

و ما هم عنها بغائبين

اين آيه عطف تفسيرى است بر آيه قبل و همان مفاد را تاءكيد مى كند، و خلاصه مجددا مى فرمايد اهل دوزخ از دوزخ غايب نمى شوند، و منظور اين است كه از آن بيرون نمى آيند، پس آيه مورد بحث در معناى آيه (و ما هم بخارجين من النار) است .

و ما ادريك ما يوم الدين

اين جمله روز جزا را بزرگ و هول انگيز معرفى مى كند، و معنايش اين است كه : تو نمى توانى به حقيقت يوم الدين احاطه پيدا كنى . و اين كنايه است از عظمت ، و اينكه يوم الدين بالاتر از آن است كه قالب الفاظ بتواند آن را آنطور كه هست در خود بگنجاند، در اين جمله مى توانست به آوردن ضمير اكتفاء كند، ولى نكرده ، و مجددا كلمه (يوم الدين ) را آورد تا بزرگى آن روز را تاءكيد كند.

ثم ما ادريك ما يوم الدين

تكرار جمله نيز براى تاءكيد مطلب است .
در قيامت رابطه تاءثير و تاءثر اسباب عادى از بين مى رود  

(يوم لا تملك نفس لنفس شيئا و الامر يومئذ لله

كلمه (يوم ) ظرفى است كه به تقدير (اذكر) و يا نظير آن منصوب شده ، يعنى به ياد آر روزى را كه هيچ كس براى كسى مالك چيزى نيست ، و اين آيه علاوه بر آنچه در آيه قبل بود بيان اجمالى ديگرى است براى حقيقت يوم الدين .
توضيح اينكه : رابطه تاءثير از ناحيه اسباب ظاهرى ، و تاءثر از ناحيه مسببات آن در روز قيامت منقطع است ، همچنان كه در جاى ديگر بدان تصريح نموده ، مى فرمايد (و تقطعت بهم الاسباب )، و نيز فرموده : (و لو يرى الذين ظلموا اذ يرون العذاب ان القوه لله جميعا)،
پس در آن روز هيچ انسانى مالك چيزى براى ديگرى نيست . و يا به عبارتى ديگر نمى تواند براى ديگران كارى بكند، شرى را دفع و يا خيرى را جلب نمايد، و اين با آيات شفاعت منافات ندارد، چون شفاعت به اذن خدا انجام مى شود، و در نتيجه باز خود خدا مالك است ، نه شخص شفيع .
و معناى جمله (و الامر يومئذ لله ) اين است كه : در آن روز مالك ، تنها و تنها خدا است ، و غير او كمترين سهمى از مالكيت ندارد.
و مراد از كلمه (امر) - به طورى كه گفته اند - مفرد كلمه (اوامر) است ، يعنى تنها او است كه دستور مى دهد، چون در جاى ديگر نيز فرموده : (لمن الملك اليوم لله الواحد القهار)، پس منظور از اين كلمه به معناى مقابل نهى است ، و اينكه بعضى آن را به معناى شاءن گرفته اند با مقام آيه نمى سازد.
بحث روايتى  
(رواياتى در ذيل (علمت نفس ما قدمت و اخرت )، (و ان عليكم لحافظين ) و  (الامريومئذ لله )
در تفسير قمى در ذيل آيه (و اذا القبور بعثرت ) فرموده : يعنى قبرها شكافته مى شود،و مردگان بيرون مى آيند.
و در الدر المنثور است كه حاكم (وى حديث را صحيح دانسته ) از حذيفه روايت آورده كه گفت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كس سنت خيرى را باب كند، و خودش به آن عمل نمايد، هم اجر عمل خود را دارد و هم مثل اجرهاى پيروانش را، بدون اينكه از اجر پيروانش كم شود، و هر كس سنت شرى را باب كند، و خودش به آن عمل كند، هم وبال عمل خود را دارد، و هم مثل وبالى كه پيروانش دارند، بدون اينكه از وبال پيروان چيزى كم شود، حذيفه بعد از نقل اين كلام ، آيه (علمت نفس ما قدمت و اخرت ) را تلاوت كرد.
و در همان كتاب آمده كه عبد بن حميد از صالح بن مسمار روايت كرده كه گفت : من شنيده ام رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بعد از آنكه آيه (يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم ) را تلاوت فرموده ، در پاسخ به خداى تعالى عرضه داشته : نادانيش او را نسبت به تو مغرور كرده .
و در تفسير قمى در ذيل آيه (فى اى صوره ما شاء ركبك ) فرموده : اگر مى خواست ، به صورتى غير اين صورت تو را تركيب مى كرد.
