رائى بخوريد و اين دو آيه هم بر مهريه شامل مى شود و هم بر بخشش .
نسخه شفابخش اميرالمؤ منين (ع ) درباره درد شكم 
و در تفسير عياشى از عبداللّه بن قداح از امام صادق (عليه السلام ) از پدرش صلوات اللّه عليه روايت كرده كه فرمود: مردى به حضور اميرالمؤ منين (عليه السلام ) آمد و عرضه داشت : يا اميرالمؤ منين من دردى در ناحيه شكم دارم حضرت فرمود: آيا همسر دارى ؟ عرضه داشت : آرى ، فرمود: از او بخواه تا چيزى از مال شخصيش به تو ببخشد البته با طيب خاطر ببخشد و با آن عسلى بخر و آن عسل را در آب باران حل كن و بنوش تا بهبود يابى چون من از خداى عزوجل شنيده ام كه درباره آب آسمان مى فرمايد: (و نزلنا من السماء ماء مباركا) و درباره عسل مى فرمايد: (يخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فيه شفاء للنّاس ) و درباره مال زنان مى فرمايد: (فان طبن لكم عن شى ء منه نفسا فكلوه هنيئا مريئا) و آن مرد اين دستور العمل را به كار بست و شفا يافت .
مؤ لف قدس سره : صاحب الدرالمنثور هم اين روايت را از عبدبن حميد و ابن منذر و ابن ابى حاتم از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نقل كرده و اين استفاده اى كه آنجناب از آيات قرآنى كرده استفاده اى است لطيف ، كه البته اساسش توسعه دادن در معناى كلام است و از اين قبيل توسعه ها در اخبارى كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده زياد ديده مى شود كه انشاءالله بعضى از آنها را در مواردى كه مناسب باشد ايراد مى كنيم .
و در كافى از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: هرگاه براى شما حديثى كردم و سخنى گفتم دليل و شاهد قرآنى آنرا از من بپرسيد آنگاه در بعضى از كلماتش فرمود: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) مردم را نهى كرد از قيل و قال و از فساد مال و كثرت سؤ ال شخصى پرسيد: يا بن رسول اللّه همين سخن در كجاى قرآن است ؟ فرمود: خداى عزوجل درباره قيل و قال فرموده : (لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بين النّاس ) و درباره فساد مال فرموده : (و لاتوتوا السفهاء جعل اللّه اموالكم التى جعل اللّه لهم قياما)
و درباره كثرت سؤ ال فرموده : (لا تساءلوا عن اشياء ان تبد لكم تسوءكم ).
رواياتى در زيل آيه (و لاتؤ تو السفها اموالكم )
و در تفسير عياشى از يونس بن يعقوب روايت آورده كه گفت : من از امام صادق (عليه السلام ) در مورد آيه : (و لا توتوا السفهاء اموالكم ) پرسيدم كه منظور از سفها چه كسانى هستند؟ فرمود: كسى كه به او وثوق و اعتماد نداريد.
و در همان كتاب از ابراهيم بن عبد الحميد روايت كرده كه گفت : من از امام صادق (عليه السلام ) از معناى آيه : (و لا توتوا السفهاء اموالكم سؤ ال ) نمودم فرمود: هر كسى كه شراب بنوشد او نيز سفيه است .
و در همان كتاب از على بن ابى حمزه از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه گفت : از آنجناب از آيه : (و لا توتوا السفهاء اموالكم ) پرسيدم فرمود: منظور از سفيهان ايتامند، اموال آنان را در اختيارشان نگذاريد تا وقتى كه رشد را از آنان ببينيد عرضه داشتم : پس چرا اموال ايتام را اموال خود ما خوانده و فرموده (اموالتان را به سفيهان ندهيد) فرمود: خطاب به كسانى است كه وارث ايتام باشند.
و در تفسير قمى از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل آيه مورد بحث فرموده : وقتى مردى تشخيص دهد كه همسرش و يا فرزندش سفيه و فساد انگيز است ، نبايد هيچيك از آنها را بر مال خودش مسلط كند، چون خداى تعالى مال را وسيله قوام زندگى او قرار داده ، سپس فرمود: منظور از (قوام زندگى ) معاش است (تا آخر حديث ).
