يه السلام ) آمده كه در تفسير آيه (فاما من اوتى كتابه بيمينه ) فرمود: اين آيه راجع به ابو سلمه عبد اللّه بن عبد الاسود بن هلال مخزومى نازل شده ، كه مردى از قبيله بنى مخزوم بود. و اما آيه (و اما من اوتى كتابه وراء ظهره )، درباره برادرش اسود بن عبد الاسود مخزومى نازل شده كه حمزه او را در جنگ بدر به قتل رسانيد.
و در مجمع البيان در تفسير آيه (لتركبن طبقا عن طبق ) مى گويد: بعضى گفته اند: معنايش شدت بعد از شدت است ، يعنى حيات ، و سپس مرگ ، و بعد از آن بعث ، و سپس جزا. و اين معنا در روايتى كه راويان وسط آن ذكر نشده آمده است .
و از جوامع الجامع نقل شده كه در تفسير اين آيه گفته : و از ابى عبيد نقل شده كه گفته معنايش اين است كه شما همان احوالى را به خود مى گيريد و داراى همان سنت هايى مى شويد كه امت هاى قبل از شما داشتند. و اين معنا از امام صادق (عليه السلام ) رسيده است .بسم اللّه الرحمن الرحيم

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ (1) وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (2) وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ (3) قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (4) النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (6) وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ (7) وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (8) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (9) إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ (10) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ (11) إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ (12) إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ (13) وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ (14) ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ (15) فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ (16) هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ (17) فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ (18) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ (19) وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ (20) بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ (21) فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ (22)

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان و رحيم . سوگند به آسمان داراى برجهاى بسيار (1).
و به روز موعود (2).
و به همه بينندگان آن روز و به خود آن روز كه مشهود همه مى شود (3).
كه هلاك شدند ستمگرانى كه براى سوزاندن مؤ منين چاله هايى آتشى كه براى گيراندنش وسيله اى درست كرده بودند (5).
در حالى كه خودشان براى تماشاى ناله و جان دادن و سوختن مؤ منين بر لبه آن آتش مى نشستند (6).
و خود نظاره گر جنايتى بودند كه بر مؤ منين روا مى داشتند (7).
در حالى كه هيچ نقطه ضعفى و تقصيرى از مؤ منين سراغ نداشتند بجز اينكه به خدا ايمان آورده بودند (8).
خداى مقتدر حميدى كه ملك آسمانها و زمين از آن اوست و خدا بر همه چيز شاهد و نظاره گر است (9).
محققا اين ستمگران و همه ستمگران روزگار كه مؤ منين و مومنات را گرفتار مى كنند و بعدا از كرده خود پشيمان هم نمى شوند عذاب جهنم در پيش دارند و عذابى سوزاننده (10).
محققا كسانى كه ايمان آورده و اعمال شايسته مى كنند باغهايى در پيش دارند كه نهرها از زير درختانش جارى است و اين خود رستگارى بزرگ است (11).
و محققا دستگير كردن پروردگار تو بسيار سخت است (12).
آرى اوست آغازگر پيدايش عالم و او است كه بعد از فناى آن ، دوباره اعاده اش مى دهد (13).
و آمرزگار و محبوب و مهربان هم او است (14 ).
صاحب عرش پر عظمت (15).
و تنها كسى است كه هر چه بخواهد مى كند (16).
آيا داستان لشكريان را شنيده اى ؟ (17).
لشكريان فرعون و ثمود (18).
كفار قوم تو از سرنوشت آنان پند نخواهند گرفت چون تكذيب خوى آنان شده است (19).
و خداى تعالى از خارج وجودشان محيط به وجودشان است (20).
و اين قرآن افسانه نيست بلكه قرآنى است مجيد (21).
كه در لوح محفوظ جاى دارد (22)

بيان آيات

اشاره به مضامين سوره مباركه بروج  
اين سوره مشتمل بر انذار و بشارت است ، و در آن به سختى كسانى را انذار كرده كه مردان و زنان مسلمان را به جرم اينكه به خدا ايمان آورده اند شكنجه مى كنند،
نظير مشركين مكه كه با گروندگان به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) چنين مى كردند، آنان را شكنجه مى كردند تا از دين اسلام به شرك سابق خود برگردند، بعضى از اين مسلمانان صبر مى كردند و بر نمى گشتند و لو شكنجه به هر جا كه خواست برسد، و بعضى برگشته مرتد مى شدند، و اينها افرادى بودند كه ايمانى ضعيف داشتند همچنان كه دو آيه (و من الناس من يقول امنا باللّه فاذا اوذى فى اللّه جعل فتنه الناس كعذاب الله )، (و من الناس من يعبد اللّه على حرف فان اصابه خير اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب على وجهه ). به وضع آنان اشاره مى كند. خداى سبحان در اين آيات قبل از اين مطالب اشاره اى به (اصحاب اخدود) مى كند، و اين خود تشويق مؤ منين به صبر در راه خداى تعالى است ، دنبال اين داستان اشاره اى هم به سرگذشت لشكريان فرعون و ثمود دارد، و اين مايه دلخوشى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) و وعده نصرت به آن جناب و تهديد مشركين است ، و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده .
مراد از ذات البروج بودن آسمان  

و السماء ذات البروج

كلمه (بروج ) جمع برج است ، و (برج ) به معناى هر چيز پيدا و ظاهر است ، و اگر بيشتر در كاخهاى عالى استعمال مى شود، براى اين است كه كاخها در نظر تماشا كنندگان و بينندگان ظاهر و هويدا است ، ساختمان استوانه اى شكلى كه در چار گوشه قلعه ها براى دفاع مى سازند نيز برج ناميده مى شود، و همين معنا منظور آيه است چون مى فرمايد: (و لقد جعلنا فى السماء بروجا و زيناها للناظرين و حفظناها من كل شيطان رجيم )، پس مراد از كلمه بروج موضع ستارگان در آسمان است .
با اين بيان روشن مى شود اينكه بعضى از مفسرين بروج را به دوازده برج اصطلاحى علم نجوم معنا كرده اند، درست نيست .
ترجمه الميزان ج : 20 ص : 414
و در آيه مورد بحث سوگند به آسمانى ياد شده كه به وسيله برجها محفوظ مى شود، و مناسبت اين سوگند با قصه اى كه به زودى بدان اشاره مى كند، و با وعده و وعيدى كه مى دهد بر كسى پوشيده نماند، و ما به زودى به اين مناسبت اشاره مى كنيم 

و اليوم الموعود

اين جمله عطف است بر كلمه (السماء)، يعنى سوگند به آسمان داراى برجها، و (سوگند به روز موعود) كه منظور از آن روز قيامتى است كه خداى تعالى وعده داده در آن روز ميان بندگانش داورى كند.

و شاهد و مشهود

اين دو كلمه نيز عطف بر (سماء) است ، و همه اين مذكورات سوگند بعد از سوگند است بر مطلبى كه مى خواهد در اين سوره بيان كند، و آن - همانطور كه اشاره كرديم - تهديد شديد است به كسانى كه مؤ منين را فريب مى دهند و يا شكنجه مى كنند كه چرا ايمان آورده ايد، و نيز وعده جميلى است به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح مى كنند.
پس گويا فرموده : سوگند مى خورم به آسمان داراى بروج كه شيطانها به وسيله آن رانده مى شوند، كه خدا كيد شيطانها و او