مؤ لف : اين روايت را صاحب مجمع البيان بدون ذكر سند از امام صادق (عليه السلام ) آورده .
و نيز در همان تفسير در ذيل آيه (و ان عليكم لحافظين ) فرموده : همان دو فرشته اى كه موكل بر انسانند.
و از سعد السعود نقل شده و در روايتى هم آمده كه اين دو فرشته - كه موكل بر انسانند - هنگام نماز فجر نزد مؤ من مى آيند، و با آمدن آنان آن دو فرشته كه در شب موكل بر او بودند بالا مى روند، و چون خورشيد غروب كند، دوباره همان دو فرشته براى نوشتن اعمال شب نازل مى شوند، و نويسندگان روز بالا مى روند، و اعمال او را به درگاه خداى عزوجل مى برند.
و مدام اين آمد و شد ادامه دارد، تا اجل مؤ من برسد وقتى اجلش رسيد، (اين ) دو فرشته با فرد صالح خدا حافظى مى كنند، و مى گويند خدا عوض ما جزاى خيرت دهد، چه بسيار عمل صالحى كه به ما نشان دادى ، و چه سخنان نيكوى بسيارى كه به گوش ما شنواندى ، و چه مجالس خيرى كه ما را بدانجا بردى ، در عوض ما امروز موكل بر هر چيزى هستيم كه دوست بدارى ، و آن را برايت تاءمين مى كنيم ، و به درگاه پروردگارت شفاعتت مى كنيم .
و اما اگر گنهكار باشد به او مى گويند خدا عوض از ما جزاى شرى به تو بدهد، براى اين كه يك عمر ما را آزردى ، چه اعمال زشتى كه به ما نشان دادى ، و چه سخنان زشتى كه به گوش ما شنواندى ، و چه بسيار مجالس بدى كه ما را بردى ، و از اين به بعد ما هم موكل بر هر امرى هستيم كه تو آن را كراهت بدارى ، و عليه تو نزد پروردگارت شهادت مى دهيم .
و در مجمع البيان در ذيل آيه (والامر يومئذ لله ) مى گويد: عمرو بن شمر از جابر از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: (و الامر يومئذ و اليوم كله لله )، آنگاه فرمود: اى جابر وقتى قيامت مى شود، همه حكام از بين مى روند، و ديگر حاكمى نمى ماند بجز خدا.
مؤ لف : منظور آن جناب اين است كه : امر، تنها در قيامت مختص به خدا نيست بلكه در دنيا هم همينطور است ، و اگر در آيه مالكيت امر را مختص به خدا در روز قيامت كرده ، به اين اعتبار بوده كه اين حقيقت در قيامت ظاهر مى شود، نه اينكه تنها در آن روز مالك است ، پس علت اينكه ظهور اين حقيقت مختص به قيامت شده ، اين است كه در قيامت امر و حكم ديگرى نمى ماند، ساير صفاتى هم كه در قرآن كريم براى خدا در خصوص قيامت اثبات شده نظير امر است . و بنابر اين مى توان گفت اين روايت از روايات برجسته است<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:1018.txt:آیات 1 - 21">آیات 1 - 21</a><a class="text" href="widget:text:1019.txt:آیات 22 - 36">آیات 22 - 36</a></body></html>بسم اللّه الرحمن الرحيم

وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ (1) الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2) وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (3) أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ (4) لِيَوْمٍ عَظِيمٍ (5) يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (6)‏ كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ (7) وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ (8) كِتَابٌ مَّرْقُومٌ (9) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ (10) الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (11) وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (12) إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ (13) كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ (14) كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ (15