) ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُوا الْجَحِيمِ (16) ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ (17) كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ (18) وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ (19) كِتَابٌ مَّرْقُومٌ (20) يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (21)

ترجمه آيات

به نام خداوند رحمان و رحيم . واى بر كم فروشان (1).
كسانى كه وقتى از مردم پيمانه مى گيرند تمام مى گيرند (2).
و چون پيمانه به مردم دهند يا براى ايشان وزن كنند بكاهند (3).
آيا آنها نمى دانند كه در روزى بس بزرگ مبعوث خواهند شد (4 - 5).
روزى كه مردم به فرمان پروردگار جهانيان مى ايستد (6).
در آن روز همه يك جور سرنوشت ندارند بلكه نامه بدكاران در سجين است (7).
و تو چه دانى كه سجين چيست ؟ (8).
كتابى است نوشته شده (9).
در آن روز واى بر تكذيب گران (10).
همانها كه روز جزا را تكذيب مى كنند (11).
و جز ستمگر گنهكار آن را تكذيب نكند (12).
و چون آيات ما را بر او بخوانند گويد افسانه هاى گذشتگان است (13).
نه ، اين حرفها بهانه است ، علت اصلى تكذيبشان اين است كه در اثر اعمال زشتشان دلهايشان زنگار بسته (14).
نه ، چنين كسانى با نيكان سرنوشت مشتركى ندارند اينان آن روز از قرب پروردگارشان دورند (15).
آنگاه وارد جهنم شوند (16).
سپس به ايشان گفته شود كه اين همان چيزى است كه آن را تكذيب مى كرديد (17).
نه ، نامه نيكان در عليين است (18).
و تو چه دانى كه عليين چيست (19).
كتابى است نوشته شده (20).
كه مقربان شاهد آنند (21).

بيان آيات

اين سوره با تهديد اهل تطفيف و كم فروشى در كيل و وزن آغاز شده و كم فروشان را تهديد مى كند به اينكه در يوم عظيم كه روز قيامت است براى جزا مبعوث مى شوند، و اين مطلب را با تفصيل جريانى كه در آن روز بر سر فجار و ابرار مى آيد خاتمه مى دهد.
و آيات اول اين سوره كه سخن از مطففين دارد از نظر سياق با آيات مدنى ، و آيات آخرش با سياق سوره هاى مكى مناسب تر است .

ويل للمطففين

كلمه (تطفيف ) به معناى نقص در كيل و وزن است كه خداى تعالى از آن نهى كرده ، و آن را افساد در زمين خوانده ، و از شعيب حكايت كرده كه به قوم خود گفت :
(و يا قوم اوفوا المكيال و الميزان بالقسط و لا تبحسوا الناس اشياءهم و لاتعثوا فى الارض مفسدين )، و ما در تفسير همين آيه در سوره هود بحث كرديم كه چرا كم فروشى ، افساد در زمين است .
چند وجه درباره اينكه در توصيف (مطففن ) به (الذين اذا كتالوا على  الناسيستوفون ....) خريدن به وزن گفته نشده 

