 اللّه عليم بذات الصدور) متصل شده ، چنين معنا دهد: بگو، بار الها بخاطر همين كينه اى كه دارند، مرگشان بده ، كه تو، به آنچه در سينه ها است يعنى در دلها و جانها است دانائى .

ان تمسسكم حسنه تسؤهم ... مسائت كه مصدر تسؤهم است ، به معناى بد حالى است ، بر خلاف مسرت و سرور كه به معناى خوشحالى است . 

و این آیه ما را دلالت مى‏كند و به ما مى‏گوید : شما مسلمانان اگر صبر كنید و تقوا به خرج دهید از كینه دشمنان ایمن خواهید بود . 

پایان<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="182.xml">سوره مبارکه آل عمران</a><a class="folder" href="201.xml">سوره مبارکه نسا،</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:183.txt:آیات 121-129 (1)">آیات 121-129 (1)</a><a class="text" href="widget:text:184.txt:آیات 121-129 (2)">آیات 121-129 (2)</a><a class="text" href="widget:text:185.txt:آیات 130 - 138">آیات 130 - 138</a><a class="text" href="widget:text:186.txt:آیات 139 - 148 (1)">آیات 139 - 148 (1)</a><a class="text" href="widget:text:187.txt:آیات 139 - 148 (2)">آیات 139 - 148 (2)</a><a class="text" href="widget:text:188.txt:آیات 149 - 155">آیات 149 - 155</a><a class="text" href="widget:text:189.txt:آیات 156 - 164">آیات 156 - 164</a><a class="text" href="widget:text:190.txt:آیات 165 - 171">آیات 165 - 171</a><a class="text" href="widget:text:191.txt:آیات 172 - 175 (1)">آیات 172 - 175 (1)</a><a class="text" href="widget:text:192.txt:آیات 172 - 175 (2)">آیات 172 - 175 (2)</a><a class="text" href="widget:text:193.txt:آیات 176 - 180">آیات 176 - 180</a><a class="text" href="widget:text:194.txt:آیات 181 - 189">آیات 181 - 189</a><a class="text" href="widget:text:195.txt:آیات 190 - 199">آیات 190 - 199</a><a class="text" href="widget:text:196.txt:آیه 200 (1)">آیه 200 (1)</a><a class="text" href="widget:text:197.txt:آیه 200 (2)">آیه 200 (2)</a><a class="text" href="widget:text:198.txt:آیه 200 (3)">آیه 200 (3)</a><a class="text" href="widget:text:199.txt:آیه 200 (4)">آیه 200 (4)</a><a class="text" href="widget:text:200.txt:آیه 200 (5)">آیه 200 (5)</a></body></html>وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (121)‏
 إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (122)
 وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (123) 
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ (124)
 بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ (125) 
وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (126) 
لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ (127)
لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ (128)
وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (129)

ترجمه آيات 

بياد آر اى پيغمبر به ياد آور سحرگاهى را كه از خانه خود به جهت صف آرائى مؤ منان براى جنگ بيرون شدى ، و خدا به همه گفتار و كردار تو شنوا و دانا بود (121). و آنگاه كه دو طايفه از شما بددل و ترسناك و در انديشه فرار از جنگ بودند و خدا يار آنها بود آنان را دلدار نمود و هميشه بايد اهل ايمان به خدا توكل كنند تا دلدار و نيرومند باشند (122). و به حقيقت خداوند شما را در جنگ بدر يارى كرد و غلبه بر دشمن داد با آنكه شما از هر جهت در مقابل دشمن ضعيف بوديد، پس راه خداپرستى و تقوا پيش گيريد باشد كه شكر نعمتهاى او به جاى آوريد (123). (اى رسول ) بياد آر آن هنگام را كه به مؤ منين گفتى : آيا خداوند به شما مدد نفرمود كه سه هزار فرشته به يارى شما فرستاد؟ (124). بلى اگر شما صبر و مقاومت در جهاد پيشه كنيد و پيوسته پرهيزكار باشيد چون كافران بر سر شما شتابان و خشمگين بيايند خداوند براى حفظ و نصرت شما پنج هزار فرشته را با پرچمى كه نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما مى فرستد (125). و خدا آن فرشتگان را نفرستاد مگر براى اينكه به شما مژده فتح دهند و دل شما را به نصرت خدا مطمئن كنند و فتح و پيروزى نصيب شما نگشت مگر از جانب خداوند تواناى دانا (126). تا گروهى از كافران را هلاك گرداند يا ذليل و خوار كند كه از مقصود خود (كه از ميان بردن اسلام و مسلمين است ) نااميد باز گردند (127). اى پيغمبر (خدا را اختيار مطلق است ) به دست تو كارى نيست اگر بخواهد به لطف خود از آن كافران درگذرد و اگر بخواهد به جرم آن كه مردمى ستمگرند آنها را عذاب كند (128). هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است همه ملك خدا است هر كه را خواهد ببخشد و هر كه را خواهد عذاب كند، خدا نسبت (به خلق بسيار) آمرزنده و مهربان است .(129)