مؤ لف قدس سره : روايات در اين باب بسيار زياد است و اين روايات مؤ يد مطلب گذشته ما است كه گفتيم سفاهت معنائى وسيع دارد و داراى مراتبى است مانند سفاهتى كه باعث حجر و ممنوعيت از تصرف مى شود و نيز سفاهت كودك قبل از رسيدن به حد رشد و مرتبه ديگرش سفاهت زنى است كه هوسران است مرحله ديگرش سفاهت شارب الخمر و مرتبه ديگرش مطلق كسانى است كه مورد اعتماد نباشند و بحسب اختلاف اين مراحل و مصاديق معناى
(دادن مال به آنها) و نيز معناى (اضافه مال به ضمير خطاب ) در (اموالكم ) فرق مى كند كه تطبيق و اعتبار آن با خود خواننده محترم است .
و اينكه در روايت ابى حمزه فرمود: (خطاب به كسانى است كه وارث يتيم باشند) اشاره است به همان حقيقتى كه قبلا ما به آن اشاره كرديم كه اولا تمام اموال موجود در عالم هستى از آن جامعه بشرى است و در مرحله دوم ملك اشخاص مى شود و به مصالح خصوصى تعلق مى گيرد و اصولا اشتراك جامعه در مال باعث شده است كه از اين به آن منتقل گردد.
و در كتاب فقيه از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: وقتى يتم يتيم تمام مى شود و از يتيمى درمى آيد كه به حد احتلام برسد تعبير به (اشده ) نيز به همين معنا است و اگر محتلم بشود ولى رشدى از او ديده نشود و همچنان سفيه و ضعيف باشد، ولى او بايد مال او را نگهدارى كند.
و در همان كتاب از آنجناب روايت آورده كه در ذيل آيه شريفه : (و ابتلوا اليتامى ...) فرمود: (ايناس رشد) به معناى اين است كه بتواند مال خود را حفظ كند.
مؤ لف : وجه اينكه آيه شريفه چگونه بر اين معنا دلالت مى كند قبلا گذشت .
رواياتى در ذيل (و من كان فقيرا فلياءكل بالمعروف )
و در كتاب تهذيب از آن جناب روايت آورده كه در ذيل آيه : (و من كان فقيرا فلياكل بالمعروف ) فرمود: اين كسى است كه به خاطر فقر نمى تواند هر چيزى بخرد و ناگزير است جلوى خواسته هاى خود را بگيرد پس او مى تواند بطور شايسته و خداپسندانه از مال يتيم بخورد و اين وقتى است كه ارتزاقش از مال يتيم و سرپرستيش نسبت به اموال او به صلاح و به نفع يتيم باشد بنابراين اگر مال يتيم اندك است نبايد از آن چيزى بخورد.
و در الدرالمنثور است كه احمد و ابوداود و نسائى و ابن ماجه و ابن ابى حاتم و نحاس (در كتاب ناسخ خود) از ابن عمر روايت كرده اند كه گفت : مردى از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) پرسيد: من از خودم مالى ندارم و سرپرستى يتيمى را به عهده دارم آيا مى توانم از مال آن يتيم ارتزاق كنم ؟ فرمود: از مال يتيمت بخور ولى اسراف و ريخت و پاش مكن و با مال يتيم ثروت نيندوز و مال او را سپر بلا و وسيله حفظ مال خودت مكن .
مؤ لف قدس سره : در اين معانى روايات بسيار زيادى رسيده هم از طرق ائمه اهل بيت (عليهم السلام )
و هم از ديگران و البته در اين باره مباحث فقهى و اخبارى ناظر به آن مباحث هست كه اگر كسى بخواهد از آن اطلاع يابد بايد به جوامع حديث و كتب فقهى مراجعه كند.
و در تفسير عياشى از رفاعه از آن جناب روايت شده كه در ذيل آيه : (فلياكل بالمعروف ) فرموده : پدرم بارها مى فرمود اين آيه نسخ شده است .
و در تفسير الدرالمنثور است كه ابو داود و نحاس هر دو در كتاب ناسخ خود و ابن منذر از طريق عطا از ابن عباس روايت كرده كه گفت : آيه : (و من كان فقيرا فلياكل بالمعروف ) بوسيله آيه (ان الّذين ياكلون اموال الى تامى ظلما...) نسخ شده است .
مؤ لف قدس سره : بايد گفت كه منسوخ شدن آيه با معيارها و موازين نسخ سازگار نيست زيرا در ميان آيات قرآن كريم ، آيه اى نيست كه نس