 بوده و بعدها خداى تعالى حكم حرمتش را نازل فرمود....
مؤ لف قدس سره : مطلبى كه در اين حديث آمده موافق با ظاهر قرآن كريم و هم موافق با اعتبار عقلى است ولى در اين ميان روايات ديگرى است كه معارض با آن است و دلالت دارد بر اينكه اولاد آدم با افرادى از جن و حور كه برايشان نازل شدند ازدواج كردند (و اين روايات با اعتبار عقلى درست در نمى آيد زيرا خلقت جن و حوريان بهشتى مادى نيست و غير مادى نمى تواند فرزند مادى بزايد) و خواننده محترم از آنچه گذشت حق مطلب را دريافت نمود.
رواياتى در ذيل (و اتّقوا اللّه الذى تسائلون به و الارحام ) 
و در مجمع البيان در ذيل آيه : (و اتّقوا اللّه الذى تسائلون به و الارحام )
از امام باقر عليه السلام روايت آورده كه فرمود: معناى تقواى از ارحام اين است كه از قطع رحم بپرهيزيد.
مؤ لف قدس سره : بناى اين تفسير بر قرائت ارحام به فتحه ميم است تا مفعول (اتّقوا) در تقدير باشد.
و در كافى و نيز در تفسير عياشى آمده : كه منظور از ارحام ، ارحام مردم است كه خداى عزوجل امر به صله آن فرموده و آنقدر مورد اهميت و اهتمامش قرار داده كه در رديف خودش آورده است كه فرموده : (از خدا بترسيد و از ارحام ...).
مؤ لف قدس سره : اينكه امام عليه السلام فرمود: (مگر نمى بينى ...) بيان وجه تعظيم ارحام است و منظور از اينكه فرمود: در رديف خود قرارش داده ، اين است كه همانطور كه گفتيم فرموده : (از خدا بترسيد و از ارحام ).
و در تفسير الدرالمنثور است كه عبد بن حميد از عكرمة روايت كرده كه ذيل جمله : (الذى تسائلون به و الارحام ) گفته است : ابن عباس گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) در معناى اين جمله فرمود: خداى تعالى امر مى كند به اينكه : صله رحم كنيد و صله رحم ، هم زندگى دنياى شما را طولانى تر مى كند هم در آخرت برايتان بهتر است .
مؤ لف قدس سره : اينكه فرمود: طولانى تر مى كند، اشاره است به روايات بسيار زيادى كه وارد شده كه صله رحم عمر را زياد مى كند و بر عكس قطع رحم عمر را كوتاه مى سازد و ممكن است وجه آن را با بيانى كه به زودى در تفسير آيه : (و ليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريه ضعافا خافوا عليهم ...) مى آيد به ذهن نزديك ساخت . و ممكن است مراد از جمله : (فانه ابقى لكم ) اين باشد كه صله رحم زندگى را از حيث آثارش طولانى مى كند چون باعث وحدت جارى بين اقارب مى شود و وقتى وحدت خويشاوندى محكم تر شد، انسان در از بين بردن عوامل ناسازگار زندگى بهتر مقاومت مى كند و بهتر از بلاها و مصائب و دشمنان جلوگيرى به عمل مى آورد.
روايتى از اميرالمؤ منين (ع ) درباره ارحام و گفتارى پيرامون رحم و توضيح حديث
و در تفسير عياشى از اصبغ بن نباته روايت شده كه گفت : من از اميرالمؤ منين عليه السلام شنيدم كه مى فرمود:
بسيار مى شود كه بعضى از شما درباره كسى و يا چيزى بايد خرسندى و رضايت به خرج دهد ليكن خشمگين مى شود تا جائى كه مستوجب آتش دوزخ مى گردد (اين در صورتى است كه روايت (فيما يرضى ) باشد و اگر (فيما يرضى ) باشد معنايش اين مى شود كه شما گاهى دچار خشمى مى شويد كه بعد از آن روى خشنودى را نمى بينيد تا داخل آتش گرديد، پس بنابراين هر گاه يكى از شما نسبت به فردى از ارحام خود خشمگين شد به او نزديك شود و با او تماس پيدا كند) كه (اين خاصيت در ميان ارحام هست كه ) هر گاه بدن اين با آن تماس پيدا كند آرامش و ثبات مى يابد آرى رحم به عرش خدا آويزان است صدائى در آن پيدا مى شود نظير صدائى كه از آهن در هنگام كوبيدن بر مى آيد، پس ندا مى دهد: (بار الها وصل كن با كسى كه مرا وصل كرد و قطع كن با كسى كه مرا قطع كرده ) و اين سخن خداوند سبحان است كه : (و اتّقوا اللّه الذى تسائلون به و الارحام ان اللّه كان بكم رقيبا) و هر شخصى آنگاه كه دچار خشم شد اگر ايستاده است فورا بنشيند و در روى زمين ولو شود كه همين نشستن روى زمين پليدى شيطان را از بين مى برد.