الذين اذا اكتالوا على الناس يستوفون و اذا كالوهم او وزنوهم يخسرون

مصدر (اكتيال ) كه فعل (اكتالوا) از آن مشتق است ، وقتى با حرف (من ) متعدى مى شود به معناى كيل گرفتن از مردم (و يا به عبارتى ، خريدن كالا با كيل تمام است )، و اگر با حرف (على ) متعدى شود به معناى ضرر. (و يا دادن جنس به مردم به كيل ناقص ) است . و اما كلمه (كيل ) كه مصدر فعل (كالوا) است به معناى كيل دادن به مردم است ، (كه خود من ترازو دارم ) وقتى گفته مى شود. (كاله الطعام و وزنه ) معنايش اين است كه كالاى مردم را وزن وكيل كرد، چيزى كه هست از ميان همه طوائف عرب ، اهل حجاز براى رساندن اين معنا مى گويند: (كاله الطعام و وزنه ) و ساير طوائف عرب مى گويند: (كال له الطعام و وزن له - طعام و كالا را براى او كيل وزن كرد). و قرآن كريم به طورى كه مجمع البيان گفته به لغت اهل حجاز نازل شده ، و كلمه (استيفاء) كه فعل (يستوفون ) مشتق از آن است به معناى گرفتن حق بطور تمام و كامل است ، و كلمه (اخسار) به معناى افكندن ديگران در خسارت است .
و معناى آيه اين است كه : وقتى از مردم ، كالايى مى گيرند حق خود را به تمام و كمال دريافت مى كنند، ولى وقتى مى خواهند كالايى به مردم بدهند به كيل يا وزن ناقص مى دهند، و مردم را به خسران و ضرر مى اندازند.
پس مضمون مجموع دو آيه يك مذمت است ، و آن اين است كه مطففين حق را براى خود رعايت مى كنند، ولى براى ديگران رعايت نمى كنند. و به عبارتى ديگر حق را براى ديگران آنطور كه براى خود رعايت مى كنند رعايت نمى نمايند، و اين خود باعث تباهى اجتماع انسانى است كه اساس آن بر تعادل حقوق متقابل است ، و اگر اين تعادل از بين برود و فاسد شود همه چيز فاسد مى شود.
در آيه شريفه در مقابل كيل ، وزن را آورد، ولى در مقابل اكتيال (اءتزان ) را نياورد، بعضى در سبب آن گفته اند: براى اين بوده كه مطففين ، معامله گرانى بودند كه اغلب حبوبات و سبزيجات و متاعهاى ديگر را كلى مى خريدند و خرده خرده به تدريج مى فروختند، و عادت در بيشتر اين اجناس اين است كه با كيل سنجيده شود نه به وزن ، بدين جهت تنها اكتيال را ذكر كرد، و از اءتزان نام نبرد چون اساس آيه بر غالب است .
بعضى ديگر گفته اند اگر نامى از (اءتزان ) نياورد براى اين بود كه كيل و وزن هر دو وسيله خريد و فروش است ، آوردن يكى از آنها دلالت بر ديگرى هم دارد.
ولى اين توجيه درست نيست ، براى اينكه اين حرف در كلمه (كيل ) هم مى آيد چرا در برابر كيل وزن را ذكر كرد، ولى در برابر اكتيال اءتزان را ذكر نكرد؟ پس اين وجه خالى از تحكم نيست .
بعضى ديگر گفته اند: اين دو آيه عادت و رسم كسانى را حكايت مى كند كه سوره درباره آنان نازل شده ، مردمى كه تنها با كيل مى خريدند، ولى در هنگام فروش بعضى كالاها را كيل و بعضى را وزن مى كردند.
اين وجه نيز ادعايى بدون دليل است .
بعضى ديگر در توجيه ذكر اكتيال و عدم ذكر اءتزان وجوهى ديگر آورده اند كه خالى از ضعف نيست .
احتمال برانگيخته شدن بعد از مرگ براى اجتناب از محرمات كافى است  

الا يظن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم

استفهام در اين آيه انكارى ، و براى برانگيختن تعجب شنونده است ، و كلمه (ظن ) در آن به همان معناى معروف است . و كلمه (اولئك ) اشاره به مطففين است ، و اگر براى اشاره به آنان اين كلمه را كه مخصوص اشاره به دور است برگزيد، براى اين بود كه بفهماند كم فروشان از رحمت خدا دورند. و منظور از (يوم عظيم )، روز قيامت است كه در آن به عملشان كيفر داده مى شوند.
و اگر اكتفا كرد به ظن و گمان به مساءله قيامت و حساب ، با اينكه اعتقاد به معاد بايد علمى و يقينى باشد، براى اشاره به اين حقيقت است كه در اجتناب از كم فروشى احتمال خطر و ضرر آخرتى هم كافى است ، اگر كسى يقين به قيامت نداشته باشد، و تنها احتمال آن را بدهد همين احتمال كه ممكن است قيامت راست باشد، و خداى تعالى در آن روز عظيم مردم را بدانچه كرده اند مواخذه كند، كافى است كه او را از كم فروشى باز بدارد.

ولى بعضى از مفسرين گفته اند: كلمه (ظن ) در اينجا به معناى يقين است .

يوم يقوم الناس لرب العالمين

مراد از (روزى كه مردم براى رب العالمين به پا مى خيزند)، روز قيامت است كه سر از قبرها بر مى آورند، و اين تعبير كنايه است از اينكه بعد از مردن دوباره زنده مى شوند تا خدا در بين آنان حكم و داورى كند.

كلا ان كتاب الفجار لفى سجين و ما ادريك ما سجين كتاب مرقوم ويل يومئذ للمكذبين

اين آيه - به طورى كه بعضى ها گفته اند - ردع و انكار عمل زشت كم فروشى و غفلت از روز بعث و حساب است .
توضيح مفردات و جملات 