عرش مقامى دارد (20).
و فرمانش براى ساير فرشتگان مطاع است (21).
و اينكه رفيق شما (محمد) ديوانه نيست (22).
او وى را در افق مبين ديده است (23).
و در موارد غيبى كه بدو وحى مى شود بخيل نيست (24).
و اينكه قرآن كلام شيطان رجيم نمى باشد (25).
پس با اين حال به كجا مى رويد (26).
كه اين بجز روشنگرى مردم عالم غرضى ندارد (27).
تا هر كس مى خواهد مس تقيم شود (28).
ولى از شما كسى نمى خواهد مگر وقتى خداى تعالى كه رب عالميان است خواسته باشد (29).

بيان آيات

اين آيات در مقام منزه داشتن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) از جنون است ، - كه مشركين آن جناب را بدان متهم كرده بودند -، و نيز منزه داشتن قرآنى كه آورده از مداخله شيطان است ، مى فرمايد: قرآن او كلام خداى تعالى است ، كه ملك وحى آن را به وى القاء مى كند، ملكى كه هرگز در رسالت خود خيانت نمى 