 كس هر عمل نيك و بد در دنيا بجا آورد در قيامت تمام و كامل به جزاى آن برسد و به هيچ كس ستمى نخواهد شد (161).
آيا كسى كه با ايمان در راه رضاى خدا قدم بردارد مانند كسى است كه با كفر راه غضب خدا پيمايد؟ منزل گاه او جهنم است و بسيار بد جايگاهى است (162).
اين دو گروه مؤ من و كافر را به مراتب ايمان و كفر نزد خدا درجات مختلفه است و خداوند به هر چه مى كنند آگاه است (163).
خدا بر اهل ايمان منت گذاشت كه رسولى از خودشان در ميان آنان بر انگيخت كه بر آنها آيات خدا را تلاوت كند و نفوسشان را از هر نقص و آلايش پاك گرداند و به آنها احكام شريعت و حقايق حكمت بياموزد هر چند قبلا گمراهى آنان آشكار بود(164).

بيان آيات 

چكيده سخن در مضمون آيات 164 - 156 سوره آل عمران 
اين آيات نيز تتمه آياتى است كه در خصوص جنگ احد نازل شده و اين آيات متعرض مساءله ديگرى است كه براى مسلمين پيش ‍ آمد و آن عبارت بود از تاءسف و حسرتى كه از كشته شدن جنگجويانشان و بزرگانشان در دلشان پر شده بود و قلم درشت كشتگان از طايفه انصار بود چون از مهاجرين _ بطورى كه گفته شده - به جز چهار نفر كشته نشدند و اين حدس انسان را قوى مى كند كه بيشتر مقاومت از ناحيه انصار و بيشتر ترس و وحشت از ناحيه مهاجرين بوده و مهاجرين قبل از انصار گريختند.
و كوتاه سخن اينكه آيات مورد بحث خطا و خبطى را كه باعث اين اسف و حسرت شد بيان مى كند و سپس به امر ديگرى اشاره مى كند كه زائيده آن اسف و حسرت بود و آن عبارت بود از سوء ظن به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) و اينكه آن جناب باعث شد كه مسلمانان گرفتار آن حسرت و اسف شوند و در آن مهلكه بيفتند و اين معنا از گفتار آنان استفاده مى شود گفتارى كه آيات : (لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا...) و گفتار منافقين در آيات آينده يعنى آيه : (لو اطاعونا ما قتلوا...) بر آن اشاره دارد چون خواسته اند بگويند: لو اطاعونا و لم يطيعوا رسول اللّه اگر اطاعت ما مى كردند و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) را اطاعت نمى كردند نه مى مردند و نه كشته مى شدند (پس اگر رودربايستى نبود صريحا مى گفتند) رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آنان را به كشتن داد.
و آيات مورد بحث بيان مى كند كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به احدى خيانت نمى كند و اين شان او نيست بلكه او كه فرستاده اى از ناحيه خداى تعالى است شريف النفس و كريم الاصل و عظيم الخلق است و به رحمتى از خداى تعالى داراى خوئى نرم است از خطاكاران مردم عفو مى كند، برايشان استغفار مى نمايد و در امور به دستور خداى تعالى با ايشان مشورت مى كند و خدا با فرستادن چنين پيامبرى بر آنان منت نهاده تا از ضلالت به سوى هدايت خارجشان كند.
نهى مؤ منين از هماهنگ شدن با كفار درباره شهداى جنگ احد

يا ايها الّذين آمنوا لا تكونوا كالّذين كفروا...