مؤ لف قدس سره : معناى كلمه (رحم ) همانطور كه توجه فرموديد عبارت از آن جهت وحدتى است كه به خاطر تولد از يك پدر و مادر و يا يكى از آن دو در بين اشخاص بر قرار مى شود و (در حقيقت ) باعث اتصال و وحدتى مى شود كه در ماده وجودشان نهفته است ، اين يك امر اعتبارى و خيالى نيست بلكه حقيقتى است جارى در بين ارحام ، و آثار حقيقى در خلقت و در خوى آنان دارد، و نيز در جسم و در روحشان موجود است كه به هيچ وجه نمى شود آن را منكر شد، هر چند كه احيانا عواملى ديگر با آن يافت مى شود كه اثرى مخالف آن را دارد و اثر آن را ضعيف و يا خنثى مى كند تا جائى كه ملحق به عدم شود ولى با آن عوامل نيز به كلى از بين نمى رود.
و به هر حال رحم يكى از قوى ترين عوامل براى التيام و آشتى و دوستى بين افراد يك عشيره است و استعداد قوى ترين اثر را دارد و به همين جهت است كه مى بينيم نتايجى كه عمل خير در بين ارحام مى بخشد، شديدتر است از نتايجى كه همين خير و احسان در اجانب دارد و همچنين اثر سوئى كه بدرفتارى در ميان ارحام مى بخشد بسيار قوى تر است از آثار سوئى كه اينگونه رفتارها در بين بيگانگان دارد. اينجا است كه معناى كلام اميرالمؤ منين عليه السلام روشن تر فهميده مى شود كه فرمود:
(هر گاه يكى از شما نسبت به فردى از ارحام خويش خشمگين شد به او نزديك شود...)
چرا كه نزديك شدن به رحم هم رعايت كردن حكم رحم است و هم تقويت و پشتيبانى از او است كه همين دو جهت او را به ياد مى آورد كه طرف مقابل رحم او است و تحريك مى كند به اينكه بيشتر حكم رحم را رعايت كند و در نتيجه بار ديگر اثرش ظاهر گشته و در طرفين راءفت و رحمت پديد آورد.
و همچنين معناى جمله ديگر كه در آخر حديث آمده فرموده بود: (و هر شخصى در حال ايستاده دچار خشم گرديد فورا به زمين بچسبد (بنشيند)...) چرا كه آن حالت خشم اگر از طپش نفس و سبعيت شخص سرچشمه بگيرد و نه از ناحيه خدا (و به خاطر او) قهرا ظهور و پيدايش مستند به هواهاى خود نفس خواهد بود و در حقيقت شيطان نفس را غافل گير كرده به جاى آنكه او را متوجه اسباب حقيقى كند، به سوى اسباب و همى و خيالى مى كشاند و در چنين وضعى اگر تغيير حالتى به خود بدهد مثلا اگر در حال قيام است بنشيند نفس خويش را از شاءنى به شاءنى ديگر منصرف كرده به اين معنا كه امكان آن دارد كه نفس هم از آن اسباب و همى به سوى سبب جديدى واقعى متوجه گشته ، در نتيجه از آن اسبابى كه باعث خشم او بودند، غفلت كند، چون علاقه نفس آدمى به رحمت ، به حسب فطرت ، بيش از غضب است و به همين جهت است كه مى بينيم در بعضى از روايات آمده است كه تغيير حالت در حال غضب منحصر به نشستن نيست بلكه هر تغييرى كه ممكن باشد كافى است
حديثى از امام صادق (ع ) درباره ترحم و تاءثير نزديكى به آن در فرو نشاندنخشم 
نظير رواياتى كه صاحب مجالس آن را از امام صادق از پدرش عليهماالسلام نقل كرده كه در محضرش سخن از غضب به ميان آمد امام عليه السلام فرمود:
انسان گاهى آنچنان غضب مى كند كه دنبالش روى خشنودى را نمى بيند و با همان غضبش داخل آتش مى شود (خلاصه معنا اينكه غضب او را وادار مى كند جنايتى را مرتكب گردد و مستوجب آتش شو