بيان آيات 

از اينجا سياق آيات سياقى ديگر شده ، و به مطلبى كه در آغاز سوره ذكر شده بود برگشته ، در آنجا مؤ منين را به موقعيت و موقف دشوارى كه دارند هشدار مى داد، و نعمت هائى را كه به ايشان ارزانى داشته بود (از قبيل ايمان و نصرت و كفايت شرّ دشمنان را) به يادشان مى آورد، و رموزى را تعليمشان مى داد كه به وسيله آن به مقصد شريفشان برسند، و به دستوراتى هدايتشان كرد كه سعادتشان را هم در زندگى و هم بعد از مردن تاءمين كند.
در اين آيات داستان جنگ احد نيز آمده ، و اما آياتى كه اشاره اى به داستان جنگ بدر دارد در حقيقت ضميمه اى براى تكميل داستان جنگ بدر است ، و جنبه شاهد براى آن قصه دارد، نه اينكه مقصود اصلى طرح داستان بدر باشد، كه ان شاءاللّه باز هم در تفسير آياتش سخن خواهيم گفت .

و اذ غدوت من اهلك تبوّى ء المؤ منين مقاعد للقتال 

كلمه (اذ) ظرفى است متعلق به چيزى كه حذف شده ، و در ظاهر كلام نيامده از قبيل : (به يادآور) و امثال آن ، و فعل (غدوت ) از مصدر (غين - دال - واو) گرفته شده ، كه به معناى بيرون شدن در پگاه است و كلمه (تبوى ) از مصدر (تبوئه ) گرفته شده ، كه به معناى تهيه مكان براى غير، و يا اسكان غير در مكان و متوطن كردن او در آن است ، و كلمه (مقاعد) جمع مقعد
معناى اهل مراد از اهلرسول خدا (ص ) 
و كلمه (اهل ) به طورى كه راغب گفته به معناى هر آنكس و يا كسانى است كه نسبت و يا خاندان و يا غير آن دو از قبيل دين و شهر و يا صنعت ايشان را يكى مى كند، مثلا مى گويند اهل فلان شخص ، يعنى زن و بچه و خادم و ساير كسانى كه از او مى خورند، و باز مى گويند اهل فلان شخص ، يعنى همه كسانى كه به او منسوبند، مثل عشيره و نوه و نتيجه هاى او كه عترت اويند، و باز گفته مى شود اهل همدان ، يعنى همه كسانى كه در شهر زندگى مى كنند، (و يك نقطه از زمين همه را در خود گنجانيده ، و وحدتى ميان آنان برقرار كرده )، و باز گفته مى شود اهل فلان دين ، يعنى همه افرادى كه متدين به آن دينند، (و وحدت دين همه را يكى كرده ، و وحدتى به كثرتشان داده )، و نيز گفته مى شود اهل كارخانه پارچه بافى ، و يا اهل صنعت كه دا