منظور از اين كفار (كه به مؤ منين مى فرمايد مثل آنان نباشيد) خود كفارند (چون ظاهر جمله (الّذين كفروا) همين است ) نه منافقان _ كه بعضى گفته اند، _ براى اين كه نفاق بدان جهت كه نفاق است منشاء چنين سخنى _ (كه اگر با ما بودند كشته نمى شدند)
نمى شود و اگر منافق هم اين حرف را بزند _ كه البته مى زند _ به خاطر كفرش مى باشد پس بايد اين سخن را به كفار نسبت دهد _ كه داده _ نه به منافقين .
و تعبير (ضرب فى الارض ) كنايه است از مسافرت و كلمه : (غزى ) جمع غازى (جنگجو) است ، همانطور كه كلمه (طلب ) جمع طالب و كلمه (ضرب ) جمع ضارب است و معناى جمله : (ليجعل اللّه ذلك حسره ) اين است كه خداى تعالى همين سخن را مايه حسرت دلهاى آنان قرار داد تا عذابشان كند پس اين تعبير از باب به كار بردن مقدمه در جاى نتيجه است چون حسرت مقدمه عذاب است و جمله : (و اللّه يحيى و يميت ) بيان حقيقت امر است حقيقتى كه كفار و گويندگان : (لو كانوا...) درباره آن خطا كردند و كلمه : (يميت مى ميراند) هم شامل مرگ در بستر مى شود و هم شامل قتل چون در سابق هم گفتيم كه وقتى كلمه (موت ) بطور مطلق در كلام آيه شامل هر دو مى شود و جمله : (و اللّه بما تعملون بصير) در جاى تعليل بكار رفته مى خواهد نهى در (لاتكونوا...) را تعليل كند يعنى بفرمايد اگر گفتيم شما مسلمين مثل كفار نباشيد براى اين است كه خدا بدانچه مى كنيد بينا است .
و در جمله (ما ماتوا و ما قتلوا...) موت مقدم بر قتل آمده ، تا نشر هم به ترتيب لف در جمله (اذا ضربوا فى الارض او كانوا غزّى ) باشد چون در اين جمله نيز اول مسافرت آمده كه معمولا مرگ در آن مرگ طبيعى است و بعد جنگ آمده كه معمولا مرگ در آن به كشته شدن است ، ممكن هم هست كه به اين خاطر اين موت را مقدم ذكر كرده كه مردن امرى طبيعى و عادى است و كشته شدن امرى غير طبيعى است و لذا آنكه طبيعى بود جلوتر آمده .
و خلاصه معناى آيه نهى مؤ منين است از اينكه مثل كافران باشند و درباره كسانى كه در بيرون شهر يا در غياب بستگان و يا در جنگ از دنيا بروند بگويند: اگر نزد ما مانده بودند نمى مردند و كشته نمى شدند، براى اينكه اين سخن آدمى را به سوى عذابى قلبى و شكنجه اى الهى كه همان حسرت باشد گرفتار مى كند، علاوه بر اينكه سخنى است ناشى از جهل براى اينكه دورى فلان شخص از خانواده و بستگانش نه او را زنده مى كند و نه مى ميراند و اصولا احيا و اماته از شؤ ون مختص به خداى تعالى است خداى وحده كه شريكى براى او نيست ، پس زنهار كه شما مسلمانان مثل آن كفار نباشيد كه خدا بدانچه مى كنيد بصير و بينا است .

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متم لمغفره من اللّه و رحمة خير مما يجمعون 

ظاهرا مراد از (ما يجمعون ) مال و ملحقات آن است كه مهم ترين هدف در زندگى دنيا است و اگر در اين جمله قتل را جلوتر از موت ذكر كرد، براى اين بود كه كشته شدن در راه خدا نزديك تر به مغفرت است تا مردن ،
پس اين نكته باعث شد كه در خصوص آيه مورد بحث قتل را جلوتر از موت بياورد و لذا در آيه بعد باز مى بينيم كه به همان ترتيب طبيعى برگشته و موت را قبل از قتل آورده ، مى فرمايد: (و لئن متم او قتلتم لالى اللّه تحشرون ) چون نكته اى كه گفتيم در اينجا نبود.

فبما رحمة من اللّه لنت لهم ...

كلمه : (فظ) به معناى جفاكار بى رحم است و غليظ بودن قلب كنايه است از نداشتن رقت و راءفت و كلمه : (انفضاض ) كه مصدر فعل (انفضوا) است متفرق شدن است .
وجه التفات خطاب از مسلمين به پيامبر (ص ) در آيه شريفه 

در اين آيه شريفه التفاتى به كار رفته چون در آيات قبل خطاب متوجه عموم مسلمين بود و در اين آيه متوجه شخص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) شده و خطاب در اصل معنا در حقيقت باز به عموم مسلمين است و مى خواهد بفرمايد: رسول ما به رحمتى از ناحيه ما نسبت به شما مهربان شده است و به همين جهت به او امر كرديم كه از شما عفو كند و برايتان استغفار نمايد و با شما در امور مشورت كند و وقتى تصميمى گرفت بر ما توكل كند.
پس با اينكه اصل معنا اين بود بايد ديد چرا خطاب را به شخص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) برگردانيد؟ و چه نكته اى باعث آن شد؟ نكته اش همان مطلبى است كه در اول آيات مربوط به جنگ خاطرنشان كرده و گفتيم : اين آيات آميخته ب